انشا برف با گلچین چند انشا زیبا با موضوع بارش برف زمستانی

با شروع زمستان معلمین محترم از دانش آموز هایشان درخواست می کنند که برای زمستان انشان بنویسند و درباره آن حسشان را بیان کنند. ما نیز در سایت ادبی و هنری روزانه در این بخش چند انشا برف زمستان را گردآوری کرده ایم. انشا با موضوع برف زمستان یکی از انشاهای جالب برای مقاطع مختلف تحصیلی است.

photo 2024 02 26 15 28 08

انشا در مورد برف ادبی و زیبا با رعایت مراحل نوشتن

مقدمه انشا در مورد برف
انشای خود درمورد برف را با یک دو بیتی زیبا شروع می کنم.

زمین عروس شد و آسمان به حرف آمد
چه شادباشی ازین خوب‌تر که برف آمد؟

بدنه انشا در مورد برف
چند ضربه سبک روی شیشه باعث شد تا به سمت پنجره بچرخد. دوباره برف شروع به باریدن کرده بود. با چشماهای خواب آلودش به دانه های سفید برف نگاه می کرد که روی زمن فرود می آمدند. در چشم او هر دانه برف مثل یک فرشته زیبا با یک پیراهن سفید توری بودند که رقص کنان با چشم های بسته آرام خود را به زمین می رساندند،گویی ماموریت آنها سپید پوش کردن زمین بود تا تمام سیاهی ها و پلیدی های زمین را در خود ببلعند و همه جا را پاک و سپید کنند.دانه های برف تمامی کوها،تپه ها، دشت ها و مزارع و درختان اطراف را سپید پوش کرده بودند. پنجره را باز کرد نسیمی به داخل اتاق وزید سرمای عجیبی بود دستش را دراز کرد تا دانه های معصوم برف را در دستانش لمس کند.

حتما بخوانید: 2 انشا در مورد زمستان با مقدمه و نتیجه برای دانش آموزان کوتاه و زیبا

دانه های برف در چشم بر هم زدنی آب می شدند تا بگویند همه چیز فانی و زودگذر است غم و سیاهی پایدار نیست.خورشید که بالا آمد نورش را روی برف های حیاط تابند.تماشای انعکاس نور طلایی رنگ خورشید بر دشت سفیدپوش برفی حیرت انگیز بود.درختان لخت حالا لباس سپید عروس برتن کرده بودند و شاد و سرمست از تاج های الماس که بر سر داشتند به هم فخر می فروختند.تماشای انعکاس سایه درخت ها بروی دریاچه نقره ای هم شاهکار دیگری رقم زده بود که به دست خالق عالم کشیده شده بود.اما گنجشک های کوچک و بی نوا از دست برف زمستان از زمین و آسمان شکایت داشتند و صدای جیک جیک آنها همه دشت را پر کرده بود اخر آنها بی جا و غذا مانده بودند.هر جای را نگاه می کردی منظره حیرت انگیزی بود که خالق عالم با صبر و حوصله آنها را خلق کرده بود.

نتیجه گیری انشا در مورد برف
وقتی برف می بارد مناظر زیبایی خلق می شود که چشم هر ببیننده خوش ذوقی را به خود جذب می کند.دانه های سپید برف جلوه دیگری به این مناظر می بخشند. از این زیبایی ها غافل نشویم و از همه مهم تر حواسمان به حیوانات هم باشد که در این سرمای زمستان بی جا و غذا نمانند.

انشا توصیف یک روز برفی

دانه های سفید و زیبای برف زمین را پوشانده اند، گویی دیشب که همه ی آدم ها در خانه های گرم خود در خواب بودند دل آسمان پر از ابر های سیاه شده و برف در خلوت و سکوت شب، سیاهی ها را کنار زده و آرام و با حوصله لباس یک دست سپیدی از دانه ها ی بلورین برف دوخته و بر تن زمین پوشانده است و حالا با دمیدن صبح دانه های مانند مرواریدش یکی پس از دیگری بر زمین می ریزند و کنار هم آرام می گیرند.

