متن نوحه شب ششم ماه محرم؛ متن نوحه حضرت قاسم (ع)
در این بخش متن نوحه شب ششم ماه محرم که به نوجوان 13 ساله کربلا حضرت قاسم (ع) تعلق دارد را گردآوری کرده ایم. در ادامه مجموعه ای از نوحه های مداحان معروف اهل بیت را آماده کرده ایم.
متن نوحه شب ششم ماه محرم (حضرت قاسم)

متن نوحه سید مهدی میرداماد
واحد
تو خواستی کمی ز کار عشق سر در آوری
و از نهال قامت خودت ثمر در آوریامانتی به مادر تو داده بود مجتبی
سپرده است نامه را دم سحر در آوریهمین که از عموی خود گرفتی اذن رزم را
نمانده بود اندکی ز شوق پر در آوریسر نترس داری و پدر بزرگ تو علی
عجیب نیست از تنت زره اگر در آورینداشت قلعه کربلا و گر نه که برای تو
نداشت کار تا ز چارچوب در در آوریرجز بخوان خاندان خویش را به رخ بکش
که کفر این سپاه کفر بیشتر در اوریبچرخ تیغ خود به روی خاک دشت سر بریز
بزن که از حرام زاده ها پدر در آورینشد حریف تو کسی و می کنند دوره ات
خدا کند که جان سالم از خطر در آوریسبک نمیشود مصیبت تو با دو قطره اشک
تو گریه حسین نه از او جگر در آوریاز این به بعد هم قد پسر عموت می شوی
برو که روی نیزه ها از عشق سر در آوری
متن نوحه شب ششم محرم – حاج سید مهدی میرداماد
زمینه
هل من مبارز یا ایها الناس
امد به میدان شاگرد عباسپرپر نمیشود امن یجیب خوانده و مضطر نمی شود
تازه جوان شده اما که گفته او علی اکبر نمی شود
عباس می شود یعنی حریف او دو سه لشکر نمی شوددو تا علمدار امام دو تا دلیر صف شکن
عباس علمدار حسین قاسم علمدار حسنزهرا فضائل حیدر شمائل
می تابد از دور چون ماه کاملجانم به هیبتش لرزیده یک سپاه از ابهتش
شیر نر حسن مادر نزاده است چنین قدر و قیمتش
او قاسم است یا سقا به رزم امده با این رشادتشصدای حیدر در گلو کلام حیدر در سخت
به لشکر دشمن زده قاسم علمدار حسنبی جوشن اما رزمش چه زیباست
وقتی رکابش دستان مولاستاهنگ قافله ان تنکرونی اش که به پا کرده زلزله
قران مجتباست هر ضربه اش شبیه ایات نازلهازرق که جای خود حتی حریف او نشود تیر حرمله
و ان یکاد فاطمست مدال روی پیروهن
عجب شکوه و هیبتی قاسم علمدار حسن

نوحه زیبای حاج حسین سیب سرخی
واحد
بی تو در بین حرم بانگ عزا افتاده
وای قاسم عوض وا عطشا افتادهچاره ای کن که نماند، به روی دستم
عمه ات از نفس و نجمه ز پا افتادهگیسوی مادر تو باز شده در خیمه
تا که گیسوی تو در دست بلا افتادهکار کار نظر شوم حرامی ها بود
اگر این لاله ی انگشت نما افتادهبه دلم ماند عمو نه که بگویی بابا
لبت از زمزمه و خنده چرا افتادهحسین
خیز شاید کمک لرزش پایم باشی
کارم از رفتن اکبر به عصا افتادهشده دشوار تماشای تو از سمت حرم
چه قدر سنگ میان تو وما افتادهلشگری قصد طواف تو رسید و رد شد
بدنی حال در این سعی و صفا افتادهقد کشیدی کمی از پا و کمی از سینه
بین اندام تو این فاصله ها افتادهکاکلت کنده شد و حرمله در مشتش برد
اثر پنجه ی او در سر و پا افتادهمیبرم تا در خیمه، قد و بالایت را
چند عضوی ز تو ای وای کجا افتادهشیشهی عمر من ارام نفس کش بدجور
