انشا نوروز کوتاه و بلند برای پایه های مختلف تحصیلی (8 انشا نوروز)

انشا درباره نوروز و سال جدید

نوروز یکی از جشن های کهن ایرانی است که هر ساله از اولین روز بهار جشن گرفته می شود و ایرانیان در کنار سفره هفت سین و همراه با خانواده جشن می گیرند. در این بخش به مناسبت نوروز چند انشا زیبا با موضوع نوروز، سفره هفت سین، سال جدید و شروع بهار را آماده کرده ایم که برای پایه های مختلف تحصیلی دبستان و دبیرستان آماده شده اند و امیدواریم مورد توجه شما قرار بگیرد.

انشا با موضوع عید نوروز

“ن” مثل نوروز، نخستین روز بهار. در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمی‌خیزد و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز می‌کند .نوروز، روزیست نو؛ روز، روز همان روشنیست. پس نوروز، یعنی تابش آفتابی تازه در زندگی و سرزندگی نو‌به‌نوی انسان و جهان.

نوروز، نخستین روز بهار هم هست. در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمی‌خیزد و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز می‌کند و سال آغاز می‌شود که یعنی این ایرانیان‌اند که هر سال، بیداری طبیعت و شروع تازه‌ی زندگی را جشن می‌گیرند. جشنی که در آن، از دیرباز، روشنی و زیبایی و زندگی را ستوده‌ و نوروز را جشن‌گرفته‌اند.

در آستانه‌ی نوروز، خانه‌تکانی می‌کنیم و هم‌زمان، دل خود را نیز از کینه‌ها پاک‌ کرده و آماده می‌شویم تا در فصلی تازه، بر شاخه‌های زندگانی‌‌، عشق و مهر و مهرانگیزی، جوانه بزنیم و به شکوفایی بنشینیم.

نوروز لبخند خداوند بر لبان طبیعت است و آن‌گاه که خداوند به زندگی لبخند می‌زند، گل لبخند بر لبان جهان هم می‌شکفد. نوروز، یادآور آن است که ما مدام باید جان و جامه و جامعه‌ی خود را پاک و شاد و سرشار از انرژی ناپیداکرانه‌ی الهی نگه‌داریم. نوروز، یادآور اهمیتِ دیدن و توجه کردن‌ است.

نوروز، آغاز فصلِ تفرج و تماشاست. چشم‌ها را بازکنیم و زیبایی‌ها را ببینیم. گوش‌ها را باز کنیم و آواز پرنده‌ها را بشنویم. دل‌ها را باز کنیم و دوست‌بداریم. روز، نو می‌شود. سال، نو می‌شود. طبیعت، نو می‌شود. مبادا که ما کهنه بمانیم. مبادا که ما محروم بمانیم.

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده است: « در زندگی شما، روزهایی هست که نفس خداوند بر شما می‌دمد. خود را در معرض نفس‌های پاک قراردهید. مبادا از آن روبگردانید!»

این نفس‌های پاک خداست که بر آدم و عالم می‌دمد. دارد طبیعت از نو آغاز می‌شود. سال دارد از نو آغاز می‌شود. روز نو دارد آغاز می‌شود. نوروز دارد از راه می‌رسد؛ لبالب از بشارت و طراوت و تازگی و تناوری…


انشا نوروز

انشا توصیف بهار

اینبار بهار میـــخواهد با کوله باری از سبزی، طراوت و خاطرات دیرینه ای که یکسال انتظارش را می کشیدم پابه جهان بگذارد، بهار میـــخواهد بیاید و من باید در قلبم خانه تکانی کنم،

تمام کینه ها را از روی پرده های امید قلبم بشویم و با دستمال صبوری بر روی کتابی که پراز محبت های سرد شده است بکشم تا غباری از دشمنی و جنگ و جدال باقی نماند و پرنده ی اسیر قلبم را از قفس آزاد کنم.

بهار می خواهد با تیرکمان محبت، تیر مرخصی دادن به زمستان را بزند و زمستان باید کوله باری که سراسر سردی و قطره های مرواریدی بود را بردارد و به انتظار سال دیگر بماند، کتاب سرنوشت زمستان را در گوشه ای از صندوقچه ی قلبم می گذارم و قفلی محکم بر آن می زنم،

کلاف زندگی ام را با بهار، با چهچه بلبلان و پروار پروانه های زیبا و رنگارنگ می بافم، با مداد طراوت تخته ی قلبم را با کلمه ای به نام بهار آشنا میکنم و بر روی دفتر خاطرات زندگی ام با خودکار عشق و علاقه کلمۀ بهار را می نویسم،

چتر اندوه را می بندم و به امید آمدنِ بهار از جاده ی عاطفه می‌نشینم، گویی نسیم ملایم اکنون چهره ام را نوازش می کند و طنین زیبایش در گوشم نواخته می‌شود، خیاط ماهری میـــخواهد لباسی برای دنیا درست کند لباسی با گلهایِ رنگارنگ، آنگونه که من دوست دارم.