درختان و شاخه های خشک و انبوه شان زیر بار سنگین برف مانده و قامت شان تماما سفید است انگار درختان دستان شان را پر از برف کرده و رو به آسمان گرفته اند و من فکر می کنم که آن ها به زبان خود از خدا برای این نعمت زیبا سپاس گزاری می کنند، در این میان بعضی شاخه ها هم تاب سنگینی برف را نیاورده و شکسته اند ولی برف ها را هم چنان در دستان شان نگه داشته و نگاه شان را به آسمان دوخته اند .

شهر از همیشه خلوت تر است، اکثر مردم از سرما به خانه های شان پناه برده و ریزش برف و تن سفید شهر را از پشت پنجره ی خانه تماشا می کنند البته برخی نیز سرما و برف را به گرمای خانه ترجیح داده و شال و کلاه کرده اند و از نزدیک به دیدار دانه های برف آمده اند، آن ها با قدم های شان رد پاها را بر دل برف ها جا می گذارند و برف هم بعد از چند دقیقه رد پای آن ها را محو می کند و نقش زیبای خودش را بر زمین می نگارد.

جز کلاغ ها خبری از پرندگان دیگر نیست و پرندگان همه از سوز سرمای زمستان به لانه های شان برگشته اند اما تن سیاه کلاغ ها در سفیدی برف که به تماشای زمزمه ی برف در گوش زمین آمده اند بیش تر خود را نشان می دهد .

کلاغ ها روی شاخه های درختان و سیم های برق نشسته اند و سرشان را از سرما در پرهای شان فرو برده اند، گاهی هم حوصله شان از یک جا نشستن سر می رود و به این طرف و آن طرف پر می زنند و قار قار می کنند و با هر حرکت مقداری از برف ها را از بالا به زمین می ریزند.

هر کجا را که نگاه می کنی از سپیدی برف می درخشد و فقط برف است که می تواند همه جا را این چنین یک دست و یک رنگ کند، از کوه های سر به فلک کشیده گرفته تا درختان و خانه ها و باغ ها و… همه به حکم برف سفید پوش و یک رنگ شده اند و سر تعظیم در مقابل این همه زیبایی فرود آورده اند.

روزهای برفی از هیجان انگیز ترین روز های فصل زمستان است که شوق درست کردن آدم برفی و قدم زدن در برف ما را وادار به بیرون رفتن و لذت بردن از این نعمت زیبا و حیات بخش می کند.

مطلب مشابه: انشا باران؛ 16 انشا در مورد روز بارانی و توصیف باران


انشا برف

انشا در مورد روز برفی و زمستان

مقدمه انشا در مورد روز برفی و زمستان
قلم خیس برمیدارم و انشای در مورد برف و زمستان را به نام خدای خویش آغاز می کنم.

بدنه انشا در مورد روز برفی و زمستان
برف زمستانی یادآور خاطرات شیرین کودکی در خانه مادربزرگم است. تماشای بارش برف بعدازظهر یک روز زمستانی من را به چند سال قبل می برد، برف زمستانی برای من جادوی خالص است.دانه های برف آرام آرام بر سر ما فرود می آمدند و ما با چشمان باز و متعجب آنها را نگاه میکردیم تا چشم بهم زدیم همه حیاط و درختان خانه مادربزرگم سفید شده بودند عجب منظره زیبایی بود از خوشحالی بالا و پایین می پردیم که می توانیم حالا یک آدم برفی بزرگ وسط باغچه مادربزرگ بسازیم.با اینکه دست های کوچک مان از سوز سرمای زمستان بی حس شده بود بازهم برف ها را جمع می کردیم تا زودتر آدمک برفی را بسازیم.چقدر همه چیز ساده و قشنگ بود مادربزرگم از پشت پنجره ما را تماشا می کرد و دست تکان می داد.

