شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ زردها بی خود قرمز نشده اند قرمزی رنگ …

شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار نیما یوشیج را در روزانه بخوانید. اشعار نیما نه تنها بر شاعران معاصر او تأثیر گذاشت، بلکه نسل‌های بعدی را نیز تحت تأثیر قرار داد و الهام‌بخش شاعران جوان‌تر شد. همچنین شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ بز ملا حسن مسئله گو چو به ده از … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ زردها بی خود قرمز نشده اند قرمزی رنگ ...

شعر شماره ۱۱

زردها بی خود قرمز نشده اند

قرمزی رنگ نینداخته ست

بی خودی بردیوار.

صبح پیدا شده ازآن طرف کوه«ازاکو» اما

«وازنا» پیدا نیست.

گرته ي روشني مرده ي برفی همه کارش آشوب

برسرشیشه ي هر پنجره بگرفته قرار

«وازنا» پیدا نیست

من دلم سخت گرفته ست از این

میهمانخانه ي مهمان کش روزش تاریک

که به جان هم نشناخته انداخته ست

چند تن خواب آلود !

چند تن ناهموار !

چند تن نا هشیار !.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۰ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ بر سر قایقش اندیشه کنان قایق بان

مطلب مشابه: شعر شماره ۹ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ هان ای شب شوم وحشت انگیز …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به توصیف احساسات عمیق شاعر و وضعیت‌های مختلف زندگی می‌پردازد. بیایید هر بخش را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. زردها و قرمزها: شاعر در اینجا به رنگ‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که زردها بدون دلیل به قرمز تبدیل نشده‌اند. این ممکن است به تغییرات ناگهانی در زندگی یا احساسات اشاره داشته باشد.

2. صبح و کوه‌ها: شاعر از صبحی صحبت می‌کند که از طرف کوه «ازاکو» پیدا شده، اما «وازنا» (جایی دیگر) هنوز پیدا نیست. این ممکن است نمادی از امید و روشنایی باشد که هنوز به برخی مناطق نرسیده است.

3. آشوب و سکوت: او به تصویر مرده‌ای برفی اشاره می‌کند که همه‌چیز را در آشوب قرار داده است. این تصویر ممکن است به سردی و بی‌حالی در زندگی اشاره کند. شیشه‌های پنجره‌ها نیز نشان‌دهنده جدایی و فاصله از دنیای بیرون هستند.

4. احساسات سنگین: شاعر می‌گوید که دلش سخت گرفته است، گویی در یک مهمانخانه تاریک و غمگین محبوس شده است. این مکان به نوعی نماد زندگی روزمره و خستگی‌های آن است.

5. خواب آلودگی و ناهمواری: او به چند نفر اشاره می‌کند که خواب آلود، ناهموار و نا هشیار هستند. این نشان‌دهنده وضعیت‌های مختلف انسان‌هاست که در زندگی با آن مواجه هستند.

در کل، این شعر به توصیف احساساتی از ناامیدی، سردی، جدایی و همچنین جستجوی امید در میان تاریکی‌های زندگی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری قوی، حالاتی از زندگی را به تصویر می‌کشد که می‌تواند برای بسیاری از افراد آشنا باشد.

مطلب مشابه: شعر شماره ۸ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ سوی شهر آمد آن زن انگاس

مطلب مشابه: شعر شماره ۷ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ در درون تنگنا، با کوره اش، آهنگر فرتوت …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.