غزل شماره ۲۰ از دیوان شمس مولانا؛ چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
غزل شماره ۲۰ از دیوان شمس مولانا را در روزانه بخوانید. عشق در غزلیات مولانا جایگاه ویژهای دارد. او عشق را نه تنها به عنوان یک احساس انسانی، بلکه به عنوان یک نیروی الهی و راهی برای رسیدن به خداوند معرفی میکند. این مفهوم عشق الهی در ادبیات عرفانی ایران تأثیر عمیقی داشته است. پیشنهاد می کنیم که غزل شماره ۲۱ از دیوان شمس مولانارا در روزانه بخوانید.

غزل شماره ۲۰
چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
میدان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما
ور خود برآید بر سما کی تیره گردد آسمان
کز دود آورد آسمان چندان لطیفی و ضیا
خود را مرنجان ای پدر سر را مکوب اندر حجر
با نقش گرمابه مکن این جمله چالیش و غزا
گر تو کنی بر مه تفو بر روی تو بازآید آن
ور دامن او را کشی هم بر تو تنگ آید قبا
پیش از تو خامان دگر در جوش این دیگ جهان
بس برطپیدند و نشد درمان نبود الا رضا
بگرفت دم مار را یک خارپشت اندر دهن
سر درکشید و گرد شد مانند گویی آن دغا
آن مار ابله خویش را بر خار میزد دم به دم
سوراخ سوراخ آمد او از خود زدن بر خارها
بی صبر بود و بیحیل خود را بکشت او از عجل
گر صبر کردی یک زمان رستی از او آن بدلقا
بر خارپشت هر بلا خود را مزن تو هم هلا
ساکن نشین وین ورد خوان جاء القضا ضاق الفضا
فرمود رب العالمین با صابرانم همنشین
ای همنشین صابران افرغ علینا صبرنا
رفتم به وادی دگر باقی تو فرما ای پدر
مر صابران را میرسان هر دم سلامی نو ز ما
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۹ از دیوان شمس مولانا؛ امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۸ از دیوان شمس مولانا؛ ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، مولانا است و به موضوعاتی مانند صبر، تحمل مشکلات، و تأمل در زندگی میپردازد. در ادامه، شعر را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. جنگ و تهدید: شاعر میگوید که اگر بخواهی با کسی جنگ کنی یا او را تهدید کنی، باید بدانی که نتیجهی آن مانند دود آتش است که به آسمان نمیرسد و در نهایت بیفایده خواهد بود.
2. تیره شدن آسمان: اگر دود آتش به آسمان برود، آن را تیره نمیکند و فقط لطافت و روشنی آسمان را تحت تأثیر قرار میدهد.
3. آرامش خود: شاعر به پدرش توصیه میکند که خود را ناراحت نکند و سرش را به دیوار نزنند. او میگوید که با درگیری و مشاجره نباید خود را به زحمت بیندازند.
4. عواقب عمل: اگر تو بر ماه تف کنى (به او بیاحترامی کنی)، باز هم زیبایی او بر تو تأثیر خواهد گذاشت. اگر دامن او را بگیری، لباس تو هم تنگ خواهد شد.
5. سابقهی ناآرامی: شاعر اشاره میکند که قبل از تو، افراد دیگر نیز در این دنیا دچار مشکلات و ناآرامیها بودهاند و هیچ درمانی جز رضایت وجود ندارد.
6. داستان مار و خارپشت: شاعر داستانی از یک مار و یک خارپشت را نقل میکند. مار در دهن خارپشت گرفتار شده و به خاطر بیصبری خود، به جای اینکه صبر کند، خود را زخمی میکند.
7. صبر و حوصله: شاعر میگوید اگر صبر کنی، ممکن است از مشکلات رهایی یابی. بیصبر بودن باعث آسیب بیشتر میشود.
8. دعوت به سکون: او توصیه میکند که مانند خارپشت نباشی و خود را به دردسر نیندازی. به جای آن باید ساکن باشی و دعا کنی.
9. دوستی با صابران: خداوند فرموده است که با صابران همنشین باش. شاعر از پدرش میخواهد که سلامهایی تازه برای صابران بفرستد.
جمعبندی
این شعر به اهمیت صبر و تحمل در برابر مشکلات زندگی تأکید دارد. شاعر با استفاده از داستانها و مثالهای مختلف، نشان میدهد که در مواجهه با چالشها، آرامش و صبر بهترین راهکارها هستند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۷ از غزلیات مولانا (آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا)
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۶ از دیوان شمس مولانا؛ ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا










