غزل شماره ۸۱ از دیوان شمس مولانا؛ ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را …

غزل شماره ۸۱ از دیوان شمس مولانا در روزانه برای شما طرفداران شعر آماده شده است. این شعر زیبا از مولانا دارای لطفات زیبایی است و قطعا خوانش آن برای شما بسیار لذتبخش خواهد بود. پس در ادامه با ما همراه شوید. همچنین غزل شماره ۸۲ از دیوان شمس مولانا؛ معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۸۱ از دیوان شمس مولانا؛ ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را ...

غزل شماره ۸۱ مولانا

ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را

آن راه زن دل را آن راه بر دین را

زان می که ز دل خیزد با روح درآمیزد

مخمور کند جوشش مر چشم خدابین را

آن بادهٔ انگوری مر امت عیسی را

و این بادهٔ منصوری مر امت یاسین را

خم‌هاست از آن باده، خم‌هاست از این باده

تا نشکنی آن خم را، هرگز نچشی این را

آن باده به جز یک‌دم دل را نکند بی‌غم

هرگز نکُشد غم را هرگز نکَنَد کین را

یک‌قطره از این ساغر کار تو کند چون زر

جانم به فدا باشد این ساغر زرین را

این حالت اگر باشد اغلب به سحر باشد

آن را که براندازد او بستر و بالین را

زنهار که یار بد از وسوسه نفریبد

تا نشکنی از سستی مر عهد سلاطین را

گر زخم خوری بر رو رُو زخم دگر می‌جو

رستم چه کند در صف دسته گل و نسرین را

مطلب مشابه: غزل شماره ۸۰ از دیوان شمس مولانا؛ امروز گزافی ده آن باده نابی را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۹ از دیوان شمس مولانا؛ ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

شعر از مولانا، شاعر بزرگ ایرانی، به موضوعاتی چون عشق، می و باده، و تأثیرات آن بر روح و دل می‌پردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. بیت اول: ای ساقی! جانم را پر کن از آن جام قدیمی (ساغر پیشین) که می‌دانم دل را می‌فریبد و روح را به سمت دین و معنویت هدایت می‌کند.

2. بیت دوم: آن می که از دل برمی‌خیزد و با روح انسان ترکیب می‌شود، باعث مستی و سرخوشی چشم‌هایی می‌شود که خدا را می‌بینند.

3. بیت سوم: این باده‌ای که از انگور درست شده، به پیروان عیسی (ع) می‌رسد و آن باده‌ای که از منصور (منصور حلاج) به وجود آمده، به پیروان یاسین (حضرت محمد) تعلق دارد.

4. بیت چهارم: در این دنیا دو نوع باده داریم؛ یکی مربوط به آن باده است و دیگری مربوط به این باده. تا زمانی که خم مخصوص (ظرف) آن باده را نشکنی، هرگز طعم این باده را نخواهی چشید.

5. بیت پنجم: این باده تنها برای یک لحظه دل را بی‌غم می‌کند و هرگز نمی‌تواند غم را از بین ببرد یا کینه‌ای را فراموش کند.

6. بیت ششم: یک قطره از این ساغر (جام) می‌تواند جان تو را مانند طلا باارزش کند و من جانم را فدای این ساغر زرین می‌کنم.

7. بیت هفتم: اگر این حالت (مستی و سرخوشی) وجود داشته باشد، معمولاً در سحرگاه به سراغ انسان می‌آید و او را از بستر و خوابش برمی‌دارد.

8. بیت هشتم: مراقب باش که دوست بد تو را با وسوسه‌هایش فریب ندهد، زیرا تا زمانی که عهد سلاطین (حاکمان) را نشکنی، نمی‌توانی از این وسوسه‌ها رهایی یابی.

9. بیت نهم: اگر زخم بخوری، به جای اینکه بر زخم قبلی تمرکز کنی، به دنبال درمان زخم جدید باش. چه کار می‌تواند رستم (شجاع‌ترین پهلوان ایرانی) در میان گل‌ها و نسرین‌ها انجام دهد؟

به طور کلی، این شعر به زیبایی احساسات عمیق انسانی و جستجوی معنای زندگی را بیان می‌کند و تأکید دارد بر اهمیت عشق و روحانیت در زندگی. همچنین، هشدارهایی درباره فریب‌ها و چالش‌های زندگی ارائه می‌دهد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۸ از دیوان شمس مولانا؛ ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۷ از دیوان شمس مولانا؛ آب حیوان باید مر روح فزایی را …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.