شعر در مورد تفکر؛ اشعار درباره افکار، تفکرات و اندیشه ها

شعر در مورد تفکر را در روزانه قرار داده‌ایم. شعر به عنوان ابزار تفکر، بلکه شعری که محتوایش درباره تفکر باشد.این نوع شعرها (که می‌توان آن‌ها را شعر متاتفکر یا شعر فلسفی-ذهنی نامید) نقش بسیار مهمی در فرهنگ، ادبیات و حتی رشد فردی دارند.

شعر در مورد تفکر؛ اشعار درباره افکار، تفکرات و اندیشه ها

شعرهای زیبا درباره تفکر

 تــفـکـر کن فراوان در خلایق

اگر خواهی شوی محبوب و لایق

نظر کن در نباتات و جمادات

به چشمِ دل ، که باشد فوقِ عادات

نگاه کن خاک را ، یک دم پسر جان

که باشد خاک را ، آیت ز جانان

ز خاک آید پدید انسانِ ” آگـاه ”

بجوشد از دلش صد چشمه و چاه

به اِذن اللّه دهد عیسی بر آن جان

نهد صورت بر آن، موسی ابن عمران

هر آنکس باشدش با او رفاقت

شود با خیلِ خوبان در رقابت

زِ خاک آید برون صدها صنوبر

هزاران بوته ی ناب و مُعَطر

آن همه غرق تحیر ماندند

بی تفکر وز تفکر ماندند

در سکوتِ ذهنم،

اندیشه چون موجی بی‌پایان می‌گذرد.

هر سوال، پلی‌ست میان من و بی‌نهایت.

می‌اندیشم تا بدانم

که دانستن، آغازِ نادانیِ تازه‌ای‌ست.

فکر، پرنده‌ای‌ست

که در قفسِ عادت نمی‌خواند.

آزادش کن،

بگذار تا از آسمان یقین بگذرد

و در ابرهای تردید معنا شود.

تفکر یعنی دیدنِ نامرئی‌ها،

شنیدنِ خاموشی‌ها.

آنجا که چشم بسته است

و دل، پنجره‌ای‌ست

به روشناییِ درون.

اندیشه، نوری‌ست در تاریکیِ خود.

هرچه به درون‌تر می‌نگری،

جهان وسیع‌تر می‌شود.

خود را بشناس،

که در تو، هزار خورشید در انتظار طلوع است.

در دلِ هر پرسش،

دانه‌ای از بیداری نهفته است.

کسی که می‌پرسد،

پله‌ای از خواب به نور می‌نهد.

تفکر، آغازِ بیداری‌ست.

بی‌فکر زیستن،

چون عبور از باغی در تاریکی‌ست.

گل‌ها همان‌جا هستند،

اما عطرشان را نمی‌فهمی.

هر اندیشه، صدای دورِ حقیقت است.

گاهی نزدیک می‌شود،

گاهی گم می‌شود،

اما همیشه هست —

در سکوتِ دل.

تفکر، سفری‌ست

از من به من.

راهی بی‌نقشه،

که مقصدش در آغاز پنهان است.

می‌اندیشم،

نه برای یافتنِ پاسخ،

که برای دیدنِ خودِ پرسش.

زیرا گاهی سؤال،

زیباتر از جواب است.

فکر کردن یعنی تماشا از درون.

جهان بیرون، تنها بازتابِ ذهن ماست.

وقتی اندیشه پاک شود،

آیینه‌ی هستی، زلال می‌گردد.

مطلب مشابه: متن فکر و خیال؛ جملات زیبا و غمگین درباره افکار احساسی

مطلب مشابه: جملات زیبا در مورد تفکر و اندیشه 🧠(متن درباره افکار و اندیشه کردن)

شعرهای زیبا درباره تفکر

تفکر، هنرِ مکث است

میان بودن و نبودن.

آنجا که روح

در ترازوی معنا

خود را وزن می‌کند.

اندیشه، شعله‌ای‌ست درون جان.

نه خاموش می‌شود،

نه می‌سوزاند —

فقط روشن می‌کند.

هر فکر، دانه‌ای‌ست.

اگر در خاکِ آگاهی بیفتد،

حقیقت می‌روید.

اگر در سنگِ تعصب،

می‌میرد.

گاهی باید فکر نکرد،

تا فکرِ حقیقی بیاید.

سکوت،

رحمِ زایشِ اندیشه است.

تفکر، تماشای خویشتن است

در آینه‌ی جهان.

هرچه شفاف‌تر شوی،

خدا را نزدیک‌تر می‌بینی.