چقدر دلتنگ روزهای برفی کودکیم هستم. وقتی آدم برفی آماده شد شال گردن و کلاه صورتی ام را دورش انداختم تا به خیال خودم آدم برفی سردش نشود.ان روزها به سرعت گذشت و ما بزرگ شدیم حالا من از پشت پنجره کوچک خانه به بچه های خیابان نگاه میکنم که با ذوق و شوق فراوان آدم برفی می سازنند و برف بازی می کنند.زمستان فصل زیبای کودکی هایم با دانه های برف های جادویش دوباره از راه رسید و همه جا را سپید پوش کرد.شال و کلاهم را می پوشم و دوربین عکاسی ام را بر میدارم تا از این منظره های زیبا عکسای کنم حیف است باید از این هوای زیبا زمستانی لذت برد باید دانه های جادویی برف ها را لمس کرد باید همین حالا زندگی کرد.

نتیجه گیری انشا در مورد روز برفی و زمستان
با تماشای برف زمستانی به یاد عظمت و قدرت پرودگار می افتم که چه نعمت های زیبایی را برای ما خلق کرده است.قدر این نعمت های زیبا خدا را بدانیم.

مطلب مشابه: انشا با موضوع بوی خاک پس از بارش باران برای تمام پایه های تحصیلی


انشا ساده در مورد فصل زمستان

هر فصل زیبایی خاص خودش را دارد و زمستان را به رنگ سفید و سرمایش می شناسیم. درخت های لخت پاییزی دیگر لباس پشمی سفید خود را پوشیده اند و به خواب خوش زمستانی فرو رفته اند.

از دیشب تا حالا برف ریزه ریزه از آسمان می بارد و همه جا را یک دست سفید کرده است. باد ملایمی می وزد و شاخه های درختان را به آرامی تکان می دهد و کمی برف از روی شاخه ها به زمین می افتد.

لباس گرم می پوشم و شال و کلاه و دستکشم را برمی دارم. می خواهم با دوستم آدم برفی درست کنم.

یک هویج کوچک به جای دماغ روی صورت آدم برفی ام و دو تا دکمه سیاه برای چشم هایش برمی دارم. کاش همه بچه ها بیایند، آخر قرار گذاشتیم تا با هم گلوله بازی کنیم.

مادر می گوید باید مراقب باشیم که سر نخوریم چون ممکن است دست و پایمان بشکند.

شادی زیادی درونم احساس می کنم و خدا را به خاطر این نعمت سرد و زیبا شکر می کنم. طبیعت کاملا به خواب فرو رفته است و می خواهد خستگی سه فصل تلاش و کوشش خود را از تن به در کند و سپس پر انرژی و شاداب، جوانه های زیبای زندگی را از درون خود به ما هدیه بدهد.

آدم برفی مان امسال خیلی زیبا شده است، با بچه ها کنارش می ایستیم و عکس یادگاری می اندازیم.


timothy eberly lhm2nldtc9g unsplash

انشا برف

موضوع :
انشاء با موضوع برف با رعایت مراحل نوشتاری

متن  :
مقدمه:
برف یکی از نعمت های زیبا ی خداست که بر سر بندگانش می بارد. سیاهی ها را می بلعد و بر زمین و آسمان سفره ی سفیدی از رحمت و برکت خود را پهن خواهد کرد.

تنه ی انشاء:
زمانی که هوا رو به سردی برود و زمستان رخت پهن کند، آسمان شور و شوق برف و بارش می گیرد. ابرهای سیاه را مهمان خود می کند و از آن برف های سفید به رنگ مروارید را بر زمینش می بارد.

عده ایی پس از بارش برف می خندند و برای ساختن آدم برفی سر از پا نمی شناسند و عده ایی دیگر دلخوش اند برای تماشای آن زیبایی خدادادی پشت قاب پنجره، درحالی که فنجان چای داغ در دستانشان است.

برف، بهانه ایی است برای لبخند روی لب، بهانه ای است که یادمان بماند که سیاهی ها هرگز ماندنی نیستند و این سپیدی ها هستند که می آیند به زمین و زمان جان دگر می بخشند و می روند. همان گلوله های سفید نرم که به زودی می توانند با روی هم انباشته شدن کوهی از یخ بسازند.

همان می شود چشمه های زیرزمینی و گاهی یخچال های طبیعی، پس یقین بدان که هیچ کدام از نعمات خداوند بی دلیل و بی حکمت نخواهد بود.