چراغ کلبۀ قلبم را با مهربانی روشن میکنم و پرچین های آن را با عطر و بویِ بهار معطر میکنم اینک همه ی ی با هم به استقبالِ بهار می رویم.


انشا درمورد عید نوروز برای کودکان

هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را می بینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنند.

معمولاً خانواده های کوچک به‌ صورت دسته جمعی به خرید میروند و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت می کنند که صحنه های زیبایی است. نزدیک سال تحویل همه ی ی لباس های نو به تن می کنیم و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین مینشینیم.

پدر معمولاً قرآن می خواند و همه سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند. وقتی که سال تحویل می شود روبوسی می کنیم و سال نو را به همدیگر تبریک میگوییم و لحظات شادی به وجود می آید. در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان میرویم و معمولاً کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند.

و بعد از آن بزرگترها در فرصت مناسب به بازدید کوچک ترها میروند و این رسم خیلی خوب است چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته می شود. در نوروز همه چیز بوی تازگی میدهد و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.

ما باید در تعطیلات به مرور درس هایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود آنها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده می شویم و تابستان خوبی خواهیم داشت. ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای این‌که معمولاً از بزرگترها عیدی می گیریم.


انشا نوروز

انشا درباره عید نوروز

عید نوروز، جشنی باستانی در کشورمان است که می توان به عنوان مهمترین جشن و آیین کهن ایرانی آن را نامگذاری کرد. در این عید بسیار زیبا، مردم به دید و بازدید از یکدیگر می روند و سعی می کنند که در این اوقات دید و بازدید، نهایت لذت از معاشرت با یکدیگر را داشته باشند.

عید نوروز فرصتی به مردم می دهد که صله رحم را به جای آورده و با اقوام و خویشاوندان خود مجددا ارتباط بگیرند. این فرصت مناسبی است که انسان روی خود کار کند و شخصیت جدید و قوی تری برای خودش به وجود آورد.

سوال اینجاست که چرا عید نوروز اینقدر برای ما اهمیت دارد؟ مگر در این عید چه اتفاقی می افتد که در دیگر اعیاد رخ نمی دهد؟ این عید چه تفاوتی با سایر اعیاد دارد که اینقدر برای ما ایرانیان مهم شمرده می شود؟

عید نوروز اولین خصیصه ای که دارد، این است که با شروع فصل بهار همراه است. حتی از نام آن می توان متوجه این مسئله شد و به اهمیت آن پی برد.

زمانی که فصل بهار می شود، دوباره طبیعت جان گرفته و شروعی دوباره خواهد داشت. همه جا سرسبز می شود و شور و نشاط را در طبیعت می توان مشاهده کرد. در این زمان انگار کشور ایران دوباره جانی تازه به خود گرفته و سرسبزی را به صورت کامل می شود در آن مشاهده نمود.

به همین دلیل اولین نکته ای که می توان در مورد اهمیت عید نوروز ذکر کرد، همین است که با فصل بهار شروع می شود و از آنجا که این فصل شور و نشاط را با خود به همراه می آورد، پس این عید هم تعریف جداگانه ای از سایر اعیاد داشته و مردم در آن بیشتر به شادی مشغول می شوند.