مطلب مشابه: متن درباره قدرت ذهن [ 50 سخن زیبا و جملات درباره افکار و ذهن ]

مطلب مشابه: جملات درباره اندیشیدن و سخنان سنگین در مورد تفکر کردن

عکس نوشته اشعار درباره تفکر

من فکر می‌کنم،

پس هنوز زنده‌ام.

اما زنده‌تر می‌شوم

وقتی از فکر،

به فهم می‌رسم.

اندیشه، پرنده‌ای‌ست

که از شانه‌ی عقل می‌پرد

و بر شاخه‌ی دل می‌نشیند.

آنجاست که حقیقت می‌خواند.

هرگاه خاموش می‌شوم،

فکرهایم بلندتر سخن می‌گویند.

در میانِ نشنیدن‌ها،

گوشِ دل بیدار است.

تفکر یعنی بازگشت به آغاز،

جایی که هنوز “من” نبودم.

آن‌جا که سکوت،

معنای بودن بود.

بی‌تفکر، عمر می‌گذرد

اما رشد نمی‌کند.

می‌اندیشم،

نه از ترسِ ندانستن،

که از شوقِ فهمیدن.

چو انجام تفکر شد تحیر

در اینجا ختم شد بحث تفکر

مدح تو ضمیری از تفکر

شکر تو زبانی از ترنم

صرفت العمر فی تحصیل مالک

تفکر یا معنی فی مالک

غمت شکار می کند تمام شادمانی ات

بترس! اینکه میرود نشاط زندگانی ات

طلای لحظه بس گران به دست میرسد اگر،

چه مفت در رَوَد ولی طراوت جوانی ات

بباید از بهار ِ خود تو مست از صفا شوی!

که کهنه می کند تو را تفکر خزانی ات

“شکست” تحفه ی غم از کتاب تلخ ماتم است

و “کسر”، ساده میکند نگاه آسمانی ات

“بَلا فروش ِ” شهر را که منکر تبسم است!

بِبر به آرواره ی تفکر جهانی ات

ز مرز ِ بسته بگذر و اسیر غصه ها مشو

که بر زمین زند تو را حساب ناتوانی ات!

خوشبختی چیزی نیست …

که بخواهی آن را به تملک خود درآوری ،

خوشبختی کیفیتِ تفکر است ٬

حالت روحی ست ؛

خوشبختی ..٬

وابسته به جهان درون توست …!

بجز شکر پروردگار جهان

چه شایسته تر تا بگوید زبان

بهر لحظه شکرش تفکر فزود

شگفتی بزرگی کران بیکران

جهان صغیراست هر آدمی

بچشم خرد گر ببینی جهان

دلت صیقلی کن به اکسیر عشق

که تا باز تابد بتو نور جان

بشادی گرا و دلی شاد کن

بگردان دل خلق را شادمان

عبادت بود خیر خواهی بخلق

به نرمی بپرداز با مردمان

تفکر بود عشق بر خالقت

تفکر همان عشقبازی بدان

بهر چیزخواهی به تعدیل باش

بجز عشق پروردگار جهان

گر”عبدی” به تعدیل میکرد کار

دل روشنی داشت چون عار …

دردت اول از تفکر میرسد

آخر الامرت تحیر میرسد

تأمل میکن اندر هر مقامی

تفکر میکن اندر هر کلامی

تفکر از برای برد باشد

تو سرتاسر همه ایثار گشتی

به تفکر شوند برخوردار

ز آیت فانظروا الی الآثار

بگفتا من تفکر پیشه کردم

درین معنی بسی اندیشه کردم

سکوت خواهم کرد

تا شعرم را ندانی

و قلبم را به زنجیر خواهم بست

تا تسخیر ناپذیر گردد.

لبانم را می دوزم

و در تفکر یک مرد تنها

محبت و عشق را نقاشی خواهم کرد.

دستانم را خواهم برید

و زبانم را کوتاه.

تا ترس تو از زبانم من را امانی دهد.

شاید بتوانم در ذهن خود

قانون را به تساوی تقسیم کنم.

و اگر فرستی بود

کودکان فقیر را لقمه نانی.

مطلب مشابه: متن در مورد اندیشه + جملات و سخنان بزرگان در مورد تفکر و اندیشه کردن

مطلب مشابه: شعر درباره فکر و خیال؛ جملات درباره تفکران ذهنی و خیالبافی

عکس نوشته اشعار درباره تفکر

شعرهای عمیق درباره تفکر

نماز خاصیت عجیبی داره

هر وقت با عجله و بی توجه

خوانده می شه، دیر تموم می شه

هر وقت با تأمل، تفکر و عشق

خوانده می شه، زود تموم می شه

زندگی و تفکر زوال یکدیگرند

گر کمر همت به زندگی کردن بسته ای

از تفکر به هراس

اگر هم فکر

تفکر را در سر داری

زندگیت تباه است

نخست از فکر خویشم در تحیر

چه چیز است آنکه گویندش تفکر؟

چون کلک تفکر به دست گیرد

بر دست عطارد نگار باشد

کز تواتر در ثنای تو نیاساید دمی

خاطر من از تفکر خامه من از صریر

در عیش اگر کم آمدم از طبع ناخوشست

در علم هر زمان به تفکر فزون ترم

بجز تفکر مدح تو نیست در اوهام

بجز حکایت جود تو نیست در افواه

ز بس کز غصه طبعش تفکر می کند شبها

شدست اندر عروق لجه او ماده سودایی

بجز شکر پروردگار جهان

چه شایسته تر تا بگوید زبان

بهر لحظه شکرش تفکر فزود

شگفتی بزرگی کران بیکران

جهان صغیراست هر آدمی

بچشم خرد گر ببینی جهان

دلت صیقلی کن به اکسیر عشق

که تا باز تابد بتو نور جان

بشادی گرا و دلی شاد کن

بگردان دل خلق را شادمان

عبادت بود خیر خواهی بخلق

به نرمی بپرداز با مردمان

تفکر بود عشق بر خالقت

تفکر همان عشقبازی بدان

بهر چیزخواهی به تعدیل باش

بجز عشق پروردگار جهان

گر”عبدی” به تعدیل میکرد کار

دل روشنی داشت چون عارفان

آرام باش ..

توکل کن ..

تفکر کن ..

آستینها را بالا بزن!

آنگاه دستان خداوند را می بینی

که زودتر از تو دست به کار شده اند ..

ابرهای سنگین تفکر آمدند

رعد و برق تفکرهای نو آمدند

باران موضوع باریدن گرفت

و من زیر باران مانده ام

فکرهای زیادی به تنمم هجوم آوردهاند

از شدتشان خیش تفکرم

کدامشان مرا مریض خود میکند

در تب کدامشان خواهم سوخت

باز در بستر مریضی این تفکر

چند روزی اسیرم تا خوب شوم

منتظر باران بعدی میمانم

منتظر طراوت باران

منتظر شکوفایی فکرم

در هجوم قطره ها

زنده باد ابرهای سنگین تفکر

زنده باد باران

زنده باد باران

به تفکر رسد به سر فلک

به تجسس رسد به وهم حسود

شعرهای عمیق درباره تفکر

به نظم مرثیه ای در که چون ز موجب آن

یتیم وار تفکر کنم برآشوبم

خاک شو معنی موهومی هستی دریاب

فهم رازت بعدم جیب تفکر دارد

گویای بی تلفظ و بینای بی بصر

دانای بی تفکر و دارای بی ملال

غمت شکار می کند تمام شادمانی ات

بترس! اینکه میرود نشاط زندگانی ات

طلای لحظه بس گران به دست میرسد اگر،

چه مفت در رَوَد ولی طراوت جوانی ات

بباید از بهار ِ خود تو مست از صفا شوی!

که کهنه می کند تو را تفکر خزانی ات

“شکست” تحفه ی غم از کتاب تلخ ماتم است

و “کسر”، ساده میکند نگاه آسمانی ات

“بَلا فروش ِ” شهر را که منکر تبسم است!

بِبر به آرواره ی تفکر جهانی ات

ز مرز ِ بسته بگذر و اسیر غصه ها مشو

که بر زمین زند تو را حساب ناتوانی ات!

به تعدادآدمهای

روی کره ی خاکی،

تفاوت فکر و نگرش وجود دارد!!

پس این را بپذیر:

کسی که تفکرش باتو متفاوت است،

دشمنت نیست؛

انسان دیگریست!

به اصل خویش یک ره نیک بنگر

که مادر را پدر شد باز و مادر

جهان را سر به سر در خویش می‌بین

هر آنچ آمد به آخر پیش می‌بین

در آخر گشت پیدا نفس آدم

طفیل ذات او شد هر دو عالم

نه آخر علت غایی در آخر

همی گردد به ذات خویش ظاهر

ظلومی و جهولی ضد نورند

ولیکن مظهر عین ظهورند

چو پشت آینه باشد مکدر

نماید روی شخص از روی دیگر

شعاع آفتاب از چارم افلاک

نگردد منعکس جز بر سر خاک

تو بودی عکس معبود ملایک

مطلب مشابه: شعر کوتاه سنگین و مفهومی نو و قدیمی و اشعار با معنی از شاعران بزرگ

مطلب مشابه: اشعار فلسفی مولانا؛ 20 شعر فلسفی عمیق و زیبا از شاعر بزرگ مولانا

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.