غزل شماره ۸۲ از دیوان شمس مولانا؛ معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا …
غزل شماره ۸۲ از دیوان شمس مولانا را در روزانه بخونید و از لطافت این شعر زیبا لذت ببرید. غزلیات مولانا پر از معانی عمیق و فلسفی هستند. او در این اشعار به بررسی موضوعاتی چون عشق، عرفان، حقیقت و وجود میپردازد و خواننده را به تفکر و تأمل دعوت میکند. همچنین غزل شماره ۸۳ از دیوان شمس مولانا؛ ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۸۲ از مولانای بزرگ
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
مُلکی که پریشان شد از شومی شیطان شد
باز آنِ سلیمان شد تا باد چنین بادا
یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی
غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا
هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی
نک سرده مهمان شد تا باد چنین بادا
زان طلعت شاهانه زان مشعلهی خانه
هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا
زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش
عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا
شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد
خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا
از دولت محزونان وز همت مجنونان
آن سلسله جنبان شد تا باد چنین بادا
عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا
ای مطرب صاحبدل در زیر مکن منزل
کان زهره به میزان شد تا باد چنین بادا
درویش فریدون شد همکیسهی قارون شد
همکاسهی سلطان شد تا باد چنین بادا
آن بادِ هوا را بین ز افسونِ لبِ شیرین
با نای در افغان شد تا باد چنین بادا
فرعون بدان سختی با آن همه بدبختی
نک موسیِ عمران شد تا باد چنین بادا
آن گرگ بدان زشتی با جهل و فرامُشتی
نک یوسف کنعان شد تا باد چنین بادا
شمس الحق تبریزی از بس که درآمیزی
تبریز خراسان شد تا باد چنین بادا
از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی
ابلیس مسلمان شد تا باد چنین بادا
آن ماه چو تابان شد کونین گلستان شد
اشخاص همه جان شد تا باد چنین بادا
بر روح برافزودی تا بود چنین بودی
فر تو فروزان شد تا باد چنین بادا
قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد
ابرش شکرافشان شد تا باد چنین بادا
از کاخ چه رنگستش وز شاخ چه تنگستش
این گاو چو قربان شد تا باد چنین بادا
ارضی چو سمایی شد مقصود سنایی شد
این بود همه آن شد تا باد چنین بادا
خاموش که سرمستم بربست کسی دستم
اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا
مطلب مشابه: غزل شماره ۸۱ از دیوان شمس مولانا؛ ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۸۰ از دیوان شمس مولانا؛ امروز گزافی ده آن باده نابی را …
تفسیر این شعر زیبا

این شعر زیبا از مولانا جلالالدین رومی، شاعر و عارف بزرگ ایرانی است. در اینجا به بررسی هر بیت به زبان ساده و با توضیحات مناسب میپردازیم:
▎1. معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
توضیح: معشوقه به آرامش و ثبات رسیده است. شاعر آرزو میکند که این وضعیت ادامه داشته باشد.
▎2. کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
توضیح: آنچه که قبلاً ناپسند و کفرآمیز بود، اکنون به ایمان تبدیل شده است. شاعر امیدوار است که این تغییر مثبت ادامه یابد.
▎3. ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد
توضیح: سرزمینی که به خاطر بدیها و شیطنتها خراب شده بود، دوباره به حالت خوب خود برگشته است.
▎4. باز آنِ سلیمان شد تا باد چنین بادا
توضیح: آن ملک دوباره به شکوه و عظمت سلیمان برگشته است. شاعر آرزو میکند که این وضعیت ادامه یابد.
▎5. یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی
توضیح: یاری که دل مرا شکست و در آغوش من جا گرفت، اکنون غمخوار دیگران شده است.
▎6. غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا
توضیح: او هم اکنون به یاری دوستانش پرداخته و برای آنها غمخواری میکند.
▎7. هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی
توضیح: تو هم از شراب لذت بردی و هم از خوشیهای زندگی جدا شدی.
▎8. نک سرده مهمان شد تا باد چنین بادا
توضیح: حالا مهمان خوشحال و گرمابخش شده است. شاعر امیدوار است که این حال خوب ادامه یابد.
▎9. زان طلعت شاهانه زان مشعلهی خانه
توضیح: از چهرهی زیبای معشوق و نورانی که در خانه وجود دارد، شادی و روشنی به وجود آمده است.
▎10. هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا
توضیح: هر گوشهای از خانه به مانند میدان شادی و سرور شده است.
▎11. زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش
توضیح: از خشم ظاهری و دروغین او و رفتار شیرینش، دنیا به مکانی شیرین تبدیل شده است.
▎12. عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا
توضیح: جهان به مکانی پر از شیرینی و خوشی تبدیل شده است.
▎13. شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد
توضیح: شب به پایان رسیده و صبح فرا رسیده است؛ غم رفته و پیروزی آمده است.
▎14. خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا
توضیح: خورشید اکنون درخشانتر از همیشه شده است و شاعر امیدوار است که این وضعیت ادامه یابد.
▎15. از دولت محزونان وز همت مجنونان
توضیح: از وضعیت ناراحتکنندهی افراد غمگین و تلاشهای دیوانهوار عاشقان، حالتی جدید به وجود آمده است.
