بریده‌هایی از “کتاب ساعت دل” نوشته اروین یالوم (رمان روانشناختی فلسفی)

بریده‌هایی از کتاب ساعت دل نوشته اروین یالوم را در روزانه آماده کرده‌ایم. کتاب ساعت دل با عنوان اصلی Hour of the Heart: Connecting in the Here and Now نوشتهٔ اروین د. یالوم و بنجامین یالوم و ترجمهٔ رضا احمدی است. انتشارات میلکان این کتاب را به چاپ رسانده است.

بریده‌هایی از "کتاب ساعت دل" نوشته اروین یالوم (رمان روانشناختی فلسفی)

معرفی کتاب ساعت دل نوشته اروین یالوم

کتاب “ساعت دل” (When Nietzsche Wept) نوشته‌ی اروین د. یالوم، روان‌پزشک و نویسنده‌ی برجسته‌ی آمریکایی، یکی از آثار برجسته‌ی اوست که در قالب رمانی روان‌شناختی و فلسفی نوشته شده است. این کتاب در ایران با ترجمه‌ی مهشید میرمعزی منتشر شده و مورد استقبال زیادی قرار گرفته است.

معرفی و خلاصه‌ی داستان:

کتاب شامل بیست‌ودو فصل است که هر فصل به یک جلسهٔ درمانی اختصاص دارد. در این جلسات، یالوم با مراجعانی مواجه می‌شود که هر یک با چالش‌های خاص خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. از جمله موضوعات مطرح‌شده می‌توان به تنهایی، اضطراب، زوال عقل، و چالش‌های میان‌فردی اشاره کرد. یالوم با بهره‌گیری از تجربیات شخصی و حرفه‌ای خود، به مراجعان کمک می‌کند تا در مدت زمان کوتاه، به بینش‌هایی دست یابند که به بهبود وضعیت روانی آن‌ها کمک می‌کند.

مضامین اصلی:

روان‌درمانی و خودکاوی: یالوم با تکیه بر دانش روان‌پزشکی خود، ایده‌های اولیه‌ی روان‌کاوی (مانند گفت‌وگو درمانی) را در قالب داستان به تصویر می‌کشد.

فلسفه‌ی وجودی:

مفاهیمی مانند آزادی، مرگ، تنهایی، و جست‌وجوی معنا که از دغدغه‌های اصلی نیچه بودند، در سراسر داستان جاری‌اند.

رابطه‌ی انسانی:

داستان به زیبایی روابط پیچیده‌ی انسانی، از جمله دوستی، عشق، و تضادهای عاطفی را بررسی می‌کند.

تاریخ و تخیل:

یالوم با ترکیب واقعیت تاریخی و تخیل، فضایی خلق می‌کند که خواننده را به تأمل در زندگی و اندیشه‌های نیچه و برویر وامی‌دارد.

ویژگی‌های برجسته:

قلم روان و گیرا: یالوم با زبانی ساده اما عمیق، مفاهیم پیچیده‌ی فلسفی و روان‌شناختی را به شکلی قابل‌فهم ارائه می‌دهد.

شخصیت‌پردازی قوی:

شخصیت‌های نیچه، برویر، و سالومه به‌گونه‌ای واقعی و چندبعدی ترسیم شده‌اند که خواننده را با خود همراه می‌کنند.

ترکیب فلسفه و داستان:

این کتاب به‌ویژه برای علاقه‌مندان به فلسفه‌ی نیچه و روان‌شناسی جذاب است، زیرا به شکلی داستانی به ایده‌های عمیق این دو حوزه می‌پردازد.

چرا باید این کتاب را خواند؟

“ساعت دل” نه‌تنها یک رمان جذاب و سرگرم‌کننده است، بلکه خواننده را به تأمل در مسائل بنیادین زندگی دعوت می‌کند. این کتاب برای کسانی که به روان‌شناسی، فلسفه، یا داستان‌های تاریخی علاقه‌مندند، تجربه‌ای غنی و تأمل‌برانگیز ارائه می‌دهد. همچنین، این اثر به دلیل سبک روایی و گفت‌وگوهای عمیق، می‌تواند خواننده را به کاوش در لایه‌های پنهان ذهن و احساسات خود ترغیب کند.

سال انتشار اصلی: ۱۹۹۲

ژانر: رمان فلسفی، روان‌شناختی

ناشر در ایران: انتشارات مختلف از جمله نشر قطره

مخاطب: علاقه‌مندان به فلسفه، روان‌شناسی، و ادبیات داستانی

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب دروغگویی روی مبل اثر اروین یالوم؛ کتابی روان‌درمانی و اگزیستانسیالیستی

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب خیره به خورشید اروین یالوم کتابی درباره هراس از مرگ

جملاتی از این کتاب روانشناختی

برای زندگی واقعی باید آمادگی ازدست‌دادن را داشته باشم.

