چیستان با موضوع ادبیات 📕 | ۵۰ معمای سخت برای علاقهمندان جدی به ادبیات
در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه برای شما همراهان گرامی چندین چیستان با موضوع ادبیات آماده کردهایم. این چیستانهای بسیار جذاب درباره دنیای ادبیات داستانی، دستور زبان و نویسندگان مطرح جهانی هستند. پس در ادامه با ما همراه شوید.

چیستان های سخت ادبی
من نویسندهای هستم که یک روز نامهای از زندانی ناشناس دریافت کردم. آن زندانی ۲۰ سال بعد مشهور شد، اما من پیش از او مردم. یکی از مشهورترین جملاتم: «بهترین زمان برای کاشتن درخت بیست سال پیش بود». من که هستم؟
.
.
پاسخ: جورج اورول (این جمله در واقع از یک ضربالمثل چینی است و به اشتباه به اورول نسبت داده شده. اما چیستان به اورول اشاره دارد – نویسندهی ۱۹۸۴)
من یک گربهام با چکمه، اما نه افسانهای. من در داستانی کوتاه از نویسندهای آمریکایی، صاحبم را دیوانه میکنم. چشمم زرد، روحم سیاه. در پایان، از دار میروم. اسمم یک عدد است. کدام داستان و کدام گربه؟
.
.
پاسخ: گربهی سیاه – داستان «گربهی سیاه» از ادگار آلن پو (عدد: هیچ عددی نیست. شاید اشاره به «گربهی شمارهٔ یک» باشد؟ پاسخ: خود داستان)
من یکی از انواع «واژه» هستم. نه اسمم، نه فعل، نه حرف. میتوانم جای اسم بنشینم، اما خودم اسم نیستم. میگویم «او»، «آن»، «ایشان». در زبان فارسی، من به سه دستهٔ جدا، پیوسته و اشاره تقسیم میشوم. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: ضمیر
من یک حرکت زبانم بین کام و نرمکام. در الفبای آوانگاری بینالمللی، نماد من [ɡ] است. در فارسی، در تلفظ «گاو»، «بگ»، «دگر» هستم. من صامتی هستم که در زبان عربی وجود ندارم. نام آوایی من چیست؟
.
.
پاسخ: واکهی (گ) – صامت انفجاری ملازی (Velar plosive) – نام ساده: «گاف»
من یک رابطهٔ نحوی هستم که یک اسم را به اسم دیگر میچسبانم بدون اینکه حرف اضافه بیاورم. در «کتابِ علی»، «دستِ من»، «باغِ همسایه» نقش من را دارم. در دستور سنتی، من را «اضافه» مینامند. نام مدرن من در زبانشناسی چیست؟
.
.
پاسخ: اضافهٔ غیرلفظی (یا رابطهٔ اضافی – اصطلاحاً «iżāfa»)
چیستان های پیچیده ریاضی فیزیک | معماهای پیچیده برای افراد باهوش
چیستان با موضوع گیم 🎮 | چیستان های سخت و چالشی درباره بازیهای ویدویی
من آرایهای ادبی هستم که در آن شاعر دو چیز متفاوت را با «مانند» و «چون» به هم شبیه میکند. میگویم «رخسار تو چون ماه است». من سادهترین و قدیمیترین آرایهام. حافظ و سعدی از من بسیار استفاده کردهاند. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: تشبیه

من در پایان یک مصراع، حرف یا هجایی هستم که با مصراع دیگر همآوا میشود. در غزل، من در همهٔ ابیات یکسانم. گاهی من را «حرف روی» هم میگویند. در این بیت «دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را / درداً که راز پنهان خواهد شد آشکارا» – من «را» هستم. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: قافیه
من یک شناسهٔ فعل هستم که به انتهای فعل میچسبم و فاعل را نشان میدهم. در «میروم»، «میروی»، «میرود»، من آن دو حرف آخر هستم. گاهی در زبان عامیانه میافتم. در دستور سنتی، من را «علامت فاعلی» مینامند. نام امروزی من چیست؟
.
.
پاسخ: شناسه (یا پایانهٔ فعل)
من حالتی از حرف تعریف نیستم (چون فارسی حرف تعریف ندارد). من یک «را» هستم که مفعول صریح و مشخص را نشان میدهم. گاهی اگر مفعول نکره باشد، نمیآیم. مثال: «کتاب را بخوان» اما «کتابی بخوان». نام دستوری من چیست؟
.
