غزل شماره ۶ از غزلیات سعدی؛ پیش ما رسمِ شکستن نبود عهد وفا را

غزل شماره ۶ از غزلیات سعدی را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. آثار وی در کتاب کلّیات سعدی، شامل گلستان به نثر، کتاب بوستان در قالب مثنوی و نیز غزلیات، گردآوری شده است. علاوه بر این او آثاری در سایر قالب‌های ادبی نظیر قصیده، قطعه، ترجیع‌بند و تک‌بیت به زبان فارسی و عربی نیز دارد.

غزلیات سعدی، اغلب عاشقانه و توصیف‌کنندهٔ عشق زمینی است؛ هرچند که وی غزلیات پندآموز و عارفانه نیز سروده است. گلستان و بوستان به‌عنوان کتاب‌های اخلاقی شناخته می‌شوند.

غزل شماره ۶ از غزلیات سعدی؛ پیش ما رسمِ شکستن نبود عهد وفا را

اهمیت غزلیات سعدی

غزلیات سعدی، به عنوان یکی از برجسته‌ترین آثار ادبیات فارسی، دارای اهمیت و ارزش‌های بسیاری هستند. در زیر به برخی از این جنبه‌ها اشاره می‌کنم:

زیبایی زبان و ادبیات:

غزلیات سعدی به خاطر زبان ساده و در عین حال زیبا و روانش، همواره مورد توجه شاعران و ادیبان قرار گرفته است. او با استفاده از تشبیهات و استعاره‌های زیبا، احساسات انسانی را به شکلی دلنشین و عمیق بیان کرده است.

عواطف انسانی:

سعدی در غزلیات خود به بررسی عواطف و احساسات انسانی می‌پردازد. عشق، دوستی، غم، شادی و دیگر احساسات انسانی در اشعار او به خوبی نمایان است و این باعث ارتباط عمیق‌تری با خوانندگان می‌شود.

فلسفه زندگی:

غزلیات سعدی به نوعی فلسفه زندگی را نیز در خود دارند. او با بیان نکات اخلاقی و اجتماعی، به خوانندگان یادآوری می‌کند که چگونه باید در زندگی عمل کنند و به چه ارزش‌هایی پایبند باشند.

 تأثیر فرهنگی و اجتماعی:

سعدی با آثارش تأثیر زیادی بر فرهنگ و جامعه ایرانی گذاشته است. اشعار او در طول تاریخ منبع الهام برای شاعران بعدی بوده و در بسیاری از محافل ادبی مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند.

نقد اجتماعی:

سعدی در برخی از غزلیات خود به نقد اجتماعی و سیاسی نیز پرداخته است. او با نگاهی تیزبینانه به مشکلات اجتماعی زمان خود، به نقد رفتارهای ناپسند می‌پردازد و تلاش می‌کند تا جامعه را به سمت اصلاح سوق دهد.

مطل مشابه: غزل شماره ۴ از غزلیات سعدی (اگر تو فارغی از حال دوستان یارا)

مطلب مشابه: غزل شماره ۵ از غزلیات سعدی {تفسیر و معنی ساده این غزل}

غزل شماره شش

پیش ما رسمِ شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست‌عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مُخَیَّر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم

تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید

دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را

باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن

تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را

از سر زلف عروسان چمن دست بدارد

به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را

سر انگشت تَحَیُّر بگزد عقل به دندان

چون تأمل کند این صورت انگشت‌نما را

آرزو می‌کندم شمع‌صفت پیش وجودت

که سراپای بسوزند من بی سر و پا را

چشم کوته‌نظران بر ورق صورت خوبان

خط همی بیند و عارف قلم صنع خدا را

همه را دیده به رویت نگران‌ست ولیکن

خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را

مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند

به سر تربت سعدی بطلب مهرْگیا را

هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را

قُل لِصاحٍ تَرَکَ النّاسَ مِن الوَجْدِ سُکاریٰ

مطلب مشابه: مثنویات سعدی شاعر بزرگ { گلچین مثنویات زیبای شاعر بزرگ }

مطلب مشابه: گزیده 10 غزل عاشقانه حافظ + شعر و غزلیات معروف حافظ شیرازی

معنی ساده و تفسیر این شعر

معنی ساده و تفسیر این شعر

این شعر از سعدی یکی از شاعران بزرگ فارسی‌زبان است و در آن به موضوعاتی چون عشق، وفا، درد و رنج، و حقیقت اشاره دارد. در اینجا به زبان ساده‌تر و با توضیحات مناسب به تحلیل شعر می‌پردازیم:

شکستن عهد وفا:

شاعر می‌گوید که در میان ما، شکستن عهد وفا مرسوم نیست. یعنی ما به عهد و پیمان خود وفادار هستیم و این موضوع برای ما اهمیت دارد.

فراموش نکن صحبت ما را:

شاعر از معشوقش می‌خواهد که صحبت‌ها و وعده‌هایی که با هم داشته‌اند را فراموش نکند و به آن‌ها پایبند باشد.

قیمت عشق:

او بیان می‌کند که کسی که عشق واقعی را نمی‌شناسد، نمی‌تواند در برابر سختی‌ها و مشکلات عشق پایدار بماند. یعنی اگر کسی در عشق صادق نباشد، نمی‌تواند بار رنج‌های آن را تحمل کند.

اختیار در قیامت:

اگر روز قیامت به او اختیار بدهند که چه بخواهد، او دوستش را انتخاب می‌کند و نه نعمت‌های بهشت. این نشان‌دهنده اهمیت عشق اوست.

وفا و سر باز نپیچیدن:

شاعر می‌گوید حتی اگر جانم برود، از عهد و وفایم به تو دست برنمی‌دارم. او می‌خواهد پس از مرگش، دیگران بگویند که او در عشق وفادار بوده است.

درد و عیادت یار:

شاعر بیان می‌کند که خوشحالی او در این است که یارش به عیادت او بیاید، زیرا درد واقعی را فقط کسانی که در عشق رنج می‌کشند می‌فهمند.

نگاه به آینه:

او از معشوقش می‌خواهد که به آینه نگاه کند تا بداند که چه بلایی بر سر عاشقش آمده است. این نشان‌دهنده‌ی ارتباط عمیق بین عشق و درد است.

تأمل عقل:

شاعر می‌گوید عقل وقتی به زیبایی معشوق نگاه می‌کند، شگفت‌زده می‌شود و نمی‌تواند تصمیم بگیرد.

آرزو برای سوختن:

او آرزو دارد که همچون شمع در حضور معشوق بسوزد، یعنی تمام وجودش را برای عشق فدای معشوق کند.

نگاه کوته‌نظران:

چشم کسانی که نمی‌توانند عمق عشق را ببینند، تنها به ظاهر می‌نگرند و از حقیقت غافل‌اند.

آموزش مهربانی:

شاعر از معشوقش می‌خواهد که به او مهربانی بیاموزد، زیرا عمر کوتاه است و او می‌خواهد از زندگی بهره ببرد.

مستی و هشیاری:

او می‌گوید هیچ کس نمی‌تواند مستی او را ملامت کند، زیرا عشق او را به حالت مستی درآورده است.

در مجموع، این شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و وفاداری شاعر به معشوقش است و همچنین اشاره‌ای به درد و رنج ناشی از عشق دارد.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.