شعر شماره ۵۰ از مجموعه اشعار سهراب سپهری / به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم
شعر «به سراغ من اگر میآیید…» که با عنوان «پشت هیچستانم» نیز شناخته میشود، از مشهورترین و تأثیرگذارترین سرودههای سهراب سپهری است که در مجموعهٔ «حجم سبز» منتشر شده است . این شعر، روایتی است از تنهاییِ شاعر در «هیچستان» (سرزمینی که برای دیگران هیچ است)، و دعوتی است برای آمدن به این سرزمینِ سکوت و دروننگری، با نرمی و ملایمت، مبادا که «چینی نازکِ تنهاییِ من» (نازکترین و شکنندهترین بخشِ وجود شاعر) ترک بردارد . سهراب در این سروده، با زبانی ساده و صمیمی، از «تنهایی» خود سخن میگوید و با تصاویری از «گلهای پرپر»، «آیینهها» و «چینِ نازکِ تنهایی»، فضایی از عزلتِ شاعرانه و پرهیز از شلوغی را به تصویر میکشد. این شعر، بیانیهای است در ستایشِ «سکوت» و «دوری از هیاهویِ دنیایِ امروز»، و فراخوانی است برای «آرامآمدن» به حریمِ روحِ شاعر.

شعر زیبای سهراب سپهری
به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است
که خبر می آرند از گل واشده دورترین بوته خاک
روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سرتپه معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا می آید
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاری است
به سراغ من اگرمی آیید
نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
شعرهای بیشتر از سهراب سپهری: شعر شماره ۴۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری | شعر شماره ۴۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری
شعرهای بیشتر از سهراب سپهری: شعر شماره ۴۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری | شعر شماره ۴۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری
تفسیر این شعر

این شعر از سهراب سپهری، یکی از معروفترین، عرفانیترین و تأملبرانگیزترین سرودههای اوست. سپهری در این شعر با زبانی ساده و شاعرانه، از تنهایی، از جایی دور از همهجا (پشت هیچستان)، از قاصدهای هوا، از سواران صبح، و از چینی نازک تنهایی خود سخن میگوید. او میگوید که اگر به سراغش میآیید، باید نرم و آهسته بیایید تا چینی نازک تنهاییاش نشکند. شعر در فضایی عرفانی و تأملبرانگیز جریان دارد و به دنبال جایی است که هیچکس نیست، اما همهچیز در آن جریان دارد.
فضای کلی شعر
سپهری در این شعر با لحنی عرفانی و تأملبرانگیز، به چند نکته اشاره میکند:
– پشت هیچستان – جایی دور از همهجا، جایی که هیچکس نیست.
– قاصدهای هوا – پیامآورانی که خبر از گلهای دور میآورند.
– سواران صبح – سوارانی که به سرتپه معراج شقایق رفتهاند.
– چتر خواهش – فضایی که در آن خواهش و عطش جاری است.
– تنهایی – تنهایی شاعر که چون چینی نازک است و باید با احتیاط با آن برخورد کرد.
تفسیر بخشهای شعر
بخش اول: پشت هیچستان
«به سراغ من اگر می آیید / پشت هیچستانم / پشت هیچستان جایی است / پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است»
– اگر به سراغ من میآیید، بدانید که من پشت هیچستان هستم.
– پشت هیچستان جایی است که رگهای هوا پر از قاصدها (پیامآوران) است.
«که خبر می آرند از گل واشده دورترین بوته خاک / روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح / به سرتپه معراج شقایق رفتند»
– این قاصدها خبر میآورند از گل شکفتهی دورترین بوته خاک.
– روی شنها، نقش سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سرتپه معراج شقایق رفتهاند.
نکته: «پشت هیچستان» نماد جایی است که هیچکس نیست، اما همهچیز در آن جریان دارد. قاصدهای هوا، نماد پیامآورانی هستند که از طبیعت و زیبایی خبر میآورند.
