شعر شماره ۷ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ در درون تنگنا، با کوره اش، آهنگر فرتوت …

شعر شماره ۷ از مجموعه اشعار نیما یوشیج را در روزانه بخوانید. نیما به زبان فارسی شکل نوینی بخشید و با استفاده از واژگان جدید و ترکیب‌های بدیع، شعری خلاقانه و تازه خلق کرد که هنوز هم تأثیرگذار است. همچنین شعر شماره ۸ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ سوی شهر آمد آن زن انگاس را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۷ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ در درون تنگنا، با کوره اش، آهنگر فرتوت ...

شعر شماره ۷

در درون تنگنا، با کوره اش، آهنگر

فرتوت

دست او بر پتک

و به فرمان عروقش دست

دائماً فریاد او این است، و این است فریاد تلاش او:

« ـــ کی به دست من

آهن من گرم خواهد

شد

و من او را نرم خواهم دید؟

آهن سرسخت!

قد برآور، باز شو، از هم دوتا شو، با خیال من یکی تر زندگانی کن!»

زندگانی چه هوسناک است، چه شیرین!

چه برومندی دمی با زندگی آزاد بودن،

خواستن بی ترس، حرف از خواستن بی ترس گفتن، شاد بودن!

او به هنگامی که تا دشمن از او

در بیم باشد

( آفریدگار شمشیری نخواهد بود چون)

و به هنگامی که از هیچ آفریدگار شمشیری نمی ترسد،

ز استغاثه های آنانی که در زنجیر زنگ آلوده ای را می دهد تعمیر…

بر سر آن ساخته کاو راست در دست،

می گذارد او ( آن آهنگر)

دست مردم را به جای دست های خود.

او

به آنان، دست، با این شیوه خواهد داد.

ساخته ناساخته،یا ساخته ی کوچک،

او، به دست کارهای بس بزرگ ابزار می بخشد.

او، جهان زندگی را می دهد پرداخت!

مطلب مشابه: شعر شماره ۶ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ من چهره ام گرفته من قایقم نشسته به خشکی

مطلب مشابه: شعر شماره ۵ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ در نخستین ساعت شب، در اطاق چوبیش تنها …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به تصویر کشیدن تلاش و کوشش یک آهنگر است که در شرایط سخت و تنگنا به کار خود ادامه می‌دهد. بیایید هر بخش را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. آهنگر و کارش: آهنگر در کوره مشغول کار است و با پتک بر روی آهن می‌کوبد. او در تلاش است تا آهن را گرم کند و آن را نرم کند تا بتواند از آن استفاده کند. این نشان‌دهنده تلاش و کوشش اوست.

2. فریاد تلاش: آهنگر در دلش آرزو دارد که بتواند آهن سرسخت را نرم کند و به آن شکل بدهد. او می‌خواهد که این آهن با خیال او یکی شود و زندگی جدیدی پیدا کند.

3. زندگی و خواسته‌ها: شاعر به زیبایی زندگی اشاره می‌کند و اینکه چقدر شیرین و پر از آرزوست. او خواهان آزادی و شجاعت در ابراز خواسته‌ها و احساسات است.

4. ترس از دشمن: شاعر می‌گوید که وقتی انسان از دشمنانش می‌ترسد، نمی‌تواند آزادانه زندگی کند. اما زمانی که از هیچ چیز نمی‌ترسد، می‌تواند به راحتی زندگی کند و به دیگران کمک کند.

5. کمک به دیگران: آهنگر در نهایت دست مردم را در دست خود می‌گذارد و به آنها کمک می‌کند. او با کارهای بزرگش، ابزارهایی برای دیگران فراهم می‌کند تا زندگی بهتری داشته باشند.

6. پرداخت جهان زندگی: در پایان، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که آهنگر با تلاش‌هایش، زندگی را شکل می‌دهد و به آن معنا می‌بخشد.

در کل، این شعر درباره تلاش، امید، آزادی و کمک به دیگران است. آهنگر نماد کسی است که با کار و کوشش خود نه تنها به خود بلکه به جامعه نیز خدمت می‌کند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۴ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ پاسها از شب گذشته است …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ می تراود مهتاب، می درخشد شبتاب

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.