غزل شماره ۱۰۸ از غزلیات حافظ | خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد + تفسیر

بررسی غزل شماره ۱۰۸ حافظ با مطلع «خسروا گویِ فلک در خمِ چوگان تو باد». شرحی بر این غزل که در آن شاعر، مقام والای معشوق را به یاریِ تصاویرِ شاهی و کیهانی به تصویر می‌کشد و آرزو می‌کند که تمامِ هستی، در برابرِ فرمان او رام و مطیع باشد. 👑

غزل شماره ۱۰۸ از غزلیات شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی، با مطلعِ شورانگیزِ «خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد…»، یکی از غزل‌های دعایی و مدح‌آمیزِ لسان‌الغیب است که در آن، شاعر با زبانی شورانگیز و لحنی آرزومندانه، به ستایشِ «خسرو» (پادشاه یا بزرگِ زمان) و آرزویِ چیرگیِ او بر «گویِ فلک» (نظمِ جهان) می‌پردازد. حافظ در این سروده، با تکرارِ «باد» در پایانِ هر بیت، فضایی از دعا و آرزومندی را بر غزل حاکم می‌کند و با تصاویری از «چوگان و گوی» و «مهر و ماه»، به چیرگیِ خسرو بر جهان و جاودانگیِ حکومتِ او اشاره می‌نماید و در پایان، با تخلصِ «حافظ» و اشاره به «مطرب و شاهد»، مجلسِ عیش و سرورِ او را نیز آرزو می‌کند. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این غزل و تفسیر روان و ساده از تک‌بیت‌های آن، به بررسی درونمایهٔ ستایشِ پادشاه، آرزویِ چیرگی و جاودانگی، و نگاهِ رندانهٔ حافظ به مقولهٔ «قدرت» و «عیش» خواهیم پرداخت. هدف آن است که خواننده با زبانی غیر از زبانِ خشکِ دانشگاهی، با لایه‌های پنهانِ این شعرِ ماندگار آشنا شود.

غزل شماره ۱۰۸ از غزلیات حافظ | خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد + تفسیر

غزل زیبای حافظ شیرازی

خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد

ساحتِ کون و مکان عرصهٔ میدانِ تو باد

زلفِ خاتونِ ظفر شیفتهٔ پرچم توست

دیدهٔ فتحِ ابد عاشقِ جولانِ تو باد

ای که انشاءِ عطارد صفتِ شوکتِ توست

عقل کل چاکرِ طُغراکشِ دیوانِ تو باد

طِیرهٔ جلوهٔ طوبی قدِ چون سروِ تو شد

غیرتِ خُلدِ بَرین ساحتِ بُستانِ تو باد

نه به تنها حَیَوانات و نَباتات و جَماد

هر چه در عالمِ امر است به فرمانِ تو باد

غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۷ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۱۰۶ از غزلیات حافظ

غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۵ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۱۰۴ از غزلیات حافظ

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این غزل از حافظ شیرازی، یکی از ستایش‌آمیزترین، مدحی‌ترین و پرطنین‌ترین سروده‌های اوست. حافظ در این شعر با زبانی شاعرانه و سرشار از تصاویر بدیع، به مدح و ستایش خسرو (پادشاه یا معشوق) می‌پردازد و برای او آرزوهای نیکو می‌کند. او با تکرار «باد» در پایان مصراع‌ها، فضایی از دعا و آرزوی خیر را ایجاد می‌کند. در پایان، به حافظ اشاره می‌کند که همه چیز در عالم امر، به فرمان خسرو باد.

 فضای کلی غزل

حافظ در این غزل با لحنی ستایش‌آمیز و دعایی، به چند نکته اشاره می‌کند:

– گوی فلک – گوی فلک در خم چوگان تو باد.

– ساحت کون و مکان – ساحت هستی، عرصه‌ی میدان تو باد.

– زلف خاتون ظفر – زلف خاتون ظفر، شیفته‌ی پرچم تو باد.

– دیده فتح ابد – دیده فتح ابد، عاشق جولان تو باد.

– انشاء عطارد – انشاء عطارد (نوشته‌ی عطارد) صفت شوکت توست.

– طوبی و خلد – طوبی (درخت بهشت) و خلد (بهشت) در برابر قد و قامت تو باد.

 تفسیر بیت‌به‌بیت

 بیت اول:

«خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد / ساحتِ کون و مکان عرصهٔ میدانِ تو باد»

– ای خسرو (پادشاه یا معشوق)، گوی فلک در خم چوگان تو باد.

– ساحت هستی، عرصه‌ی میدان تو باد.

