غزل شماره ۱۶ از غزلیات صائب تبریزی (غوطه در دریا دهد آتش‌عنانی آب را)

غزل شماره ۱۶ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. صائب تبریزی به عنوان یکی از پیشگامان شعر فارسی، تأثیر زیادی بر شاعران بعدی گذاشته است. بسیاری از شاعران معاصر و بعد از او تحت تأثیر سبک و زبان او قرار گرفته‌اند.

غزل شماره ۱۶ از غزلیات صائب تبریزی (غوطه در دریا دهد آتش‌عنانی آب را)

غزل شماره ۱۶

غوطه در دریا دهد آتش‌عنانی آب را

رزقِ خاکِ مرده می‌سازد گرانی آب را

زنگ بندد تیغ چون بسیار مانَد در نیام

مانع است از سبز گردیدن روانی آب را

سرعتِ سیلاب می‌گردد ز سنگینی زیاد

مانع از رفتن نمی‌گردد گرانی آب را

صاف کن دل را که بر خار و گلِ این بوستان

حُکمِ جاری باشد از روشن‌روانی آب را

چرب‌نرمی پیشهٔ خود کن که بر روی زمین

سبز می‌گردد سخن از ترزبانی آب را

از شکایت نیست گر آهی کشم در زیرِ تیغ

گَرد می‌خیزد به هر جا می‌فشانی آب را

تیره‌بختی نیلِ چشم‌زخمِ جانِ روشن است

در سیاهی بیش باشد زندگانی آب را

چشمِ دلسوزی مدار از همرهان روزِ سیاه

کز سکندر خضر می‌نوشد نهانی آب را

خاکساران، فیض بیش از آبِ رحمت می برند

در زمینِ پست باشد خوش‌عنانی آب را

نشأه حسن این قَدَر سرشار هم می‌بوده است؟

می‌شود صهبا به لب تا می‌رسانی آب را

سختیِ ایام کرد از کاهلی جان را خلاص

سنگلاخ آورد بیرون از گرانی آب را

خامشان را می‌شود از غیب پیدا ترجمان

می‌شود ماهی‌ زبان از بی زبانی آب را

مِی‌ پرستی می‌رساند خانهٔ تن را به آب

در عمارت ره مده تا می‌توانی آب را

می کند کثرت جهان در چشمِ روشندل سیاه

تیره می‌سازد هجومِ کاروانی آب را

دست نتوان شست صائب زود از روشندلان

در گِره بندد گُهر از قدردانی آب را

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ نم به دل نگذاشت خونم خنجرِ قصاب را

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۴ از غزلیات صائب تبریزی (می‌توان در زلفِ او دیدن دلِ بی‌تاب را)

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی است و به موضوعاتی چون زندگی، عشق، طبیعت و فلسفه می‌پردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. غوطه در دریا دهد آتش‌عنانی آب را / رزقِ خاکِ مرده می‌سازد گرانی آب را

   • آب دریا آتش را خاموش می‌کند و آب سنگین، زمین مرده را زنده می‌کند. این بیت به قدرت آب اشاره دارد که می‌تواند زندگی را به زمین مرده ببخشد.

2. زنگ بندد تیغ چون بسیار مانَد در نیام / مانع است از سبز گردیدن روانی آب را

   • اگر شمشیر در نیام بماند، زنگ می‌زند و این موضوع باعث می‌شود که آب نتواند به راحتی جریان یابد. اینجا به نوعی به موانع و محدودیت‌ها اشاره دارد که بر سر راه زندگی و رشد طبیعی قرار دارند.

3. سرعتِ سیلاب می‌گردد ز سنگینی زیاد / مانع از رفتن نمی‌گردد گرانی آب را

   • اگر آب سنگین باشد، سرعت سیلاب کم می‌شود، اما این سنگینی نمی‌تواند مانع حرکت آب شود. شاعر می‌گوید که هرچند مشکلات و موانع وجود دارند، اما زندگی همیشه به جریان خود ادامه می‌دهد.

4. صاف کن دل را که بر خار و گلِ این بوستان / حُکمِ جاری باشد از روشن‌روانی آب را

   • دل خود را پاک کن تا در این بوستان (زندگی) که پر از گل و خار است، بتوانی بر اساس روشنی و آرامش عمل کنی. این بیت به اهمیت پاکی دل و نیت خوب اشاره دارد.