استخوانهای شکسته به صدا افتاده
متن نوحه شب ششم محرم – حاج حسین سیب سرخی
واحد
ای یار محجبینم، داغ تو را نبینم
ای یادگار، مجتبی، قاسمجان مرا گرفتی، از خون حنا گرفتی
ای یادگار مجتبی ، قاسمعروسی تو شد عزا،
داماد دشت کربلاقاسم
توعازم نبردی
با دلم چه کردیقلب من، با دیدن تو پر محن شد
میزنی به لشگر ، با شکوه حیدرگوئیا ، که وارد میدان حسن شد
جانم به این رشادت،چه گفته ای شهادت
نزد تو احلا من العسل قاسم
جانم به این شجاعت ، کردی به پا قیامتای زاده ی شیر جمل قاسم
عروسی تو شد عزا ، داماد دشت کربلاناله ات شنیدم ، بر سرت رسیدم
جای سالمی نمانده بر تن تواز نفس فتادی ، از فرس فتادی
پاره پاره گشته چون اکبر تن تو
عروسی تو شد عزا، داماد دشت کربلا
قاسم
بین قتلگاهت ، گشته حجله گاهت
نقل دامادی تو شد سنگ دشمناز تو دل بریدم،لحظه ای که دیدم
موی زیبای تو را در چنگ دشمندیدم به حال خسته،
پهلوی تو شکستهگشتی شبیه مادرم قاسم
پخشی تو بین صحراگو از کجای صحرا
من جسم پرپرت راچگونه تا خیمه برم قاسم
در بین خیمه ، مادرت
گوید چه امد بر سرتقاسم
عروسی تو شد عزا ، داماد دشت کربلا
مطلب مشابه: متن ماه محرم | جملات زیبا در مورد ماه محرم و عاشورا | عکس نوشته ماه محرمی
دانلود نوحه کربلایی حسین طاهری
زمینه
علم تو دستاشه و حسین نگاش میکنه
علی داره از نجف با فاطمه دعاش میکنهخدا به همراهت علم به دوشت بازوبند حیدر به بازوت
زهره دشمن میریزه آقا گره میوفته با ابروتابرو گره بزن ابالفضل بزار هیبت حیدر ببینن
بکوب علم به روی خاک علمدار
بزار ساقی لشکر و ببیننمیر لشکر یا ابالفضل
ای دلاور یا ابالفضلماه خیمه یا ابالفضل
پور حیدر یا ابالفضلیا ابالفضل
علم که بر داره لشکرو بهم میزنه
ببین که با تمتراق جلو حرم قدم میزنهعجب شکوهی عجب جلالی چه فرماندهی داره ارباب
خیال زینب آسوده میشه تا وقتی باشه یار اربابامنیت حرم همیشه به یک نگاهشه که برقرار
اگر غضب کنه میبینه دشمن چجور با عجله پا به فرارمیر لشکر یا ابالفضل
ای دلاور یا ابالفضلماه خیمه یا ابالفضل
پور حیدر یا ابالفضلیا ابالفضل
تو ای جناب ادب تو ای امیر عرب
به دست تو روز و شب دلاوری و حیدر نصبرجز بخون تا دوباره یاد مرتضی بشه زنده اینجا
نعره بزن مثل شیر ابالفضل سر تموم نا نجیبافدای خال هاشمیتم و که تو ممعرکه حماسه سازی
ببر دستی به قبضه تا که بدونن برات این جنگا تفریح و بازیمیر لشکر یا ابالفضل
ای دلاور یا ابالفضلماه خیمه یا ابالفضل
پور حیدر یا ابالفضلیا ابالفضل

متن نوحه شب ششم محرم – کربلایی حسین طاهری
شور
بنام او هو الباقی به میدان میروی ای اولین و آخرین ساقی
من از آبروت فهمیدم که هم جبار و هم قهار و هم رحمن و رزاقیابالافضلی و عباسی تو هم استاد پیکاری و هم استاد اخلاقی
جهان دارالشفای توست
که هم محشور هم مشهور در انفاس وآفاقیوفا غیرت ادب تنها برای اینهمه مفهوم در یک تن تو مصداقی
قواعد ریخته بر هم تو هم مقصود زهادیهم منظور عشاقی
برای کشتن مردم خدا داده به چشم تو عجب ابروی خلاقی
