غزل شماره ۱۰۷ از غزلیات حافظ (حُسن تو همیشه در فزون باد)
غزل شماره ۱۰۷ از غزلیات شمسالدین محمد حافظ شیرازی، با مطلعِ دعایی و شورانگیزِ «حُسن تو همیشه در فزون باد…»، یکی از غزلهای پرشور و ستایشآمیزِ لسانالغیب است که در آن، شاعر با زبانی شورانگیز و لحنی آرزومندانه، به ستایشِ بیپایانِ جمالِ معشوق و آرزویِ تعالی و جاودانگیِ زیباییِ او میپردازد. حافظ در این سروده، با تکرارِ «باد» در پایانِ هر بیت، فضایی از دعا و آرزومندی را بر غزل حاکم میکند و با تصاویری از «رویِ لالهگون»، «قامتِ سرو» و «لعلِ یاقوتگون»، به تعالیِ جمالِ یار و بیزوالیِ عشقِ او اشاره مینماید . در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این غزل و تفسیر روان و ساده از تکبیتهای آن، به بررسی درونمایهٔ ستایشِ جمالِ معشوق، دعا و آرزومندیِ عاشقانه، و نگاهِ رندانهٔ حافظ به مقولهٔ «زیبایی» و «جاودانگی» خواهیم پرداخت. هدف آن است که خواننده با زبانی غیر از زبانِ خشکِ دانشگاهی، با لایههای پنهانِ این شعرِ ماندگار آشنا شود.

غزل زیبای حافظ
حُسن تو همیشه در فزون باد
رویت همه ساله لالهگون باد
اندر سرِ ما خیالِ عشقت
هر روز که باد در فزون باد
هر سرو که در چمن درآید
در خدمتِ قامتت نگون باد
چشمی که نه فتنهٔ تو باشد
چون گوهرِ اشک غرقِ خون باد
چشمِ تو ز بهرِ دلربایی
در کردنِ سحر ذوفنون باد
هر جا که دلیست در غمِ تو
بی صبر و قرار و بی سکون باد
قَدِّ همه دلبرانِ عالم
پیشِ الفِ قَدَت چو نون باد
هر دل که ز عشقِ توست خالی
از حلقهٔ وصلِ تو برون باد
لعلِ تو که هست جانِ حافظ
دور از لبِ مردمانِ دون باد
غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۶ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۱۰۵ از غزلیات حافظ
غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۴ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۱۰۳ از غزلیات حافظ

این غزل از حافظ شیرازی، یکی از نابترین، دعاییترین و عاشقانهترین سرودههای اوست. حافظ در این شعر با زبانی شاعرانه و سرشار از تصاویر بدیع، برای معشوق خود دعا میکند و آرزو مینماید که حسن او همیشه در فزون باشد و رویش همه ساله لالهگون. او با تکرار «باد» در پایان مصراعها، فضایی از دعا و آرزوی خیر را ایجاد میکند. در پایان، به حافظ اشاره میکند که لعل (لب) معشوق، جان اوست و دور از لب مردمان دون باد.
فضای کلی غزل
حافظ در این غزل با لحنی دعایی و عاشقانه، به چند نکته اشاره میکند:
– حسن معشوق – حسن تو همیشه در فزون باد.
– روی معشوق – رویت همه ساله لالهگون باد.
– خیال عشق – خیال عشقت هر روز در فزون باد.
– سرو و قامت – هر سروی در خدمت قامتت نگون (خمیده) باد.
– چشم معشوق – چشم تو در دلربایی، سحر ذوفنون باد.
– دل در غم تو – هر دلی که در غم توست، بیصبر و قرار باد.
– قد دلبران – قد همه دلبران، پیش الف قدت چون نون باد.
– لعل معشوق – لعل تو که جان حافظ است، دور از لب مردمان دون باد.
تفسیر بیتبهبیت
بیت اول:
«حُسن تو همیشه در فزون باد / رویت همه ساله لالهگون باد»
– حسن (زیبایی) تو همیشه در حال افزایش باد.
– رویت همه ساله مانند لاله (سرخ و زیبا) باد.
نکته: حافظ برای معشوق آرزو میکند که زیباییاش همیشه افزایش یابد و رویش همیشه سرخ و زیبا باشد.
بیت دوم:
«اندر سرِ ما خیالِ عشقت / هر روز که باد در فزون باد»
– خیال عشقت در سر ما،
– هر روز که میگذرد، بیشتر و بیشتر باد.
نکته: حافظ آرزو میکند که عشق معشوق هر روز در دلش بیشتر شود.
بیت سوم:
«هر سرو که در چمن درآید / در خدمتِ قامتت نگون باد»
– هر سرو (قامت بلند) که در چمن درآید،
– در خدمت قامت تو خمیده و فروتن باد.
نکته: سرو، نماد قامت بلند است، اما در برابر قامت معشوق باید خمیده شود.