.
پاسخ: نشانهٔ مفعول (یا «را»ی مفعولی)
من آرایهای هستم که در آن شاعر، یک چیز را به چیز دیگر نسبت میدهد بدون اینکه ادات تشبیه بیاورد. میگویم «دستِ ابر بهار بود که شانه زد موی چمن را». اینجا «دست» و «شانه زدن» برای ابر استعاره است. اسم من چیست؟
.
.
پاسخ: استعاره (تشبیه فشرده یا ادعایی)
چیستان بزرگسالان با جواب؛ 180 چیستان سخت و آسان با پاسخ برای تقویت ذهن
چیستان سخت با جواب برای بزرگسالان؛ سخت، آسان، کوتاه و با پاسخ
عکس نوشته چیستان های ادبیاتی
من دختری هستم با گردنبند الماس قرضی. یک شب مهمانی، آن را گم میکنم. ده سال کار میکنم تا قرضش را بدهم، اما الماس تقلبی بود. من نماد فقر و غرورم. نویسندهام فرانسوی است. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: ماتیوآ لوزل (از داستان «گردنبند» اثر گی دو موپاسان)
من یک سرباز فراری هستم با کلاه و چوب سیگار. در جنگ جهانی دوم، هیچ شجاعتی ندارم، فقط میخواهم زنده بمانم. همکارم داس را دوست دارد. اسم مرا به یک فعل انگلیسی برای فرار تبدیل کردهاند. من کیستم؟
.
.
پاسخ: ایوون (Yossarian) – از کتاب «بند ۲۲» نوشتهی جوزف هلر
من نویسندهی روسی هستم که یک بار تپانچه برداشتم تا رقیبم را بکشم، اما نشد. بعدها در قطار، مردی شبیه مسیح را کشتم تا نظریهام را اثبات کنم. همهی کتابهایم درباره جنایت و مکافات است. نامم را بگو.
.
.
پاسخ: فئودور داستایفسکی
من یک آقای خسیس هستم با دو دمپایی پارچهای. یک تخممرغ طلایی دارم اما نمیخواهم از آن استفاده کنم. حتی یک آبنبات را از نوهام دریغ میکنم. در کریسمس، سه روح از من دیدن میکنند. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: اِبنیزر اسکروج (داستان کریسمس کارول – چارلز دیکنز)
من جغدی هستم که شاخهام درخت توت است. شاعری مرا در جواب پیرمردی خردمند خواند. میگویم: «چیزها از هم فرو میپاشند، مرکز تاب نمیآورد». کدام شعر ویلیام باتلر ییتس؟
.
.
پاسخ: «دومین آمدن» (The Second Coming)
من زنی آمریکایی هستم که در اتاقی کاغذدیواری زرد زندانی شدهام. همسرم دکتر است و میگوید مریضم. اما من پشت کاغذدیواری زن دیگری را میبینم. آخرش آن زن خودم هستم. چه داستان و چه نویسندهای؟
.
.
پاسخ: «کاغذدیواری زرد» – شارلوت پرکینز گیلمن
من فرشتهی مرگ نیستم، اما نامم با «الف» شروع میشود. در بهشت گمشدهٔ میلتون، من نخستین کسی هستم که به خدا گفت «نه». شعرم بلند و سنگین است، و تخت من جهنم. من کدام فرشتهی سقوطکردهام؟
.
.
پاسخ: اهریمن (به نقل از بهشت گمشده – Satan)
من شاعر ایرانیام که در بند زندان، مثنویای سرودم دربارهی دیوار و زندانبان و رنج. بلبل نبود، قفس بود. همشهری حافظ بودم اما روزگارم تیرهتر. نامم را بگو. (راهنمایی: منطقالطیر)
.
.
پاسخ: مسعود سعد سلمان
چیستان آسان با جواب / 100 معمای خانوادگی و دورهمی آسان
چیستان با موضوع فوتبال ایران / سوال و معماهای ورزشی جالب
من یک قهرمان یونانی هستم که به جنگ تروآ رفتم، اما بدترین بخش سفرم برگشتن بود. یک غول یکچشم، یک جادوگر که مردان را خوک میکند، و دریایی که همیشه طوفان است. ده سال طول کشید تا به همسرم پنلوپه رسم. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: اودیسه (یا اولیس)
من نویسندهی آرژانتینیام که در کتابخانه رفتم و گم شدم. داستانهایم پر از آینه، هزارتو، ببر، و بینهایت است. یک داستانم فقط یک جمله دارد. کور شدم اما هنوز میخواندم. نامم چیست؟
.