برای کربلا رفتن به ما خیل گناهکاران فقط مشغول ارفاقی
برو اما بیا حتما رسیده از علی اکبر برای تو چه ابلاغیبیا با مشک یا بی مشک
رقیه بسته با دست تو در خیمه چه میثاقی
ز دستت دست میشویی ندیدن در کسی اینقدر محجوری و مشتاقیبه کف الایمن وایسر دو تا دستت دوتا سروند افتاده اند در باغی
غم مشک و غم اصغر دو چندان میکند در سینه ات هر داغ را داغیتمام دشت میگوید ادرکسا وناولها الا یاایهاالساقی
مطلب مشابه: حدیث درباره ماه محرم (احادیث درباره امام حسین و ماه شهادت)
دانلود نوحه حاج محمود کریمی
زمینه
رحمی به من که گریانم عمو
من گوش به فرمانم عمودیگر مرنجانم عمو
جانم عموسر و سامان دادی حالم را
تو گرفتی زیر بالم راتو نباشی آهم میگیرد
که بسوزانم این حالم راکودکی ام را بهانه نکن
تشنگی ام را بهانه نکنتویی که بودی به جای پدر
یتیمی ام را بهانه نکنرحمی به من که گریانم عمو
من گوش به فرمانم عمودیگر مرنجانم عمو
جانم عموآرزویی جز تو در من نیس
بی تو دنیا جای مادن نیسکار عابس این را روشن کرد
تن عاشق جای جوشن نیسحرز تو شد جوشنم به تنم
تشنه ی خون تنم کفنمطوری قیامت کنم که سپاه
همه تصور کنند حسنمدور سرت بگردانم عمو
در عشق بسوزانم عمومن مرد میدانم عمو
جانم عمورحمی به من که گریانم
من گوش به فرمانم عمودیگر مرنجانم عمو
جانم عمومادرم رویم را بوسیده
به سرم عمامه پیچیدهزائر زهرا میگردم باز
بدنی که از هم پاشیدهخدا کند وقت مرد شدنم
شبیه اکبر شود بدنمخداکند مثل اکبر تو
در بغلت دست و پا بزنممن پای عهد و پیمانم عمو
بی تو نمیمانم عموای ماه تابانم عمو
جانم عمورحمی به من که گریانم
من گوش به فرمانم عمودیگر مرنجانم عمو
جانم عمو

متن نوحه شب ششم محرم – حاج محمود کریمی
شور
صدا زدی عمو عمو جان دادم
رسیدم و کنارت تو افتادمچنان رمق گرفته شد از جانم
نمیرسد به گوش تو فریادمجوانان بنی هاشم رفتند حرم قاسم
چگونه سوی مادرت برگردم
نفس بکش عزیز من دق کردمتن تو را من از دل سنگ و تیغ
کشان کشان به خیمه ها آوردمدر آغوشم زدی پر پر گشتی هم قد اکبر
جوانان بنی هاشم رفتند حرم قاسمزیک دگر جدا شده اعضایت
حسن حسن حسن شده بابایتز چشم تو گرفته ام خون هارا
که میروی به دیدن بابایتبه خاک و خون کفن جسمت
تابوت حسن جسمتصدا زدی عمو عمو جان دادم
رسیدم و کنارت تو افتادمچنان رمق گرفته شد از جانم
نمیرسد به گوش تو فریادمدویدم من از حرم افتان و خیزان
بگو به او هر آنچه خواهی
جانم قاسم جانجوانان بنی هاشم رفتند حرم قاسم
عمو حسین
مطلب مشابه: متن ادبی ماه محرم + جملات و مجموعه شعر در مورد کربلا و امام حسین (ع)
دانلود نوحه حاج میثم مطیعی
زمینه
خونه به خونه غم تو در زده
عطر ضریحت به دلا سرزدهپنجره ای رو به حرم دیده باز
دلم که با کبوترا پر زدهبه سینهی دنیاپرستا می زنیم دست رد
به یاد اون دم که آقا تکیه به شمشیر زدنمی ذاریم بمونه مولامون تنها
نمی بازیم دل به نیرنگ این دنیا
(لک لبیک لک لبیک یا مولا)کوچه به کوچه شهرامون کربلاست
تا زنده ایم اسم تو رو لب ماستتا بدونن ما هم از این لشکریم
سیا میپوشیم تا دنیا دنیاستمیخوام که از نوجوونی سرباز راهت باشم
شبیه عبدالله و قاسم تو سپاهت باشمنمی ذاریم بمونه مولامون تنها
نمی بازیم دل به نیرنگ این دنیا
(لک لبیک لک لبیک یا مولا)تموم هستی خاک پات یا حسین
جوونی ما به فدات یا حسیننگاهی کن به این دلای عاشق
تا بشیم از بسیجیات یا حسینمنتظریم کی شب حمله فرا می رسد
امر ز فرماندهی کل قوا می رسدنمی ذاریم بمونه مولامون تنها
نمی بازیم دل به نیرنگ این دنیا
(لک لبیک لک لبیک یا مولا)
متن نوحه شب ششم محرم – حاج میثم مطیعی
واحد
می افتم، به دست و پات عمو جون
میدونم، که “نه” نمیگی آسونمی گیرم، من آخر اذن میدون
یا حسین، یا حسیندلم می خواد که رزمم رو کنی تماشا
تماشایی میشه رزمم شبیه بابامی خوام تو کربلا هم
ببینی تو حسن روزره حتی نمی خوام
که پوشیدم کفن رونخواه پیش پدر، بشم شرمنده من
که بعد اکبرت، بمونم زنده من
(حسین جانم حسین)می خوام که، منم شبیه قاسم
تا آخر، امام حسینی باشمیاوری، برا دین خدا شم
یا حسین یا حسینمی خوام با یا حسین و یا حسین بزرگ شم
می خوام تو مکتب پیر خمین بزرگ شممنم بخون حسین جان
حالا که نوجوونمتو راه دین و قرآن
می خوام یه عمر بمونمندای یا حسین، دلم رو می بره
شهادت از عسل، برام شیرین تره
(حسین جانم حسین)القَاسِمُ قُدوَتِي العَظيمةْ
قاسم الگوی بزرگ من استشُجاعٌ يَمُوجُ بالعَزيمةْ
شجاعی است که اراده در او موج می زنديُصغِيْ للقِيادَةِ الحكيمةْ
گوش به فرمان رهبر فرزانهاش استالقاسمْ القاسمْ
هو الطِّفلُ المَليءُ بِسِمَا الرُّجولةْ
کودک است اما پر از نشان مردانگی استو اِسمٌ شاخصٌ في ساحَةِ البُطولْة
و نامی شاخص در عرصه دلاوری استبِرَكبِ السِّبطِ ماضونْ
ما در لشکر فرزند رسول خدا هستیمو نحنُ القاسميّونْ
ما قاسمی هستیمو لا نَخشى العِدى، ومِنَّا الشُّهدا
از دشمن نمی هراسیم، شهدا از ما نوجوانان هستندإلى سِبطِ الهُدى، الفِدا كُلُّ الفِدا
تمام وجود ما فدای فرزند هدایت(حبيبي يا حسين)
أشبالُ مَلاحم الطُّفوفِ
ما بچه شیرهای کربلاییملا يُرعِبُنا صَدَى السُّيوفِ
صدای شمشیرها ما را نمی ترساندلا نَخشَى مَصارِعَ الحُتُوفِ
از جولانگاه مرگ نمی ترسیمكالقاسمْ كالقاسمْ
مانند قاسمنُقاومُ طُغاةَ العَصرِ بالبَصيرةْ
با بصیرت در مقابل طاغوت ها می ایستیممع الأطفالِ في قُدسِ الأسى الأسيرةْ
در کنار کودکان در قدس اسیر و مصیبت زدهو أطفالِ اليَمانی
و کودکان یمنو سُوريَّا الأَماني
و کودکان سوریه؛ زمين آرزوهابنا تَجرِي الدِّماءْ، دِماءُ كربلاءْ
خون ها به واسطه ما جاری می شودو شوقُ الشُّهداءْ، لِأطهَرِ لِقاءْ
خون کربلا و شوق شهدا برای بهترین دیدار
مطلب مشابه: عکس پروفایل محرم؛ عکس نوشته های پروفایل و متن ماه محرم
روضه غمگین سید مجید بنی فاطمه
زمینه
ماه بلندم حالا دیدی عزیز دل عمو
چه داغی رو قلبم گذاشتیچی به سرت اومد زیر سم مرکب روی خاک
اخه تو که جوشن نداشتیدیگه جونی نمونده برات که بگیرم تو بغلت
که ببوسی روی منو با لب غرق عسلتبا لبای خشکیده تنت از هم پاشیده
یادگاری حسنم پاشو که بابا رسیدهعطر تن تو میگه دیگه روا شده حاجتت
که تو بغل مجتبیکاشکی عزیزم نبینه مادرت از خیمهها
که زیر سم مرکب هاییحالا تو آغوش منی چقدر عین حسنی
سرتو میبوسم و تو داری دست و پا میزنیمثل شاخ شمشاده که رو خاکا افتاده
بخدا که این همه زخم برای بدن زیادهبا لبای خشکیده تنت از هم پاشیده
یادگاری حسنم پاشو که بابا رسیدهجوری صدام کردی که تموم حرم زار زدند
حال حرمم رو ندیدیلحظه به لحظه تا که برسم بالا سرت
جلو چشم من قد کشیدیشهدا خون گریه کنید به امانت داری من
حسنم اومد کمکم واسه ی دلداری منمثل برگ پاییزه داره اعضات میریزه
کی میدونه که این بدن چقدر برام عزیزهبا لبای خشکیده تنت از هم پاشیده
یادگاری حسنم پاشو که بابا رسیده
متن نوحه شب ششم محرم – سید مجید بنی فاطمه
واحد
باز یل آمده است معنی
«حی علی خیرالعمل» آمده استاو غزال حرم است
تا قصیده بشود مثل غزل آمده استتازه داماد حسین
در حقیقت سفر ماه عسل آمده استنوجوان است ولی
ادبش گفت که از روز ازل آمده استشتر سرخ کجاست
پسر صفشکن جنگ جمل آمده استهدفش ازرق بود
در پی کشتن این حداقل آمده استبه خدا با رزمشطرز جنگیدن سقا به
مثل آمده استیک نفر جنگیده
نعرۀ حیدری از چند محل آمده استلشکر از خواب پرید
بیمهابا همه گفتند اَجل آمده استهمه در حیرت او
عمه زینب چه نقابی زده بر صورت اوسپرش را برداشت
آمد عمامه سبز پدرش را برداشتحرز یا فاطمه داشت
یا علی گفت و تمام هنرش را برداشتاز عمو بوسه گرفت
خاطرش جمع که بار سفرش را برداشتگریه میکرد ولی
دیگر از دوش عمو نیز سرش را برداشتاز همه دل میکند
تا که از مادر خود هم نظرش را برداشتچون نهال است تنش
از چه رو مرد حرامی تبرش را برداشتوای از این رفتن او
زرهی نیست که اندازه شود بر تن اوخیمه غوغا شده است
نامۀ رفتنش انگار که امضا شده استای عمو زود بیا
نوجوانی وسط معرکه تنها شده استنجمه چشمش روشن
چقدر قاسم او خوش قد و بالا شده استچه حنابندانی
صورت غرق به خون چه زیبا شده است
نو عروست میدید
که گلی ساقهاش از چند محل تا شده استزیر و رو شد بدنت
چقدر نیزه که از روی تنت پا شده استبد کشیدند تو را
قدت انگار که اندازۀ سقا شده استچکمهها جای خودش
نعلها نیز برای تو مهیا شده است
وای از این هل هلهها
سر عمامهات انگار که دعوا شده است
نوۀ فاطمهای
چندتا کوچه برای زدنت وا شده استچه گریزی زدهای
سینهات مقتلی از روضۀ زهرا شده استمیخ در نیست ولی
تیر هر قدر که میشد به تنت جا شده است
مطلب مشابه: متن شعر نوحه ماه محرم؛ متن نوحه برای عزاداری ایام محرم و شام غریبان حسینی
متن نوحه شب ششم محرم – سید مجید بنی فاطمه
واحد
آرزوی پر زدن با من پرم با تو
گریه های نیمه شب با من حرم با تونفس با من هوا با تو ، دعا با من شفا با تو
نیاز کربلا با من ، برات کربلا با توای کس و کارم ، به تو خیلی بدهکارم
دوست دارم دوست دارم آقا دوست دارمبی پناه و بی کسم آقا پناهم باش
آخرین امید شب های سیاهم باشمن و گریه من و زاری ، من و شب های بیداری
فقط دلخوشم به اینم که هوای نوکرو داریآه دم آخر برس بر داد این نوکر
ای کس و کارم ، به تو خیلی بدهکارم
دوست دارم دوست دارم آقا دوست دارم
مطلب مشابه: شعر ماه محرم + مجموعه اشعار سوزناک شهادت امام حسین (ع) و واقعه کربلا
متن نوحه ویژه حضرت قاسم بن الحسن(ع)
نوحه «اذنم بده عمو»
اذنم بده عمو، میدان صدا زده
دل از غم اکبرت، آتش به پا زده
من یادگار مجتبایم، عمو جان
قاسم فدای کربلایت، عمو جانای عمو، ای پناه دل من
جان من، خاک راه دل منجای زره کفن به تن دارم امشب
شوق شهادت در بدن دارم امشب
گفتی بمان، اما دلم بیقرار است
در چشم من، میدان شهادت بهار استای عمو، ای امید حرمها
جان من، وقف راه شماها
نوحه «شیرینتر از عسل»
پرسید مولا از دل نوجوانش
مرگت چگونه است ای گل جوانش؟
گفتا عمو جان، در راه جانان
از عسل شیرینتر است این پیمانقاسم، قاسم، گل باغ حسن
ای چراغ کوچک خیمهتندارد به لب نام حسین و حسن را
بوسیده خاک راه شاه زمن را
با قد کوتاه و دلی آسمانی
رفته به میدان با شکوه جوانیقاسم، قاسم، ای ماه حرم
رفتهای اما مانده داغت به دلم
نوحه «یادگار حسن»
ای یادگار حسن، ای ماه بینشان
رفتی میان خون، با قلبی از اذان
چشمت به چشم عمو، دستت به دامنش
میگفتی ای حسین، جانم فدای تنشوای از دل زینب، وای از دل حرم
قاسم کجا رفتی، ای ماه محترمشمشیر تو بلند و قامت تو جوان
صحرا تماشا کرد اشک یتیمان
وقتی زمین خوردی، عالم به هم ریخت
آه از دل عمو، آه از دل خیمهوای از تن خسته، وای از دل عمو
قاسم صدا میزد: برگرد سمت او
نوحه «شب ششم محرم»
شب ششم محرم، دل بیقرار قاسم
خیمه پر از صدای گریه کنار قاسم
امشب همه حرمها مات نگاه اویند
آرام زیر لبها ذکر حسین میگویندیا حسین، یا حسین، ای پناه بیکسان
یا حسین، یا حسین، جان ما فدای جانامشب عمو نگاهش رنگ غریبی دارد
قاسم میان سینه شوق عجیبی دارد
میخواهد از عمو جان اذن جهاد گیرد
در راه دین جدش راه شهادت گیردیا حسین، یا حسین، ای چراغ راه ما
یا حسین، یا حسین، قبله نگاه ما
نوحه «قاسم کنار خیمه»
قاسم کنار خیمه، آرام گریه میکرد
با یاد روی بابا، آهسته ناله میکرد
میگفت ای عموی من، جانم فدای راهت
من ماندهام که باشم سرباز خیمهگاهتای عمو، ای حسین، دل من با شماست
جان من، عمر من، وقف کربوبلاستزینب نگاه میکرد، دلواپس جوانش
اشک حرم روان شد از ناله نهانش
قاسم ولی به لب داشت لبخند عاشقانه
میرفت سوی میدان با قلبی از ترانهای عمو، ای حسین، ماه شبهای منی
در دل این دشت غم، تکیهگاه منی
نوحه «ماه بنیهاشم دید»
ماه بنیهاشم دید، ماه حسن به میدان
چشمان حرم لرزید، از رفتن آن نوجوان
گفتا اباالفضل آرام، قاسم عزیز زهراست
این نوجوان حرمها، داغ دل مجتباستقاسم، قاسم، نور دیده حسن
ای غمت آتش زده بر دل منوقتی که افتاد از پا، صحرا پر از صدا شد
دست عمو به سویش، با گریه آشنا شد
فرمود ای گل من، برخیز از این بیابان
اما جواب آمد، با ناله یتیمانقاسم، قاسم، ای شکستهتن
مانده داغت تا ابد در سینه من