نتیجه گیری:
همان گلوله های برف  نرم هم می تواند روزی سخت شود. بنابراین برخیز، تو نیز کمر همت ببند، شاید تو نیز باید تجربیات زندگیت را درست به مانند همان گلوله ها روی هم انباشته کنی تا در نهایت تبدیل شوی به کوهی سخت و سرد که هر تابش خورشیدی یا هر بادی نتواند آن را تکان دهد یا آب کند.

مطلب مشابه: انشا در مورد آلودگی هوا + 8 انشای زیبای در مورد آلودگی هوا و هوای آلوده


یک روز برفی را در یک بند توصیف کنید

به نام خداوند بخشنده و مهربان

موضوع انشا: زمستان یا توصیف یک روز برفی ( برای موضوعهای مشابه نیز کاربرد داد)

صبح بیدار شدم و سرمای عجیبی در اتاقم حس کردم نگاهم به پنجره افتاد که دیدم پشت پنجره مقدار زیادی برف سفید نشسته است… حس عجیبی در دلم جوانه زد و با سرمای برف و زیبایی آن دو حس متفاوت را در قلبم حس کردم…سریع از جا بلند شدم و به سمت حیاط دویدم برف سفید همه جا را سفید پوش کرده بود ..به سمت برفها دویدم و دستانم را در عمق برف فرو بردم و از شادی فریاد کشیدم….

خدایا شکر… عجب نعمت سرد و زیبایی! بی اختیار یاد لباسهای زمستانی ام افتادم و از اینکه سال گذشته همه چیز خریده بودم خرسند شدم اما در کنار این خوشحالی به یاد کودک دست فروش کنار مدرسه افتادم به یاد لباسهای کهنه اش…. قطره اشکی بر چشمانم نشست او امروز چه خواهد پوشید؟

وقتی به مدرسه رسیدم فقط چشمانم در انتظار دیدن او بود بر خلاف انتظارم که امروز لباسهای گرمی خواهد داشت باز هم کفشهای پاره ی او سردی برف را برایم سردتر کرد…
این بود انشای من.
پایان.

مطلب مشابه: انشا با موضوع فصل زمستان + چند انشا زیبای ادبی کوتاه و بلند برای کودک و نوجوان


WEuyOWb 1

انشا در مورد یک روز برفی زمستانی

موضوع انشا : یک روز برفی
مقدمه : به نام خدا انشای خود را در مورد یک روز برفی شروع میکنم .
من عاشق برف هستم .

چون برف خیلی کم می آید .

بعضی جاهای دنیا انقدر برف می آید که بچه ها خسته می شوند و دعا میکنند هوا آفتابی بشود

ولی چون در ایران برف کم می آید . در روز های برفی ما بچه ها خیلی خوشحال میشویم.

البته پدر ها و مادر ها هم خوشحال میشوند .

برف خیلی قشنگ است چون مثل برف شادی روز هم جا میبارد

و وقتی ما صبح از خواب بیدار میشویم انگار روز زمین و درخت و خیابان ها و ماشین ها پنبه ریخته اند .

وقتی برف می اید انقدر همه جا سفید میشود که انگار اینجا بهشت است.

من دوست دارم وقی برف آمد با دوستانم بازی کنم . ما در برف به هم گوله برفی پرت میکنیم.

و روی برف راه می رویم و به جای کفش روی برف نگاه میکنیم

یا روی برف میخوابیم

یا با پدر و مادر و دوست هایمان یا بچه های همسایه با هم آدم برفی درست میکنیم .

انشا یک روز برفی
من همیشه دوست دارم به آدم برفی کلاه و شال گردنم را بدهم تا سردش نشود.

من دوست دارم وقتی برف بارید با دوست هایم برف بازی کنم

و وقتی دست ها و صورتم یخ کرد به خانه بیایم و دستم را بگیرم روی بخاری تا گرم شود.

خیلی بخاری کیف میدهد. و دست آدم روی بخاری سوزن سوزن میشود.

ولی بعضی ها در زمستان بخاری ندارند و بابا هایشان پول ندارند بخاری نو بخرند و ما باید به آنها کمک کنیم .

