قافیه چیست؟ انواع قافیه در شعر فارسی و نمونه های اشعار با قافیه

قافیه چیست؟ انواع قافیه در شعر فارسی و نمونه های اشعار با قافیه

قافیه از مهم‌ترین ارکان شعر است که در تمامی زبان‌های زنده دنیا از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. ما نیز در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم قافیه را به ساده‌ترین شکل ممکن توضیح داده و انواع آن را بنویسیم. در ادامه با ما باشید.

قافیه چیست؟ (به زبان ساده)

قافیه به کلمات یا حروفی اطلاق می‌شود که با تکرار آن‌ها می‌توان به شعر ساختار و نظم بخشید. برای این منظور، لازم است که قسمت تکرارشونده به‌گونه‌ای باشد که مانند مثال‌های زیر عمل کند: {خداوند نام و خداوند مکان|خداوند روزی ده رهنما}. در اینجا، «جای» و «رهنما» به عنوان دو قافیه شناخته می‌شوند و باید توجه داشت که این قافیه‌ها جزئی از کلمه اصلی هستند و به آن‌ها افزوده نشده‌اند.

همچنین، اگر کل یک کلمه به معنایی مشابه و از یک ریشه واحد تکرار شود، به آن ردیف گفته می‌شود. حرف آخر قافیه را روى می‌نامند؛ به عنوان مثال، در کلمات «جام»، «وام»، «دام»، «نام» و «آرام»، حرف «م» روى است.

معین در فرهنگ لغت خود در مورد «قافیه» چنین نوشته است:

«ای نرگس پرخمار تو مست [/] دل‌ها ز غم تو رفت از دست.» در اینجا قافیه از آخر کلمه آغاز می‌شود و تا نخستین حرکتی که پیش از حروف ساکن آن وجود دارد ادامه می‌یابد.

بنابراین، قافیه این شعر تنها شامل دو حرف و حرکتی است که عبارتند از «س» و «ت» و حرکت ماقبل آن. اما اگر حرف آخر قافیه به‌طور طبیعی بخشی از خود کلمه نباشد و به دلیل خاصی به آن افزوده شده باشد، مانند مثال زیر: «برخی چشم مستشان [/] و آن زلف همچون شستشان.» در اینجا، کلمات اصلی در پایان شعر «مست» و «شست» هستند و «شان» به دلیل اضافت جمع به آن‌ها ملحق شده است. بنابراین قافیه باید از آخر کلمه شروع شده و تا نخستین حرکتی که پیش از حروف ساکن کلمه وجود دارد ادامه یابد.

مطلب مشابه: شعر نو چیست؟ انواع شعر نو و تفاوت آنها و چند نمونه اشعار نو

انواع قافیه در شعر فارسی

انواع قافیه در شعر فارسی

انواع قافیه در شعر فارسی، بر اساس تقطیع، به پنج دسته تقسیم می‌شود که این تقسیم‌بندی مورد توافق شاعران عرب و فارسی‌زبان است: مترادف، متدارک، متکاوس، متواتر و متراکب. برخی از اهل فن این اصطلاحات را «القاب قوافی» نامیده و برخی دیگر به آن‌ها حدود قافیه می‌گویند.

1. مترادف: این نوع قافیه به معنای تکرار پیوسته است و شامل دو حرف ساکن متوالی و یک حرف ساکن در انتها می‌باشد. به‌عنوان مثال، واژه «یار» نمونه‌ای از این قافیه است (که در آن، قدما حروف صدادار بلند را ساکن به حساب می‌آوردند).

2. متدارک: این واژه به معنای دریابنده و دریافت‌کننده است و قافیه‌ای است که شامل دو حرف متحرک و یک حرف ساکن در انتهاست. نمونه‌ای از این نوع قافیه، کلمه «خِرَد» است.

3. متکاوس: این اصطلاح به معنای انبوه است و در شعر به قافیه‌ای اطلاق می‌شود که شامل چهار حرف متحرک و یک حرف ساکن در انتها باشد. مثالی از این نوع قافیه، واژه «بزنمش» است.

4. متواتر: تواتر به معنای تکرار پیوسته است و این نوع قافیه دارای یک حرف ساکن در دو طرف خود می‌باشد. مانند واژه «درکش».

5. متراکب: این واژه به معنای برهم‌نشسته است و قافیه‌ای است که شامل سه حرف متحرک و یک حرف ساکن در انتها باشد. نمونه‌ای از این نوع قافیه، کلمه «فِکَنَد» است.

ذوقافتین: زمانی که یک یا چند کلمه بعد از قافیه تکرار شوند و دارای معانی متفاوت اما تلفظ مشابه باشند، این کلمات به‌عنوان ردیف محسوب نمی‌شوند بلکه قافیه به شمار می‌آیند و در این صورت، بیت را ذوقافتین می‌نامند. به عبارت دیگر، چنین بیتی به نوعی دو قافیه دارد.

انواع قافیه در شعر غیر فارسی و جهانی

قافیه‌ها در شعر فارسی به چند نوع مختلف تقسیم می‌شوند که هر کدام ویژگی‌ها و قواعد خاص خود را دارند. در زیر به انواع قافیه اشاره می‌شود:

1. قافیه‌های ساده: این قافیه‌ها معمولاً شامل یک یا چند حرف آخر یک کلمه هستند که در انتهای بیت تکرار می‌شوند. مثلاً در کلمات «دل» و «بلبل»، حرف «ل» قافیه است.