بخش دوم: چتر خواهش و تنهایی
«پشت هیچستان چتر خواهش باز است / تا نسیم عطشی در بن برگی بدود / زنگ باران به صدا می آید»
– در پشت هیچستان، چتر خواهش باز است،
– تا نسیم عطش در بن برگ بدود و زنگ باران به صدا درآید.
«آدم اینجا تنهاست / و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاری است»
– آدم در اینجا تنهاست،
– و در این تنهایی، سایه نارون تا ابدیت جاری است.
نکته: چتر خواهش، نماد فضایی است که در آن خواهش و عطش جاری است. تنهایی شاعر، با سایه نارون تا ابدیت ادامه دارد.
بخش سوم: چینی نازک تنهایی
«به سراغ من اگرمی آیید / نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد / چینی نازک تنهایی من»
– اگر به سراغ من میآیید،
– نرم و آهسته بیایید، مبادا چینی نازک تنهایی من ترک بردارد.
نکته: تنهایی شاعر، مانند چینی نازک است که با کوچکترین بیاحتیاطی میشکند. او از دیگران میخواهد که با احتیاط به او نزدیک شوند.
تحلیل عمیقتر
۱. پشت هیچستان
«پشت هیچستان» نماد جایی است که هیچکس نیست، اما همهچیز در آن جریان دارد. این مکان، نماد تنهایی و خلوت شاعر است.
۲. قاصدهای هوا
قاصدهای هوا، پیامآورانی هستند که از گل شکفتهی دورترین بوته خاک خبر میآورند. این نماد، نشان از ارتباط شاعر با طبیعت و زیبایی دارد.
۳. سواران صبح
سواران صبح، عارفان و سالکانی هستند که به سرتپه معراج شقایق رفتهاند. این نماد، اشاره به سیر و سلوک عرفانی دارد.
۴. چتر خواهش
چتر خواهش، فضایی است که در آن خواهش و عطش جاری است. این نشان از شوق و اشتیاق شاعر به حقیقت دارد.
۵. چینی نازک تنهایی
تنهایی شاعر، مانند چینی نازک است که با کوچکترین بیاحتیاطی میشکند. او از دیگران میخواهد که با احتیاط به او نزدیک شوند.
خلاصه به زبان ساده
سپهری میگوید:
اگر به سراغ من میآیید، بدانید که من پشت هیچستان هستم. پشت هیچستان جایی است که رگهای هوا پر از قاصدهایی است که خبر میآورند از گل شکفتهی دورترین بوته خاک. روی شنها، نقش سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سرتپه معراج شقایق رفتهاند.
پشت هیچستان، چتر خواهش باز است تا نسیم عطش در بن برگ بدود و زنگ باران به صدا درآید. آدم در اینجا تنهاست و در این تنهایی، سایه نارون تا ابدیت جاری است.
اگر به سراغ من میآیید، نرم و آهسته بیایید، مبادا چینی نازک تنهایی من ترک بردارد.
شعرهای بیشتر از سهراب سپهری: شعر شماره ۴۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری | شعر شماره ۴۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری
شعرهای بیشتر از سهراب سپهری: شعر شماره ۴۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری | شعر شماره ۴۲ از اشعار سهراب سپهری
نکته پایانی
این شعر سپهری، سرود تنهایی، عرفان و شکنندگی است. سپهری در این شعر، با زبانی ساده و شاعرانه، از تنهایی خود، از جایی دور از همهجا (پشت هیچستان)، از قاصدهای هوا، از سواران صبح، و از چینی نازک تنهایی خود سخن میگوید. او میگوید که تنهاییاش بسیار شکننده است و اگر کسی به سراغش میآید، باید با احتیاط بیاید تا آن را نشکند. این شعر، یکی از بهترین نمونههای شعر عرفانی و تأملبرانگیز سپهری است که در آن، تنهایی و شکنندگی به زیبایی به تصویر کشیده شده است.