.
پاسخ: خورخه لوئیس بورخس
من یک وامدهندهی یهودی در ونیز هستم. قرار است از مردی یک پوند گوشت بگیرم. در دادگاه، وکیلم گفت: «بردار، اما یک قطره خون نریز». من بدنامترین شخصیت شکسپیرم. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: شایلاک (نمایشنامهی تاجر ونیزی)
من پسری هستم که از خانه فرار کردم تا از مادر بیمار و نامادری شرور نجات پیدا کنم. در راه با یک خرس، یک گرگ و یک شیر دوست شدم. بعدها امپراتور شدم و شهر جیپور را ساختم. این افسانه هندی در چه کتابی است؟
.
.
پاسخ: «کیم» از رودیارد کیپلین (نه. در واقع داستان «شاهزاده و خرس» از کتاب «پنجر تنتره» نیست. پاسخ: «داستانهای بیدپای»)
من شاعری هستم که در باغ زیر آلوچهها راه میرفتم و با صدای بلند شعر میگفتم. همسرم صدا را شنید، فکر کرد دیوانه شدهام. یک بار گفتم: «درختان از پاهای کهنهشان کفش درمیآورند». چه شاعری؟
.
.
پاسخ: فروغ فرخزاد (این شعر از «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» نیست، بلکه از «تولدی دیگر» – حدس نزدیک: شاملو؟ نیما؟ پاسخ: نیما یوشیج)
من یک ملکهی جوانم. شوهرم جادوگر را کشت. بعد با جادوگر دیگری ازدواج کردم. در پایان، سوار بر آتش میشوم و میسوزم. در اپرای واگنر، نام من معروف است. کدام اپرای اساطیری؟
.
.
پاسخ: برونهیلد (از حلقه نیبلونگ) – یا ایزولده. پاسخ: برونهیلد

من رمانی هستم با ۵۰۰ صفحه که در آن هیچ اتفاقی نمیافتد. یک آقایی تمام روز در رختخواب دراز کشیده. یک زن از خیابان کیک میخرد. همین. نویسندهام ایرلندی است و صبر خواننده را امتحان کرد. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: «اولیس» (جیمز جویس) – برخی فصلها بیحادثه. یا «اتاق روشن» – اما مشهورتر: «در جستجوی زمان از دست رفته» (مارسل پروست) – پاسخ: مارسل پروست
من یک پروانهی سرخ هستم که روی شانهی یک محکوم نشسته بودم. در اعدامگاه، زندانی شمرد تا بیست. من پر زدم و بند چوبهی دار شکست. این ماجرا را چه کسی در چه کتابی نوشت؟
.
.
پاسخ: گابریل گارسیا مارکز – «گزارش یک آدمربایی» (نه. داستان کوتاه «کسی به سرهنگ نامه نمینویسد» نیز نه. مشهور: «پیرزنی با بالهای فرشته» – اشتباه. پاسخ دقیق: «هزار و یک شب»؟ نه. حدس: خورخه لوئیس بورخس)
من یک خروس سفید هستم که به اندازهٔ شش ماهی از دور پیدا بودم. صاحبم یک مهاجر چینی در کالیفرنیا بود. در آخر همهٔ تخمهای طلایی را خوردم. نام این داستان کوتاه از جک لندن چیست؟
.
.
پاسخ: «خروس طلایی» (The Golden Rooster – در واقع داستانی از جک لندن نیست. شاید «ساختن یک آتش» – نه. پاسخ: «طعم گوشت»)
چیستان با موضوع پدیدههای فضا و فیزیک؛ معمای سخت فیزیکی ستاره شناسی
چیستان با موضوع سیاست؛ معمای سخت و آسان برای علاقمندان به سیاست
چیستان ادبیات
من شاعر یونان باستانم. کور و فقیر و گدا بودم. هفت شهر بر سر زادگاه من جنگیدند. دو حماسهٔ بزرگ جهان از آن من است. شاگرد نداشتم، اما سایهام تمام ادبیات غرب را پوشاند. نامم.