▎16. آن سلسله جنبان شد تا باد چنین بادا
توضیح: حالا این وضعیت جدید به یک جریان تبدیل شده است.
▎17. عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد
توضیح: عید فرارسیده و یاری که دور شده بود، دوباره بازگشته است.
▎18. عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا
توضیح: جشن و شادی بسیار زیادی به وجود آمده است.
▎19. ای مطرب صاحبدل در زیر مکن منزل
توضیح: ای نوازندهی دلسوز، در زیر ماندن نکن؛ چرا که زیباییها در حال ظهور هستند.
▎20. کان زهره به میزان شد تا باد چنین بادا
توضیح: زیبایی معشوق در حال افزایش است و شاعر آرزو میکند که این روند ادامه داشته باشد.
▎21. درویش فریدون شد همکیسهی قارون شد
توضیح: درویشی که مانند فریدون (شاه بزرگ) شده، حالا ثروتمند مانند قارون (ثروتمند معروف) شده است.
▎22. همکاسهی سلطان شد تا باد چنین بادا
توضیح: او اکنون با سلطان همکاسه شده است، یعنی در مقام و جایگاه بالایی قرار گرفته است.
▎23. آن بادِ هوا را بین ز افسونِ لبِ شیرین
توضیح: آن نسیم را ببین که چگونه با لبهای شیرین افسون میشود.
▎24. با نای در افغان شد تا باد چنین بادا
توضیح: این نسیم با نای (ساز) در حال نواختن آهنگی دلنشین است.
▎25. فرعون بدان سختی با آن همه بدبختی
توضیح: فرعون با تمام سختیها و بدبختیهایی که داشت، حالا تغییر کرده است.
▎26. نک موسیِ عمران شد تا باد چنین بادا
توضیح: او اکنون مانند موسی (پیامبر بزرگ) شده است، یعنی نجاتدهندهای برای مردم گردیده است.
▎27. آن گرگ بدان زشتی با جهل و فرامُشتی
توضیح: گرگی که نماد زشتی و جهل بود، حالا تغییر کرده است.
▎28. نک یوسف کنعان شد تا باد چنین بادا
توضیح: او اکنون مانند یوسف (پیامبر) زیبا و محبوب شده است.
▎29. شمس الحق تبریزی از بس که درآمیزی
توضیح: شمس تبریزی (دوست مولانا) به خاطر پیوندهای عمیق معنویاش، تأثیر زیادی بر مولانا گذاشته است.
▎30. تبریز خراسان شد تا باد چنین بادا
توضیح: تبریز اکنون مرکز معنوی خراسان شده است.
▎31. از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی
توضیح: نفس تو از حالت شیطانی خارج شده و به حالت الهی تبدیل شده است.
▎32. ابلیس مسلمان شد تا باد چنین بادا
توضیح: حتی ابلیس نیز تحت تأثیر تغییرات قرار گرفته و مسلمان شده است.
▎33. آن ماه چو تابان شد کونین گلستان شد
توضیح: آن ماه (معشوق) اکنون درخشانتر شده و جهان را به باغی پر از گل تبدیل کرده است.
▎34. اشخاص همه جان شد تا باد چنین بادا
توضیح: همه افراد جان تازهای پیدا کردهاند و زندگی دوبارهای آغاز کردهاند.
▎35. بر روح برافزودی تا بود چنین بودی
توضیح: روح انسانها افزایش یافته و حالتی جدید پیدا کردهاند.
▎36. فر تو فروزان شد تا باد چنین بادا
توضیح: نور تو درخشانتر شده است و شاعر امیدوار است که این حالت ادامه یابد.
▎37. قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد
توضیح: خشم او به رحمت تبدیل شده و زهر او به شربتی شیرین تبدیل گشته است.
▎38. ابرش شکرافشان شد تا باد چنین بادا
توضیح: ابرها اکنون بارانهای خوشمزهای میبارند، یعنی نعمتها فراوان شدهاند.
▎39. از کاخ چه رنگستش وز شاخ چه تنگستش
توضیح: از کاخها چه رنگهای زیبا وجود دارد و از شاخهها چه تنگیهایی!
▎40. این گاو چو قربان شد تا باد چنین بادا
توضیح: این گاو (نماد ثروت یا قدرت) قربانی شده و حالتی جدید پیدا کرده است.
▎41. ارضی چو سمایی شد مقصود سنایی شد
توضیح: زمین اکنون مانند آسمان زیبا شده و هدف سنایی (شاعر دیگر) محقق گشته است.
▎42. این بود همه آن شد تا باد چنین بادا
توضیح: این همه تغییرات نشاندهندهی یک حقیقت بزرگ هستند که امیدواریم همیشه باقی بمانند.
▎43. خاموش که سرمستم بربست کسی دستم
توضیح: سکوت کن، زیرا من مست هستم و کسی دست مرا گرفته است؛ یعنی عاشقانهای عمیق دارم.
▎44. اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا
توضیح: افکار من پریشان شدهاند و شاعر آرزو میکند که این حالت ادامه داشته باشد.
در کل، این شعر به زیبایی تغییرات مثبت در زندگی اشاره دارد و نشاندهندهی امیدواری به آیندهای روشنتر و شادتر است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۹ از دیوان شمس مولانا؛ ای خواجه نمیبینی این روز قیامت را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۸ از دیوان شمس مولانا؛ ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را …










