غزل شماره ۸ از غزلیات سعدی (ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را)
سعدی را میشناسید. شاعر بزرگ اریانی که آوازه غزلیات او به گوش جهانیان نیز رسیده است. در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه قصد داریم غزل شماره ۸ از غزلیات سعدی را برای شما دوستان قرار دهیم. لازم به ذکر است که ما در ادامه تقسیر این غزل زیبا را نیز برای شما دوستان قرار خواهیم داد. پس دوستداران ادبیات با ما همراه شوند.

غزل شماره هشت سعدی
ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن وآنگه بده اصحاب را
من نیز چشم از خواب خوش بر مینکردم پیش از این
روز فراق دوستان شبخوش بگفتم خواب را
هر پارسا را کآن صنم در پیش مسجد بگذرد
چشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را
من صید وحشی نیستم در بند جان خویشتن
گر وی به تیرم میزند اِستادهام نُشّاب را
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را
وقتی در آبی تا میان دستی و پایی میزدم
اکنون همان پنداشتم دریای بیپایاب را
امروز حالا غرقهام تا با کناری اوفتم
آنگه حکایت گویمت درد دل غرقاب را
گر بیوفایی کردمی یَرغو به قاآن بردمی
کآن کافر اعدا میکشد وین سنگدل احباب را
فریاد میدارد رقیب از دست مشتاقان او
آواز مطرب در سرا زحمت بُوَد بواب را
«سعدی! چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو»
ای بیبصر! من میروم؟ او میکشد قلاب را
مطلب مشابه: غزل شماره ۷ از غزلیات سعدی (مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا)
مطلب مشابه: غزل شماره ۶ از غزلیات سعدی؛ پیش ما رسمِ شکستن نبود عهد وفا را
تفسیر این شعر

این شعر از سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، به موضوع عشق و دلدادگی میپردازد و احساسات عمیق انسانی را به تصویر میکشد. بیایید این شعر را به زبان سادهتر توضیح دهیم:
تشنگی و نیاز به عشق:
شاعر در آغاز میگوید که او به شدت تشنه عشق و محبت است و از ساقی (نشاندهنده شخصی که شراب یا عشق میآورد) میخواهد که ابتدا او را سیراب کند و سپس به دوستانش نیز محبت کند.
خواب و بیداری:
او به یاد میآورد که پیش از این، خواب خوشی داشته است، اما اکنون در روز جدایی از دوستانش، خوابش مختل شده است.
عشق و عبادت:
شاعر اشاره میکند که وقتی معشوق (صنم) در نزدیکی مسجد عبور میکند، نگاه عاشقان به او ممکن است عبادت را تحتالشعاع قرار دهد.
آزادی و وابستگی:
او خود را به عنوان صید وحشی توصیف میکند که در بند خود نیست و اگر معشوق او را هدف تیر قرار دهد، او در برابر آن ایستاده است.
ارزش عشق:
شاعر به این نکته اشاره میکند که هیچکس نمیتواند ارزش عشق و دوستی را مانند کسی که در آن قرار دارد، درک کند. او به ماهیای اشاره میکند که وقتی از آب خارج میشود، ارزش آب را درک میکند.
غرق شدن در عشق:
شاعر بیان میکند که اکنون در عشق غرق شده است و وقتی با معشوقش کنار بیفتد، داستان درد دلش را برای او خواهد گفت.
وفاداری و خیانت:
اگر او بیوفا باشد، ممکن است به جایی برود که دشمنان او را بکشند، در حالی که دوستانش سنگدل هستند.
فریاد رقیب:
رقیب او از دست عاشقان فریاد میزند و آواز مطرب (موسیقی) در این دردسرها بیفایده است.
دوری از معشوق:
سعدی در پایان میگوید که اگرچه او به معشوق نزدیک میشود، اما دیگر نمیتواند دور شود زیرا معشوق او را به خود جذب میکند.
به طور کلی، این شعر احساسات عمیق عشق، جدایی، وفاداری و ارزش دوستی را به زیبایی بیان میکند و نشاندهندهی قدرت عشق در زندگی انسانهاست.
مطلب مشابه: غزل شماره ۵ از غزلیات سعدی {تفسیر و معنی ساده این غزل}
مطلب مشابه: غزل شماره ۴ از غزلیات سعدی (اگر تو فارغی از حال دوستان یارا)