چون زمستان ها خیلی سرد است.

و باید به آنها پول بدهیم که کلاه و دستکش و کفش بخرند که دست ها و پاهایشان یخ نکند .

ما در زمستان لبو و شغلم میخوریم چون گرم است و به آدم می چسبد.

انشا یک روز برفی
من خیلی برف را دوست دارم چون وقتی برف میبارد همه خوشحال میشوند و با هم بازی میکنند و می خندند

گاهی وقت که برف میبارد مدرسه ها تعطیل میشود

و من خیلی خوشحال میشود که میتوانیم بیشتر با دوستانم بازی کنم.

برف نعمت خدا است . باران هم نعمت خدا است. برف و باران باعث میشود گل ها و گیاه ها رشد کنند .

و مادر بزرگ من میگوید وقتی برف می آید یا باران می آید اگر آدم دعا کند . خدا دعای آدم را قبول میکند .

من دوست دارم برای همه دعاهای خوب بکنم .

من دعا میکنم یک روز که از خواب بیدار شدم همه جا سفید شده باشد . آمین .

این بود انشای من.

نتیجه گیری : برف نعمت خدا است و همه را خوشحال میکند .

مطلب مشابه: انشا با موضوع هوای پاک + چند انشا با موضوع هوای تمیز و پاک


csm mm winter lovetrail bild1 1c0b85a808

انشا اول و تخیلی در مورد زمستان

دوباره آمده اسـت. هر سال همین روزها می آید. در نمی زند. همه ی درها برای او باز اسـت. همه ی منتظر او هستند. او و نخستین شبش. بله! این زمستان اسـت کـه آمده اسـت.

ننه سرما کوله‌بار پر از برف و باران را روی دوشش میگذارد و از نمیدانم کجا؟ شاید از پشت کوه‌ها یا شاید هم از بال هوا یک‌دفعه خودش را وسط می‌اندازد. طبیعت کـه رنگارنگی پاییز رابه چشم دیده اسـت، از این همه ی سرما بخود می‌لرزد.

درختان از ترس تک و توک برگ نارنجی و زرد خورد را روی زمین می‌ریزند. رودخانه کـه تا چند روز پیش جاری بودو برای خودش خوش خوشان آواز می خواند، یک‌دفعه از جنبش می ایستد و حرکتش کند و خیلی آهسته می شود. گاهی روی آب و گاهی تا عمق چند سانتیمتری یخ میزند. آسمان آبی چـه بگوید؟

زمستان آن قدر ابرهای سفید و سیاه دارد و آنها را این‌طرف و آن طرف پخششان می کند کـه آسمان نمیتواند زیبایی آبی خودش رابه چشم آدم‌ها برساند.

آدم‌ها هم از این ندیدن آبی آسمان دلگیر می شوند. بعضی گیاهان علفی کـه سن و سال کمتری دارند، خشک می شوند. در این میان ایستادگی درخت‌های چند ساله زیباست. محکم و راست می ایستند.

اجازه میدهند زمستان برف ببارد و باد بوزد اما آنها همان‌ گونه محکم برجای هستند. زمستان خسیس نیست آیا؟ حیوانات زمستان کـه می شود برای سیر کردن خودشان چقدر باید سختی بکشند.

مورچه‌ها هم کـه اصلاً خودشان را از دید زمستان مخفی میکنند. بنظر مـن این‌هایی کـه از زمستان می ترسند یا از زمستان متنفر هستند، هیچ‌کدام زمستان را خوب نشناخته‌اند.

بـه ظاهر سرد و خشن اسـت اما او در گوش درختان و طبیعت لالایی می خواند تا بـه خواب روند و بهاران با انرژی از خواب بیدار شوند. مگر بدون یک خواب حسابی میتوان بـه جنب و جوش بهاری رسید؟ این کـه زمستان چگونه باشد، بـه نگاه مـا بستگی دارد. بـه زمستان زیبا نگاه کنیم.

