غزل شماره ۱۰۶ از غزلیات حافظ / تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد + تفسیر

بررسی غزل شماره ۱۰۶ حافظ با مطلع «تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد». شرحی بر این غزل که در آن شاعر، در قالب دعاهایی برای سلامت و جمال یار، به ستایش زیبایی و معنا پرداخته و از چشم‌زخم و بدخواهان نیز ایمنی می‌خواهد. 🌹

غزل شماره ۱۰۶ از غزلیات حافظ شیرازی، با مطلعِ دعایی و دلنشینِ «تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد…»، یکی از غزل‌های پرمغز و تأمل‌برانگیزِ لسان‌الغیب است که در آن، شاعر با زبانی شورانگیز و لحنی آرزومندانه، به سلامت و تندرستیِ معشوق و بی‌نیازیِ او از هر گونه درمان دعا می‌کند. این غزل که به گمانی در زمان بیماریِ شاه شجاع سروده شده است ، با تصاویری از «نازِ طبیبان»، «سلامتِ آفاق» و «جمالِ صورت و معنی»، به پیوندِ سلامتِ معشوق با سلامتِ جهان و نقشِ «شعرِ شکرین» در شفابخشی اشاره می‌کند. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این غزل و تفسیر روان و ساده از تک‌بیت‌های آن، به بررسی درونمایهٔ دعا برای تندرستیِ یار، پیوندِ سلامتِ فرد با سلامتِ عالم، و نگاهِ شاعرانهٔ حافظ به «شفای عشق» خواهیم پرداخت. هدف آن است که خواننده با زبانی غیر از زبانِ خشکِ دانشگاهی، با لایه‌های پنهانِ این شعرِ ماندگار آشنا شود.

غزل شماره ۱۰۶ از غزلیات حافظ / تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد + تفسیر

غزل زیبای حافظ شیرازی

تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزردهٔ گزند مباد

سلامتِ همه آفاق در سلامتِ توست

به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد

جمالِ صورت و معنی ز امنِ صحتِ توست

که ظاهرت دُژَم و باطنت نَژَند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی

رهش به سروِ سهی قامتِ بلند مباد

در آن بساط که حُسن تو جلوه آغازد

مجالِ طعنهٔ بدبین و بدپسند مباد

هر آن که رویِ چو ماهت به چشمِ بد بیند

بر آتشِ تو بجز جانِ او سپند مباد

شفا ز گفتهٔ شِکَّرفِشانِ حافظ جوی

که حاجتت به عِلاجِ گلاب و قند مباد

شعرهای بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۵ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۱۰۴ از غزلیات حافظ

شعرهای بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۳ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۱۰۲ از غزلیات حافظ

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این غزل از حافظ شیرازی، یکی از دعایی‌ترین، ناب‌ترین و لطیف‌ترین سروده‌های اوست. حافظ در این شعر با زبانی شاعرانه و سرشار از تصاویر بدیع، برای معشوق خود دعا می‌کند و آرزو می‌نماید که هیچ آزاری به او نرسد. او با تکرار «مباد» در پایان مصراع‌ها، فضایی از دعا و آرزوی سلامتی و امنیت را ایجاد می‌کند. در پایان، به حافظ اشاره می‌کند که برای درمان، به گفته‌های شکرافشان او روی آورد.

 فضای کلی غزل

حافظ در این غزل با لحنی دعایی و عاشقانه، به چند نکته اشاره می‌کند:

– سلامتی و امنیت – برای معشوق آرزوی سلامتی و دوری از گزند دارد.

– جمال صورت و معنی – زیبایی ظاهر و باطن معشوق، در امنیت اوست.

– خزان و یغما – آرزو می‌کند که خزان به سرو قامت او راه نیابد.

– چشم بد – از چشم بد و بدبینان دوری می‌جوید.

– شفا از حافظ – برای درمان، به گفته‌های حافظ روی آورد.

 تفسیر بیت‌به‌بیت

 بیت اول:

«تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد / وجود نازکت آزردهٔ گزند مباد»

– بدنت به ناز طبیبان نیازمند نباشد (بیمار نشوی).

– وجود نازکت از گزند (آسیب) آزرده نشود.

نکته: حافظ برای معشوق آرزوی سلامتی و دوری از بیماری و آسیب می‌کند.

 بیت دوم:

«سلامتِ همه آفاق در سلامتِ توست / به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد»

– سلامتی همه جهان، در سلامت توست.

– به هیچ علتی، شخص تو دردمند نشود.

نکته: سلامتی معشوق، سلامتی همه جهان است و حافظ آرزو می‌کند که هیچ دردی به او نرسد.

 بیت سوم:

«جمالِ صورت و معنی ز امنِ صحتِ توست / که ظاهرت دُژَم و باطنت نَژَند مباد»

– جمال صورت و معنی (ظاهر و باطن) از امنیت صحت توست.

