غزل شماره ۱۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب را

غزل شماره ۱۲ از غزلیات صائب تبریزی را قرار داده‌ایم. غزلیات صائب پر از احساسات عمیق انسانی، عشق، تنهایی و تفکر فلسفی هستند. او به خوبی توانسته است تجربیات شخصی و اجتماعی خود را در شعرش منعکس کند.

غزل شماره ۱۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب را

غزل شماره ۱۲

نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب را

مانع از گردش نگردد خار و خس گرداب را

تیغ را نتوان برآوردن ز زخم ما به زور

از زمین تشنه بیرون شد نباشد آب را

جوهر ذاتی است مستغنی ز نور عاریت

روغنی حاجت نباشد گوهر شب تاب را

قامت خم زندگی را می کند پا در رکاب

می گذارد پل در آتش نعل این سیلاب را

می کند فکر متین، کج بحث را کوته زبان

از کجی زور نهنگ آرد برون قلاب را

لب ز حرف شکوه بستن تلخ دارد کام من

وقت زخمی خوش که بیرون می دهد خوناب را

دل منه بر اختر دولت که در هر صبحدم

مشرق دیگر بود خورشید عالمتاب را

نقد خود را نسیه می سازد ز کوته دیدگی

با چراغ آن کس که جوید گوهر شب تاب را

سینه خود صائب از گرد کدورت پاک کن

صاف اگر با خویش خواهی سینه احباب را

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ می رسد هر دم مرا از چرخ آزاری جدا

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ گرچه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، است و به بیان احساسات عمیق و فلسفی درباره زندگی، عشق و انسانیت می‌پردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب را 

   • دل بی‌تاب و ناآرام از زخم‌های زبانی دیگران نمی‌ترسد.

2. مانع از گردش نگردد خار و خس گرداب را 

   • موانع و مشکلات (خار و خس) نمی‌توانند مانع حرکت و پیشرفت شوند.

3. تیغ را نتوان برآوردن ز زخم ما به زور 

   • نمی‌توان با زور زخم‌های ما را درمان کرد.

4. از زمین تشنه بیرون شد نباشد آب را 

   • اگر زمین تشنه باشد، نمی‌توان آن را با آب پر کرد.

5. جوهر ذاتی است مستغنی ز نور عاریت 

   • ماهیت واقعی انسان به نور و اعتبار دیگران نیاز ندارد.

6. روغنی حاجت نباشد گوهر شب تاب را 

   • گوهر (مروارید) درخشان نیازی به روغن و زیبایی اضافی ندارد.

7. قامت خم زندگی را می کند پا در رکاب 

   • زندگی با قامت خمیده‌اش، به ما اجازه می‌دهد که در مسیر خود پیش برویم.

8. می گذارد پل در آتش نعل این سیلاب را 

   • این زندگی به ما کمک می‌کند تا از مشکلات عبور کنیم.

9. می کند فکر متین، کج بحث را کوته زبان 

   • کسی که فکر عمیق دارد، نمی‌تواند به سادگی تحت تأثیر حرف‌های بی‌پایه قرار گیرد.

10. از کجی زور نهنگ آرد برون قلاب را 

    • قدرت و زور نمی‌تواند کسی را از مسیر درست خارج کند.

11. لب ز حرف شکوه بستن تلخ دارد کام من 

    • شکایت کردن تلخی در زندگی من ایجاد می‌کند.

12. وقت زخمی خوش که بیرون می دهد خوناب را 

    • وقتی که زخم‌ها ترمیم می‌شوند، دردهای گذشته به یاد می‌آید.

13. دل منه بر اختر دولت که در هر صبحدم 

    • دل خود را به امیدهای فریبنده نبندید، زیرا آن‌ها همیشه تغییر می‌کنند.

14. مشرق دیگر بود خورشید عالمتاب را 

    • هر روز خورشید در نقطه‌ای جدید طلوع می‌کند و وضعیت تغییر می‌کند.

15. نقد خود را نسیه می سازد ز کوته دیدگی 

    • برخی افراد به خاطر دیدگاه محدودشان، چیزهای ارزشمند خود را فراموش می‌کنند.

16. با چراغ آن کس که جوید گوهر شب تاب را 

    • کسانی که به دنبال چیزهای باارزش هستند، باید با دقت و روشن‌بینی حرکت کنند.

17. سینه خود صائب از گرد کدورت پاک کن 

    • دل خود را از کینه و کدورت‌ها پاک کن.

18. صاف اگر با خویش خواهی سینه احباب را 

    • اگر می‌خواهی با دوستانت رابطه خوبی داشته باشی، باید دل خود را صاف کنی.

این شعر به ما یادآوری می‌کند که در زندگی با مشکلات و چالش‌ها مواجه خواهیم شد، اما باید با امید و مثبت‌اندیشی پیش برویم و از کینه‌ها و تلخی‌ها دوری کنیم تا روابط سالمی با دیگران برقرار کنیم.

مطلب مشابه: غزل شماره ۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ می‌شوند از سردمهری دوستان از هم جدا

مطلب مشابه: غزل شماره ۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ گرچه باشند آن دو زلف مشکبار از هم جدا

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.