انشا نوروز

انشای ادبی عید نوروز

عید نوروز است و نوروز یعنی روز نو.
روزی که طبیعت نو می‌گردد یعنی از نو آغاز می‌شود، سال از نو آغاز می‌شود و روز نو دارد آغاز می‌شود.
نوروز دارد از راه می‌رسد؛ لبالب از بشارت و طراوت و تازگی و چه خوب است که ما نیز نو شویم.
صبح روز عید وقت آن است که خورشید دست از دامن تپه‌ها بردارد و به آبی آسمان آویزد؛
پس خورشید از پشت کوه سر بالا می‌آورد و به بهار زیبا خوش آمد می‌گوید.
زمستان مدت‌ها پیش با شنیدن بوی بهار از این صحرا رفته، اما امروز دیگر رد پایش نیز حذف می‌شود.
عید نوروز وقت آن است که درختان سر خویش را بالا آورند، به بهار سلام گویند و از طراوت آن بهره گیرند.
وقت آن است که پروانه چمن از پیله درآید و در نفس باد صبا سینه بگشاید.
عید نوروز وقت آن است که شادی در رگ‌های زمین و ساکنانش سوسو زند.
وقت آن است که روزی از نو آغاز شود.
امروز بهار وارد صحرا می‌شود و بر درختان شکوفه سپیدی و پاکی می‌کارد و از درختان لخت دشت عروسی زیبا می‌سازد.
در طبیعت غوغایی برپاست گویا درختان و جویبار‌ها و پرندگان خندان‌تر و شادتر از همیشه هستند.
آسمان از سر شوق می‌گرید و انگار درختان دست‌هایشان را برای گرفتن دانه‌های بازیگوش باران که از گونه آسمان می‌چکد در هوا نگه داشته‌اند. انسان‌ها نیز دل خود را نیز از کینه‌ها پاک می‌کنند و آماده می‌شوند تا در فصلی تازه، بر شاخه‌های زندگانی شان، عشق و مهر و مهرانگیزی، جوانه بزنند و به شکوفایی بنشینند.
عید نوروز چه فرح‌بخش هوایی دارد، بوی عجیب و مست کننده‌ای مشام را قلقلک می‌دهد.
مگر فصل‌ها هم عطر دارند که بهار این‌گونه خوشبوست؟
به همین خاطر نوروز، یادآور آن است که ما مدام باید جان و جامه و جامعه خود را پاک و شاد و سرشار از انرژی و عطر خوش شور و سرزندگی نگه داریم.
نوروز، یادآور اهمیتِ دیدن و توجه کردن است.
نگاهم به خطی مشکی در آسمان می‌افتد که نزدیک‌تر می‌شود.
آیا پرندگان غزل‌خوان هستند؟
آری، دسته‌ای پرستو در آسمان پرواز می‌کنند، دستم را در هوا برایشان تکان می‌دهم و به راهی که، چون خطی منظم و زیبا در آسمان می‌کشند، نگاه می‌کنم.
در نوروز باید چشم‌ها را باز کنیم و زیبایی‌ها را ببینیم.
گوش‌ها را باز کنیم و آواز پرنده‌ها را بشنویم.
دریچه دل‌ها را باز کنیم و انسان‌ها و پرندگان و طبیعت را دوست بداریم.
صدای شادی کودکان در همه‌جا پیچیده و خروشان فریاد می‌زنند، صدای شادی‌شان گوش را نوازش می‌دهد.
فقط شادی و سرور را در نگاه مردمان می‌خوانم، چون همه صدای پای عابری را می‌شنوند که لهجه آشنا دارد با لبخندی بر روی لبانش و سرخی صورتش، رهگذری که با آمدنش فقط می‌خواهد خنده و خوشنودی هدیه دهد.
بله بهار زیبا آمده با تمام سرسبزی، با تمام شکوه و با تمام جذابیت‌هایش و با عید نوروز که هدیه اوست به ما. بهارا خوش آمدی.


انشا نوروز

انشا درباره عید نوروز

عید نوروز توسط تمام قوم های ایرانی در میان اهالی شهر و روستا و عشایر با هر طبقه اجتماعی برگزار می شود, مراسم جشن عید نوروز است. ایرانی ها، نوروز را در آغاز سال و آغاز گردش طبیعت، جشن می گیرند و معتقدند که سالی دیگر گذشته و بایستی کهنگی ها را به سال کهنه واگذارکرد. واژهٔ جشن، از ریشهٔ «یز» (Yaz) به معنی نیایش و پرستش است و جشن نوروز سپاس آغاز سالی نو است.

به اعتقاد پارسیان، نوروز اول روز از زمانه و فل ک را آغاز گشتن است. اندیشهٔ ایرانی، نوروز را آغاز زندگی می داند و شروع هر پدیدهٔ مهمی را بدین روز منسوب می دارد. ایرانیان هر آغازی را جشن می گیرند و نوروز بزرگ ترین آغاز و بزرگ ترین جشن، با اصیل ترین سنت ها و مراسم جاودانه است. آغاز ِمراسم باشکوه عید نوروز به زمان پادشاهی جمشید شاه بازمی گردد. گفته می شود او در زمان سلطنت خود در آبادانی ایران و آسایش خاطرِ مردم از هجوم بیگانگان، نقش بسیاری داشت. در نوشته ها آمده روزی جمشید در سفری ، تخت زرینش به آسمان ( به سوی خورشید ) داشت و پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را نوروز نامید…

پس از جمشید, سال به سال بر اهمیت و فراگیری این روز افزوده شد. در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز به عنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شد. اسطوره های گوناگونی در ایران باستان, درباره این جشن ملی آورده شده است که به برخی از آن ها جهت اطلاع علاقمندان اشاره می شود.