– ظاهرت دژم (تیره و گرفته) و باطنت نژند (افسرده) نشود.

نکته: زیبایی ظاهر و باطن معشوق، در گرو سلامتی اوست و حافظ آرزو می‌کند که نه ظاهرش گرفته شود و نه باطنش افسرده.

 بیت چهارم:

«در این چمن چو درآید خزان به یغمایی / رهش به سروِ سهی قامتِ بلند مباد»

– وقتی خزان به یغما (تهاجم) به این چمن درآید،

– راهش به سرو سهی قامت بلند (قامت معشوق) نباشد.

نکته: خزان (پیری و زوال) نباید به قامت معشوق راه یابد.

 بیت پنجم:

«در آن بساط که حُسن تو جلوه آغازد / مجالِ طعنهٔ بدبین و بدپسند مباد»

– در آن مجلس که حسن تو جلوه می‌کند،

– به طعنه‌ی بدبینان و بدپسندان مجال داده نشود.

نکته: حافظ آرزو می‌کند که در مجلس زیبایی معشوق، جایی برای طعنه‌ی بدخواهان نباشد.

 بیت ششم:

«هر آن که رویِ چو ماهت به چشمِ بد بیند / بر آتشِ تو بجز جانِ او سپند مباد»

– هر کس که روی ماه‌گون تو را به چشم بد بیند،

– جز جان او، بر آتش تو (برای دفع چشم بد) اسفند (سپند) نباشد.

نکته: حافظ آرزو می‌کند که هر کس به معشوق چشم بد بزند، جانش در آتش بسوزد تا چشم بد دفع شود.

 بیت هفتم (مقطع):

«شفا ز گفتهٔ شِکَّرفِشانِ حافظ جوی / که حاجتت به عِلاجِ گلاب و قند مباد»

– شفا را از گفته‌های شکرافشان حافظ بجوی،

– که نیازی به درمان با گلاب و قند نداشته باشی.

نکته: حافظ می‌گوید که سخنان شیرین او، شفابخش است و نیازی به درمان‌های معمولی نیست.

تحلیل عمیق‌تر

 ۱. سلامتی و امنیت

حافظ با تکرار «مباد»، برای معشوق آرزوی سلامتی و دوری از بیماری و آسیب می‌کند. این نشان از عشق و دلبستگی عمیق او دارد.

 ۲. جمال صورت و معنی

زیبایی ظاهر و باطن معشوق، در گرو سلامتی اوست. حافظ آرزو می‌کند که نه ظاهرش گرفته شود و نه باطنش افسرده.

 ۳. خزان و یغما

خزان (پیری و زوال) نباید به قامت معشوق راه یابد. حافظ آرزو می‌کند که معشوق همیشه جوان و سرزنده باشد.

 ۴. چشم بد

حافظ از چشم بد و بدبینان دوری می‌جوید و آرزو می‌کند که هر کس به معشوق چشم بد زند، جانش بسوزد.

 ۵. شفا از حافظ

حافظ می‌گوید که سخنان شیرین او، شفابخش است و نیازی به درمان‌های معمولی نیست.

 خلاصه به زبان ساده

حافظ می‌گوید:

بدنت به ناز طبیبان نیازمند نباشد و وجود نازکت از گزند آزرده نشود.

سلامتی همه جهان، در سلامت توست. به هیچ علتی، شخص تو دردمند نشود.

جمال ظاهر و باطن تو، در امنیت صحت توست. ظاهرت گرفته و باطنت افسرده نشود.

وقتی خزان به این چمن درآید، راهش به قامت تو نباشد.

در آن مجلس که حسن تو جلوه می‌کند، به طعنه‌ی بدبینان مجال داده نشود.

هر کس که روی ماه‌گون تو را به چشم بد بیند، جز جانش بر آتش تو اسفند نباشد.

شفا را از گفته‌های شکرافشان حافظ بجو، که نیازی به درمان با گلاب و قند نداشته باشی.

شعرهای بیشتر از حافظ: غزل شماره ۱۰۱ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۱۰۰ از غزلیات حافظ

شعرهای بیشتر از حافظ: غزل شماره ۹۹ از غزلیات حافظ | غزل شماره ۹۸ از غزلیات حافظ

 نکته پایانی

این غزل حافظ، سرود دعا، عشق و سلامتی است. حافظ در این شعر، با زبانی شاعرانه و تصاویری بدیع، برای معشوق خود دعا می‌کند و آرزو می‌نماید که هیچ آزاری به او نرسد. او با تکرار «مباد» در پایان مصراع‌ها، فضایی از دعا و آرزوی سلامتی و امنیت را ایجاد می‌کند. در پایان، به حافظ اشاره می‌کند که برای درمان، به گفته‌های شکرافشان او روی آورد. این غزل، یکی از بهترین نمونه‌های شعر دعایی و عاشقانه‌ی حافظ است که در آن، عشق و دعا به زیبایی به تصویر کشیده شده است.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.