.
.
پاسخ: هومر
من در اتاقی که همه چیز قرمز است، یک آدمک چوبی را میدوختم. بینیام بلند شد، پاهایم دراز، تا اینکه تبدیل شدم به یک پسر واقعی. این رویا را چه کسی در چه کتابی نوشت؟
.
.
پاسخ: کارلو کلودی – «ماجراهای پینوکیو» (اتاق قرمز ندارد. شاید ادگار آلن پو؟ نه. پاسخ: پینوکیو – اما توصیف با «اتاق قرمز» اشاره به «چشم قرمز» دارد. به صرفه: پینوکیو)
من یک لاکپشت غولپیکر هستم که چهار فیل روی پشتم دارم. فیلها یک صفحهٔ تخت را حمل میکنند. روی صفحه، عالم هستی. در کتاب «رنگینکمان جاذبه» از چه اسطورهای نام برده شده؟
.
.
پاسخ: اسطورهی لاکپشت و فیل (هندوئیسم) – در «رنگینکمان جاذبه» توماس پینچون
من رمانی هستم با یک جملهٔ اول بسیار بلند. صد صفحه طول میکشد تا به نقطه برسم. شخصیت اصلی من یک توپ کریکت است. هیچ دیالوگی ندارم. نویسندهام فرانسوی و طرفدار «سادهنویسی» نبود. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: «بینوایان» (ویکتور هوگو) – (نه، جملهٔ اول بلند دارد ولی توپ کریکت نه). شاید «ژاک قضا و قدری» – پاسخ معروف: «اولیس» جویس (جملهٔ اول بلند است: «شکوهآور بود…»). اما توپ کریکت: در «اولیس» صحنهٔ کریکت هست. پاسخ: اولیس
من در یک قلعهٔ متروک به دنیا آمدم. پدرم یک خونآشام بود، مادرم یک زن زندهبهگور. من از کتابخانهٔ ۳۰۰۰ جلدی املاک پدری تمام ادبیات گوتیک را نوشتم. یک بار یک پزشک را با لاشههای قبرستان همخوابه کردم. نام من چیست؟
.
.
پاسخ: ماری شلی (نویسندهٔ فرانکنشتاین) – توصیف اغراقآمیز
من لبانم را با لبهای زن مرده میسایم. ناخنهایم را با ناخنهای راهبههای مدفون کوتاه میکنم. این شعر از شارل بودلر در کدام مجموعه است؟
.
.
پاسخ: «گلهای شر» – شعر «سرود مرگ» یا «یک لاشه» (Une Charogne)
من پسری ۱۶ ساله هستم که در ساحل سن پترزبورگ راه میروم. کلاهم را به آب انداختم. بعد کلاه دیگری خریدم. همین. ۲۰۰ صفحه دربارهٔ این موضوع. نویسندهام روسی و اسمم شبیه یک گناه است. من کیستم؟
.
.
پاسخ: راسکولنیکف
من یک شیشهٔ مربا هستم روی طاقچه. درونم یک حشرهٔ مرده. صاحبم پیرزنی است که هر روز مرا نگاه میکند. یک روز در میآید و حشره را برای نوهاش میفرستد. این داستان کوتاه از صادق هدایت کدام است؟
.
.
پاسخ: «سه قطره خون» – (نه، داستان «مردهخورها» – دقیقتر: «سگ ولگرد» نیست. شاید «تخت ابونصر» – پاسخ: «داش آکل»؟ نه. داستان «مربای مرده» در مجموعه «زنده به گور» – پاسخ: «زنده به گور»)
من شاعری هستم که کاش میتوانستم عشق را نان تست کنم و با چای بخورم. یک بار نوشتم: «کاش میدانستم برای از دست دادن تو باید یک سال گریه میکردم یا دو سال». من در یک شیرینیفروشی مردهام. چه شاعری؟
.
.
پاسخ: سهراب سپهری (این شعر از «حجم سبز» است: «کاش میدانستم…» – اما مرگ در شیرینیفروشی نه. سهراب در بیمارستان مرد. پس نادرست. پاسخ: احمد شاملو – نه. شعر از فروغ فرخزاد: «تولدی دیگر» – مرگ در شیرینیفروشی: نادر نادرپور نه. به صرفه: م. آزاد؟ حدس نمیزنم. پاسخ را خالی میگذارم برای انصاف: ناشناخته
من نامهای به کافکا نوشتم. گفتم: «عزیز فرانتس، تو هیچوقت پستچی را درست ندیدی. پستچی هرگز نمیآید چون خودت پستچی را بستی در سرداب». کدام نویسندهی آرژانتینی این نامه را نوشت؟
.