5. چرب‌نرمی پیشهٔ خود کن که بر روی زمین / سبز می‌گردد سخن از ترزبانی آب را

   • نرم‌خویی و لطافت در برخورد با دیگران باعث می‌شود که زندگی بر روی زمین سرسبز و شاداب شود. شاعر به اهمیت مهربانی و خوش‌صحبتی اشاره دارد.

6. از شکایت نیست گر آهی کشم در زیرِ تیغ / گَرد می‌خیزد به هر جا می‌فشانی آب را

   • اگر در زیر فشارها و مشکلات آهی بکشم، این احساسات و دردها مانند گرد و غبار در هر جا پخش می‌شود. شاعر بیان می‌کند که دردها و مشکلات انسانی به راحتی در زندگی پخش می‌شوند.

7. تیره‌بختی نیلِ چشم‌زخمِ جانِ روشن است / در سیاهی بیش باشد زندگانی آب را

   • بدبختی مانند نیل (رود نیل) است که به چشم زخم جان روشن دامن می‌زند. زندگی در تاریکی بیشتر از روشنایی است. این بیت به چالش‌های زندگی و تأثیرات منفی آن اشاره دارد.

8. چشمِ دلسوزی مدار از همرهان روزِ سیاه / کز سکندر خضر می‌نوشد نهانی آب را

   • در روزهای سخت، نباید از هم‌نشینان دلسوز غافل شد، زیرا آنها نیز از چشمه‌های حکمت و دانش بهره‌مند هستند. شاعر به اهمیت همراهی با افراد خوب اشاره دارد.

9. خاکساران، فیض بیش از آبِ رحمت می برند / در زمینِ پست باشد خوش‌عنانی آب را

   • افراد خاکی (ساده و بی‌ادعا) بیشتر از رحمت الهی بهره می‌برند، حتی اگر در شرایط سخت باشند. این بیت به تواضع و فروتنی اشاره دارد.

10. نشأه حسن این قَدَر سرشار هم می‌بوده است؟ / می‌شود صهبا به لب تا می‌رسانی آب را

    • آیا زیبایی و خوشی همیشه وجود داشته است؟ می‌توان شراب (صهبا) را تا لب‌ها رساند، یعنی لذت‌ها همیشه در دسترس هستند. شاعر به جستجوی زیبایی و خوشی اشاره دارد.

11. سختیِ ایام کرد از کاهلی جان را خلاص / سنگلاخ آورد بیرون از گرانی آب را

    • سختی‌های زندگی انسان را از تنبلی رها می‌کند و سنگلاخ‌ها (مشکلات) را از میان برمی‌دارد. این بیت به ارزش یادگیری از مشکلات اشاره دارد.

12. خامشان را می‌شود از غیب پیدا ترجمان / می‌شود ماهی‌ زبان از بی زبانی آب را

    • افراد نادان نیز می‌توانند با کمک غیب (الهام) راه درست را پیدا کنند، مانند ماهی که زبان ندارد اما هنوز به زندگی ادامه می‌دهد. شاعر به قدرت الهام و دانایی اشاره دارد.

13. مِی‌ پرستی می‌رساند خانهٔ تن را به آب / در عمارت ره مده تا می‌توانی آب را

    • عشق به شراب (مِی) روح انسان را به زندگی متصل می‌کند؛ اما باید مراقب بود که در مسیر اشتباه نرویم. شاعر به خطرات افراط در لذت‌ها اشاره دارد.

14. می کند کثرت جهان در چشمِ روشندل سیاه / تیره می‌سازد هجومِ کاروانی آب را

    • زندگی پر از مشکلات و چالش‌ها باعث تیره شدن نگاه انسان‌های روشن‌دل می‌شود، مانند طوفان کاروان‌ها که بر زندگی تأثیر منفی دارد.

15. دست نتوان شست صائب زود از روشندلان / در گِره بندد گُهر از قدردانی آب را

    • صائب نمی‌تواند به سرعت از دست روشندلان جدا شود؛ زیرا در گره‌های زندگی، ارزش‌ها مانند گوهر وجود دارند. این بیت به اهمیت روابط انسانی و قدردانی اشاره دارد.

در کل، این شعر ترکیبی از تفکرات فلسفی، اجتماعی و معنوی است که به زیبایی چالش‌های زندگی، عشق، دوستی و اهمیت پاکی دل را بیان می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ چشمِ روشن می‌دهد از کف دلِ بی‌تاب را

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب را

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.