2. قافیه‌های مرکب: این قافیه‌ها شامل ترکیبی از چند کلمه یا ترکیب‌های لفظی هستند. مثلاً در شعر «دلم گرفته، دلم تنگ است»، قافیه «گرفته» و «تنگ» به‌صورت مرکب استفاده شده است.

3. قافیه‌های متنوع: این نوع قافیه‌ها شامل حروف و حرکات مختلفی هستند که ممکن است در انتهای کلمات مختلف وجود داشته باشند. مثلاً در کلمات «آسمان» و «دوران»، قافیه «ان» مشترک است.

4. قافیه‌های مکرر: در این نوع، قافیه یکسان در چندین بیت تکرار می‌شود. این نوع قافیه معمولاً برای ایجاد انسجام و هماهنگی در شعر استفاده می‌شود.

5. قافیه‌های غیرمستقیم: در این نوع، قافیه‌ها به‌طور مستقیم مشابه نیستند، اما از نظر معنایی یا آوایی به هم نزدیک هستند. مثلاً کلمات «شاعر» و «خواب» می‌توانند به‌عنوان قافیه‌های غیرمستقیم در نظر گرفته شوند.

6. ردیف: ردیف به تکرار یک یا چند کلمه مشخص در انتهای هر بیت گفته می‌شود. این کلمات معمولاً ثابت هستند و به شعر انسجام بیشتری می‌بخشند.

هر یک از این انواع قافیه‌ها می‌توانند برای ایجاد زیبایی و تنوع در شعر استفاده شوند و شاعر با توجه به موضوع و احساس خود، نوع مناسب را انتخاب می‌کند.

مطلب مشابه: قصیده چیست؟ تکنیک های قافیه بندی، انواع آن و بهترین قصاید

مطلب مشابه: رباعی چیست؟ وزن این قالب شعری، تفاوت با دوبیتی و انواع شعر رباعی

قافیه در شعر نو

در شعر نو، ازآن‌جاکه طول مصراع‌ها و بیت‌ها یک‌سان نیست و کلمهٔ قافیه با نظم مشخصی تکرار نمی‌شود، قافیه با تعریف سنتی آن همخوانی ندارد، اما به‌هرحال شاعران نوگرا نیز از قافیه در شعرهایشان استفاده می‌کنند، اما این قافیه بدون نظم و قاعدهٔ ازپیش‌تعیین‌شده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد.

احمد شاملو در مصاحبه با ناصر حریری دراین‌باره می‌گوید: «می‌توان از قافیه توقع ارجاع‌دهندگی داشت؛ یعنی خواننده را بی‌درنگ ازطریق قافیه به کلمهٔ خاصی که مورد نظر است توجه داد. حضور نامنتظَرش می‌تواند در القاء موسیقایی شعر هم بسیار کارساز باشد. حتی در پاره‌ای موارد، تمام بارِ ساختاریِ شعر را به دوش می‌کشد.»

نمونه

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید

حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید

همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

هوشنگ ابتهاج

کاش می شد عشق را آغاز کرد

با هزاران گل یاس آن را ناز کرد

کاش می شد شیشه غم را شکست

دل به دست آورد نه این که دل شکست

ز یاران کینه هرگز در دل یاران نمی ماند

به روی آب جای قطره ی باران نمی ماند

ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا

به زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا

خاقانی

زندگی یعنی همین لبخند تو

عشق یعنی یک نفر مانند تو

مرحبا بر عشق تفسیرش تویی

آفرین بر آسمان ماهش تویی

مطلب مشابه: مثنوی چیست؟ ساختار و وزن مثنوی و نمونه اشعار زیبای مثنوی

نمونه

ای عشق همه بهانه از توست

 من خامشم این ترانه از توست

من اندوه خویش را ندانم

این گریه‌ی بی‌بهانه از توست

من می‌گذرم خموش و گمنام آوازه‌ی جاودانه از توست

چون سایه مرا ز خاک برگیر کاینجا سرو آستانه از توست

هوشنگ ابتهاج

نگارینا دل و جانم ته داری

همه پیدا و پنهانم ته داری‌

نمی‌دونم که این درد از که دارم

همی دونم که درمانم ته داری

خوشا دردی که درمانش تو باشی

خوشا راهی که پایانش تو باشی

خوشا آن دل که دلدارش تو باشی

خوشا جانی که جانانش تو باشی

خوشی و خرمی و کامرانی

 کسی دارد که خواهانش تو باشی

چه خوش باشد دل امیدواری

که امید دل و جانش تو باشی

عراقی

کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را

غیبت نکرده‌ای که شوم طالب حضور

پنهان نگشته‌ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی که من

 با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

زیبا شود به کارگه عشق، کار من

 هرگه نظر به صورت زیبا کنم تو را

فروغی بسطامی

ای نور دل و دیده و جانم! چونی؟

 وی آرزوی هر دو جهانم! چونی؟

من بی لب لعل تو چنانم که مپرس

 تو بی رخ زرد من، ندانم چونی؟

تو سرنوشت منی از تو من کجا بگریزم

 کجا رها شوم از این طلسم تا بگریزم

به جز تو نیست هر آن کس که دوست داشته بودم

 اگر هر آینه سوی گذشته‌ها بگریزم

به هر کجا که روم آسمان من این است

سیاه مثل دو چشم تو، پس چرا بگریزم

حسین منزوی

مطلب مشابه: غزل چیست؟ اهمیت شعر غزل، انواع غزل و نمونه چند غزل زیبا

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.