مطلب مشابه: انشا در مورد خشکسالی + مقاله و تحقیق در مورد خشکسالی و بحران آب


انشاء درباره زمستان و برف

هر سال چهار فصل دارد. هرکدام از این فصل‌ها خصوصیات خاص خودرا دارند. بهار، تابستان، پاییز و زمستان اسامی فصل‌های سال هستند و زمستان یکی از فصل‌های زیبای سال اسـت.

زمستان چهارمین و آخرین فصل سال اسـت و سه ماه دی، بهمن و اسفند دارد. زمستان با نخستین روز دی‌ماه کـه کوتاه‌ترین روز سال اسـت، آغاز میشود. شب قبل ازآن شب یلدا طولانی‌ترین شب سال اسـت.

در انتها نیز پس از آخرین روز اسفند اعتدال بهاری شروع شده و فصل زمستان پایان می‌پذیرد. زمستان رابا سرمای هوا می‌شناسند.

دما در فصل زمستان افت پیدا می کند و تا منفی بیست درجه در کوهستان‌ها عادی اسـت حتی در برخی نقاط روسیه دما تا منفی پنجاه درجه هم کم میشود. البته برعکس تصور بعضی‌ها دلیل سرمای هوا در زمستان فاصله گرفتن زمین از خورشید نیست.

دلیل سرمای هوا در زمستان بدلیل زاویه چرخش زمین اسـت، طوریکه اشعه های خورشید بـه صورت مایل بـه زمین می‌تابند و نور و گرمای کمتری بـه زمین می رسد. برف یکیدیگر از شاخصه‌های زمستان اسـت.

اکثر مردم انتظار دارند کـه در فصل زمستان برف بیاید. برف بارش بخار آب اسـت کـه در شرایط خاص و با سرد شدن هوا در لایه‌های بالایی جو صورت می گیرد.

برخی وقایع از جمله خشکسالی و آلودگی هوا از بارش برف کاسته‌اند. یکیدیگر از خصوصیات زمستان کوتاه بودن روزها و طولانی بودن شب‌ها اسـت.

این هم بعلت زاویه‌ای اسـت کـه مدار زمین با خورشید پیدا میکند. بلند بودن شب‌ها طوری اسـت کـه بیشتر دانش‌آموزان باید قبل از طلوع خورشید از خواب برخیزند و برای رفتن بـه مدرسه حاضر شوند.

درسال‌های اخیر پدیده وارونگی دمایی و شدت گرفتن آلودگی هوا در صبح‌های روزهای سرد کـه باعث تعطیلی مدرسه‌ها در شهر هـای بزرگ می شود، از خصوصیات روزهای زمستان شده اسـت.

در اینروزها بیرون آمدن از خانه و قرار گرفتن در آلودگی‌ها برای سلامتی ضرر دارد. زمستان با همه ی ویژگی‌های متنوعی کـه دارد، فصلی اسـت کـه حضورش در چرخه زندگی طبیعت ضروری اسـت.

مطلب مشابه: انشا با موضوع طبیعت + 4 انشا زیبای کوتاه و بلند برای پایه تحصیلی دبیرستان

مطالب مشابه را ببینید!

انشا درباره امام رضا (موضوع انشا امام رضا برای دبستان و دبیرستان با مقدمه بدنه و نتیجه گیری) انشا خلیج فارس با چند انشا زیبا کوتاه و بلند برای تمام مقاطع انشا با موضوع نیکوکاری + موضوع انشا نیکی و کمک کردن به دیگران انشا در مورد آسمان شب + چند انشا ادبی زیبای کوتاه در مورد شب مهتابی انشا در مورد یک روز در کلاس درس + 3 انشا کوتاه ادبی برای دبیرستان و دبستان انشا طنز و خنده دار + مجموعه انشا و داستان های طنز و بامزه انشا در مورد ثروت و پولدار شدن + 5 انشا کوتاه و زیبا در مورد افراد ثروتمند انشا نوروز کوتاه و بلند برای پایه های مختلف تحصیلی (8 انشا نوروز) انشا مذهبی (با موضوعات مذهبی نماز، روزه، ماه محرم و خداوند) برای پایه های مختلف تحصیلی انشا با موضوع روزه + چند انشا زیبا در مورد روزه گرفتن برای دبستان و دبیرستان