نکته: حافظ برای خسرو آرزو می‌کند که فلک (جهان) در اختیار او باشد و هستی، میدان بازی او گردد.

 بیت دوم:

«زلفِ خاتونِ ظفر شیفتهٔ پرچم توست / دیدهٔ فتحِ ابد عاشقِ جولانِ تو باد»

– زلف خاتون ظفر (بانوی پیروزی) شیفته‌ی پرچم توست.

– دیده فتح ابد، عاشق جولان (حرکت) تو باد.

نکته: پیروزی و فتح، شیفته‌ی پرچم و حرکت خسرو هستند.

 بیت سوم:

«ای که انشاءِ عطارد صفتِ شوکتِ توست / عقل کل چاکرِ طُغراکشِ دیوانِ تو باد»

– ای که نوشته‌ی عطارد (سیاره عطارد، نماد نویسندگی) صفت شوکت توست،

– عقل کل، چاکر (خدمتگزار) طغراکش (نویسنده) دیوان تو باد.

نکته: شوکت خسرو چنان است که عطارد نیز آن را می‌نویسد و عقل کل، خدمتگزار اوست.

 بیت چهارم:

«طِیرهٔ جلوهٔ طوبی قدِ چون سروِ تو شد / غیرتِ خُلدِ بَرین ساحتِ بُستانِ تو باد»

– طوبی (درخت بهشت) از جلوه‌ی قد سروگون تو به غیرت (حسادت) آمد.

– غیرت خلد برین (بهشت برین)، ساحت بستان تو باد.

نکته: قد سروگون خسرو، حتی درخت بهشت (طوبی) را به حسادت می‌آورد.

 بیت پنجم (مقطع):

«نه به تنها حَیَوانات و نَباتات و جَماد / هر چه در عالمِ امر است به فرمانِ تو باد»

– نه تنها حیوانات و گیاهان و جمادات،

– بلکه هر چه در عالم امر (دستور و فرمان) است، به فرمان تو باد.

نکته: حافظ در پایان، برای خسرو آرزو می‌کند که همه چیز، حتی عالم امر، به فرمان او باشد.

تحلیل عمیق‌تر

 ۱. گوی فلک

حافظ آرزو می‌کند که فلک (جهان) در اختیار خسرو باشد و هستی، میدان بازی او گردد.

 ۲. زلف خاتون ظفر

پیروزی و فتح، شیفته‌ی پرچم و حرکت خسرو هستند. این نشان از عظمت و قدرت او دارد.

 ۳. انشاء عطارد

شوکت خسرو چنان است که عطارد (سیاره نویسندگی) نیز آن را می‌نویسد و عقل کل، خدمتگزار اوست.

 ۴. طوبی و خلد

قد سروگون خسرو، حتی درخت بهشت (طوبی) را به حسادت می‌آورد و بهشت برین نیز در برابر او قرار دارد.

 ۵. عالم امر

حافظ در پایان، برای خسرو آرزو می‌کند که همه چیز، حتی عالم امر (دستور و فرمان)، به فرمان او باشد.

غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۳ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۱۰۲ از غزلیات حافظ

غزلیات بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۱ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۱۰۰ از غزلیات حافظ

 خلاصه به زبان ساده

حافظ می‌گوید:

ای خسرو، گوی فلک در خم چوگان تو باد و هستی، عرصه‌ی میدان تو باد.

زلف خاتون ظفر شیفته‌ی پرچم توست و دیده فتح ابد، عاشق جولان تو باد.

ای که نوشته‌ی عطارد، صفت شوکت توست، عقل کل، چاکر طغراکش دیوان تو باد.

طوبی از جلوه‌ی قد سروگون تو به غیرت آمده است و غیرت خلد برین، ساحت بستان تو باد.

نه تنها حیوانات و گیاهان و جمادات، بلکه هر چه در عالم امر است، به فرمان تو باد.

 نکته پایانی

این غزل حافظ، سرود ستایش، دعا و عظمت است. حافظ در این شعر، با زبانی شاعرانه و تصاویری بدیع، به مدح و ستایش خسرو می‌پردازد و برای او آرزوهای نیکو می‌کند. او با تکرار «باد» در پایان مصراع‌ها، فضایی از دعا و آرزوی خیر را ایجاد می‌کند. در پایان، به حافظ اشاره می‌کند که همه چیز در عالم امر، به فرمان خسرو باد. این غزل، یکی از بهترین نمونه‌های شعر ستایش‌آمیز و دعایی حافظ است که در آن، عظمت و قدرت به زیبایی به تصویر کشیده شده است.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.