یکی از این افسانه ها, اسطوره زیبای آفرینش است.

اورمزد شش پیش نمونه گیتی یعنی نمونه اولیه وآرمانی موجودات را در شش گاه با فاصله های نابرابر و در درازای یک سال می آفریند که به ترتیب عبارتند از: آسمان، آب، زمین، گیاه، چهار پای سودمند ومردم. به یادبود این آ‏فرینش های شش گانه، سال را به شش قسمت نابرابر تقسیم می کردند و سالگرد این آفرینش ها را به صورت جشن های پنج روزه که در آیین ایران باستان «گاهانبار» نام دارد، برگزار می کردند.

از یکی دو ماه به عید نوروز مانده مردم به بازار می روند و لباس عیدشان را می خرند.در گذشته مردم معمولا پارچه هایی را خریداری می کردند که رنگ روشن داشت و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه یا جمعه قیچی کنند و نیز معتقد بودند که روز پنج شنبه ساعت سنگین است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بریده شود نصیب دزد یا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسایل خانه نیز باید عوض شود و یا تمیز گردد. پختن نان شیرین از جمله کارهایی بود که حتماً باید قبل از عید نوروز و برای عید انجام میگرفت.

سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک، ده پانزده روز به عید نوروز مانده در خانه ها صورت می گیرد. در شیراز معمولا برای این کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس یا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان می ریزند و به ترتیب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند .

یکی دو هفته پیش از عید نوروز خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گرد گیری می کنند و دوباره آنها را می چینند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.

برای تحویل سال در یکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پیش از هر چیز آیینه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سین را می گذارند.

هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . علاوه بر هفت سین شمع و آینه تخم مرغ و … سر سفره گذاشته میشود.


انشا نوروز

انشا خاطرات شیرین عید نوروز

مقدمه :

تعطیلان همیشه برای ما خوشایند است، بخصوص این که طولانی بوده و عید نوروز را در بر بگیرد و این یعنی دانش آموزان حدود ۱۳ روز به استراحت می روند و برای دیگر افراد نیز به مرور این روز ها کم تر است، اما به هر حال یکی از طولانی ترین دوره های تعطیلات سال است که قطعا در آن می توانیم اتفاقات خوش و خوبی را در کنار خانواده رقم بزنیم. هر کدام از ما به امید زنده هستیم و این که روز ها و ماه ها به پایان می رسند، یکی از صفات خوب دنیا و زندگی ما انسان ها این است که روز های خوب و بد، هر طول که شده می گذرند.

متن انشاء:

نمی توانیم زمان را متوقف کنیم اما می توانیم خاطراتی را بسازیم که همواره ما را در لحظات خوش یاری کرده و باعث شوند که یک تعطیلات ماندگار داشته باشیم، از همان روز اول که سال تحویل خواهد شد، لحظه ی دعایی که هر ساله می خوانیم قطعا بسیار جذاب و هیجان انگیز است. تفاوتی ندارد که چه ساعتی از روز است، بالاخره سال که تحویل می شود شادی و خوشی هر لحظه از زندگی ما را در بر می گیرید و این بهترین اتفاق ممکن است.

همین طور که به روزی های دوم و سوم تعطیلات عید نوروز وارد می شویم، خبر هایی می شنویم از دید و بازدید و حضور خانواده، فامیل و آشنایان در جشن هایی که لحظات خوبی را برای ما ایجاد می کند و شاید حتی بخواهیم زمان بار ها تکرار شود تا دوباره این اتفاقات را تجربه کنیم. می توانیم به سفر های طولانی تر برویم و چندین هفته را در بهترین نقاط کشور و یا دنیا بگذرانیم.

نتیجه گیری:

در نتیجه باید بگوییم که تعطیلات نیز مانند هر روز خوب و بدی می گذرد، در انتهای آن روز طبیعت قرار دارد که ما به دشت و کوه های سرسبز می رویم و یک روز را در کنار طبیعت می گذرانیم که بسیار به آن مدیون هستیم. طبیعت قدرت عظیمی دارد و این است که می تواند در هر حالت و شرایطی حال ما را خوش کرده و از سختی ها و اندوه برای ساعتی هم که شده دورمان کند. بهتر است که روز های عید نوروز را با خاطره نویسی شروع و به پایان برسانیم.

این مطالب را هم ببینید