بیت چهارم:
«چشمی که نه فتنهٔ تو باشد / چو گوهرِ اشک غرقِ خون باد»
– هر چشمی که فتنه (شیفتگی) تو را نداشته باشد،
– مانند گوهر اشک، در خون غرق باد.
نکته: چشمی که عاشق معشوق نباشد، در خون (اندوه) غرق شود.
بیت پنجم:
«چشمِ تو ز بهرِ دلربایی / در کردنِ سحر ذوفنون باد»
– چشم تو برای دلربایی،
– در انجام سحر (جادو) و فنون مختلف، توانا باد.
نکته: حافظ برای چشم معشوق آرزو میکند که در دلربایی، سحر و فنون مختلف داشته باشد.
بیت ششم:
«هر جا که دلیست در غمِ تو / بی صبر و قرار و بی سکون باد»
– هر جا که دلی در غم تو باشد،
– بیصبر و قرار و بیآرامش باد.
نکته: دلهای عاشق، در غم معشوق، همیشه بیقرار و بیآرام هستند.
بیت هفتم:
«قَدِّ همه دلبرانِ عالم / پیشِ الفِ قَدَت چو نون باد»
– قد (قامت) همه دلبران عالم،
– در برابر الف (حرف الف که نماد قامت راست) قدت، مانند نون (خمیده) باد.
نکته: قامت همه زیبارویان، در برابر قامت معشوق، خمیده و ناچیز باشد.
بیت هشتم:
«هر دل که ز عشقِ توست خالی / از حلقهٔ وصلِ تو برون باد»
– هر دلی که از عشق تو خالی است،
– از حلقهی وصل تو بیرون و دور باد.
نکته: دلهای بیعشق، از وصال معشوق دور باشند.
بیت نهم (مقطع):
«لعلِ تو که هست جانِ حافظ / دور از لبِ مردمانِ دون باد»
– لعل (لب) تو که جان حافظ است،
– دور از لب مردمان دون (فرومایه) باد.
نکته: حافظ آرزو میکند که لب معشوق، که جان اوست، از دسترس مردم فرومایه دور بماند.
تحلیل عمیقتر
۱. حسن معشوق
حافظ برای معشوق آرزو میکند که زیباییاش همیشه افزایش یابد. این نشان از عشق و ارادت عمیق او دارد.
۲. روی لالهگون
روی معشوق همیشه سرخ و زیبا باد، مانند لاله که نماد زیبایی و شکنندگی است.
۳. خیال عشق
خیال عشق معشوق هر روز در دل حافظ بیشتر شود. این نشان از تداوم و افزایش عشق دارد.
۴. سرو و قامت
هر سروی (قامت بلند) در برابر قامت معشوق خمیده و فروتن باد. این نشان از برتری قامت معشوق دارد.
۵. چشم معشوق
چشم معشوق در دلربایی، سحرآمیز و توانا باد. این نشان از قدرت نگاه معشوق دارد.
۶. لعل معشوق
لب معشوق، جان حافظ است و دور از دسترس مردم فرومایه باد. این نشان از ارزش والای لب معشوق دارد.
خلاصه به زبان ساده
حافظ میگوید:
حسن تو همیشه در حال افزایش باد و رویت همه ساله مانند لاله سرخ و زیبا باد.
خیال عشقت هر روز در سر ما بیشتر و بیشتر باد.
هر سروی که در چمن درآید، در خدمت قامت تو خمیده و فروتن باد.
هر چشمی که فتنه تو را نداشته باشد، مانند گوهر اشک، در خون غرق باد.
چشم تو برای دلربایی، در انجام سحر و فنون مختلف توانا باد.
هر جا که دلی در غم تو باشد، بیصبر و قرار و بیآرامش باد.
قد همه دلبران عالم، در برابر الف قدت، مانند نون خمیده باد.
هر دلی که از عشق تو خالی است، از حلقه وصل تو بیرون و دور باد.
لعل تو که جان حافظ است، دور از لب مردمان دون باد.
غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۲ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۱۰۱ از غزلیات حافظ
غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۰ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۹۹ از غزلیات حافظ
نکته پایانی
این غزل حافظ، سرود دعا، عشق و ستایش است. حافظ در این شعر، با زبانی شاعرانه و تصاویری بدیع، برای معشوق خود دعا میکند و آرزو مینماید که حسن او همیشه در فزون باشد و رویش همه ساله لالهگون. او با تکرار «باد» در پایان مصراعها، فضایی از دعا و آرزوی خیر را ایجاد میکند. در پایان، به حافظ اشاره میکند که لعل معشوق، جان اوست و دور از لب مردمان دون باد. این غزل، یکی از بهترین نمونههای شعر دعایی و عاشقانهی حافظ است که در آن، عشق و دعا به زیبایی به تصویر کشیده شده است.