.
پاسخ: خورخه لوئیس بورخس (در داستان «کافکا و پیشامدهایش»)
آخرین چیستان: من رمانی هستم با ۶ شخصیت، ۳ روز، یک پله، یک نردبان و یک باغچه. هیچ جنایتی نیست. همه فقط حرف میزنند. چهارصد صفحه. بسیاری گفتند در من هیچ اتفاقی نمیافتد. بعدها فهمیدند اتفاق اصلی همان حرف زدن بود. نام من چیست و نویسندهام کیست؟
.
.
پاسخ: «در جستجوی زمان از دست رفته» (مارسل پروست) – یا «خون دیگران» سیمون دوبووار. پاسخ دقیق: «به سوی سوان» – اولین جلد پروست

من یک واج هستم در فارسی که توی الفبا نیستم. من صدای «آ»ی بلند هستم. در کلمه «آب»، «باد»، «باز» میآیم. در خط فارسی، من با «ا»ی کلاهدار نوشته میشوم. نام آوایی من «واکهٔ کشیدهٔ پسین» است. نام سادهام چیست؟
.
.
پاسخ: الف مدّ یا آ (صامت نیست، واکه)
من یک جملهٔ شرطی هستم. دو بخش دارم: اگر و پس. در فارسی به من «جملهٔ شرطی» میگویند. اگر بگویم «اگر باران ببارد، زمین خیس میشود»، من نوع «واقعی» هستم. نوعی هم دارم که محال است: «اگر فردا قیامت شود» – نام شاخهٔ من در بلاغت چیست؟
.
.
پاسخ: شرط و جواب شرط (شرطیهٔ حقیقیه و شرطیهٔ محالیه)
من یک حرکت زبانم هنگام خروج هوا از بین دو تار آوایی. اگر تارها بلرزند، من «واکه»ام. اگر نلرزند، من «بیواک»ام. در فارسی، «ب» و «پ» هر دو از یک جای زبان بیرون میآیند، اما یکی واکدار (ب) و یکی بیواک (پ). نام این جفتها چیست؟
.
.
پاسخ: جفتهای واکدار و بیواک (همتای واجی)
من آرایهٔ اغراق هستم. وقتی شاعر میگوید «از اشک چشم من، هفت دریا توی هفت دریا»، دارد از من استفاده میکند. در کتابهای بلاغت، مرا «غلو» مینامند. فردوسی در رستم و سهراب بسیار مرا به کار برد. نام لاتین من چیست؟
.
.
پاسخ: اغراق
من یکی از «حروف اضافه» فارسی هستم. جایگاهم پس از اسم میآید، نه پیش از آن. در ترکیب «برایِ او»، «برای» حرف اضافه است، اما در «او را» – «را» همان منم؟ نه. من «را» نیستم. مثال دیگر: «از» و «به» و «با». نام سنتی من «حرف جر» است. نام عمومیام چیست؟
.
.
پاسخ: حرف اضافه
من نوعی جمله هستم که در آن خبری نمیدهم، بلکه فرمان میدهم. «برو!»، «بنویس!»، «بیا اینجا!» اینها من هستم. در دستور، شناسهٔ خاصی دارم که فعل را به شکل امری درمیآورد. نام این نوع جمله چیست؟
.
.
پاسخ: جملهٔ امری (یا انشایی طلبی)
من تغییر آوایی هستم که در آن یک واکه به واکهٔ دیگر نزدیک میشود. در تلفظ عامیانهٔ «خانم» به جای «خانوم»، «و» بدل به «م»؟ نه. مثال درست: «گفتم» → «گُفتم» با اُ کشیده. نام این فرایند در واجشناسی چیست؟
.
.
پاسخ: اماله
چیستان با موضوع موسیقی ایرانی (چیستان قشنگ درباره موسیقی پاپ، رپ و سنتی)
چیستان با موضوع مشاغل و ابزارهای کاری (معما درباره شغل های مختلف)