هدف من اینه که کمک کنم از حسرت بزرگی که آخر عمر گریبانت رو می‌گیره، دوری کنی؛ وقتی برای تبدیل‌شدن به چیزی که می‌تونستی باشی، هیچ‌وقت تلاش نکنی، اون حسرت سراغت می‌آد.»

سنگینی بر دوش کسی است که تاج بر سر دارد.

چقدر وحشتناک است که زنان در خصوص ظاهرشان، دائماً احساس ناکافی بودن و شرم می‌کنند. این یکی از مخرب‌ترین جنبه‌های روان‌شناختی فرهنگ ماست و طی دهه‌هایی که من در این حرفه بوده‌ام، فقط بدتر شده است.

این به طور واقعی یه فرمولی رو ثابت می‌کنه راجع به رابطه‌ای که بین چطور زندگی کردن یه نفر و نگرش اون نسبت به مرگ هست: هرچقدر حسرت‌های کمتری دربارهٔ نحوهٔ زندگی کردنت داشته باشی، اضطرابت از مرگ کمتر می‌شه.

شغلی که در این سن کم، روحش را تحلیل می‌برد. تجربه‌ام می‌گوید که وقتی افراد در برابر نیروی حیاتی مهمی مقاومت می‌کنند، این مقاومت اغلب به احساس ناامیدی منجر خواهد شد. وقتی در عمق وجودتان می‌دانید که باید کاری در جهان انجام دهید، اما دلایلی همچون ترس، شرم، سرزنش والدین یا نیاز مالی شما را از انجامش بازمی‌دارند، این مسئله عوارض روانی سنگینی داشته باشد.

جملاتی از این کتاب روانشناختی

جالب است که چه بسا اشتباهاتم گشایش‌های فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کنند. بار دیگر به من یادآوری شد که حضورداشتن و در میان گذاشتن افکار و احساساتم به‌عنوان انسانی کامل اما خطاپذیر، همیشه مفیدترین موضع است؛ خیلی بیشتر از آنکه یک متخصص دست‌نیافتنی باشم.

اما من دریافته‌ام که آرامش ظاهری بیش از حد، به شکلی متناقض، اغلب نشانه‌ای از انکار مشکلات عمیق‌تر است.

درواقع، حتی الان هم صدای مریلین رو می‌شنوم که می‌گفت: ‘مردن یه زن هشتادوهفت‌ساله که زندگی پرباری داشته، چهار تا بچهٔ خیلی خوب داشته و یه شوهر عاشق همیشه کنارش بوده، فاجعه نیست. ‘ این به طور واقعی یه فرمولی رو ثابت می‌کنه راجع به رابطه‌ای که بین چطور زندگی کردن یه نفر و نگرش اون نسبت به مرگ هست: هرچقدر حسرت‌های کمتری دربارهٔ نحوهٔ زندگی کردنت داشته باشی، اضطرابت از مرگ کمتر می‌شه.

«من دقیق نمی‌نوازم ـ هرکسی می‌تواند دقیق بنوازد ـ بلکه با بیانگریِ شگفت‌انگیزی می‌نوازم.»

درمانگران، بیشترین تأثیر را زمانی خواهند داشت که خود را در مقام یک همسفر به بیماران بشناسانند؛ همسفری که خودش هم مانند آن‌ها باید بار رنج‌ها و دردها و تحقیرهای زندگی را بر دوش بکشد. این با رویکرد بسیاری از متخصصان حوزهٔ روان‌درمانی در طول تاریخ و حتی اکنون متفاوت است. این افراد خود را در مقام کارشناسی می‌بینند که قرار است بیمار را درست کند؛ انگار که وضعیت بشر درست‌شدنی است. شاید با تکیهٔ بیش از حد بر جایگاه و اعتبارم در این تک‌جلسه‌ها، ناخواسته بیش از حد به آن سمت رفته باشم.

هر روز تعداد زیادی ایمیل دریافت می‌کنم؛ ده‌ها ایمیل، که نویسنده‌هاشون می‌گن کتاب‌هام چقدر براشون مهم بوده و اغلب اینکه من چقدر ‘شگفت‌انگیز ‘ یا ‘مهم ‘ هستم. می‌دونم که شکایت دربارهٔ همچین چیزی، مضحک به نظر می‌رسه، اما مشکل اینجاست که این ایمیل‌ها یه‌جورهایی به دلم نمی‌شینن. شاید مثل تو، نمی‌تونم واقعاً اون‌ها رو باور کنم. مهم نیست چقدر صندوق ورودی‌م پر بشه یا چقدر این پیام‌ها عمیق یا تحسین‌آمیز باشن؛ از لایهٔ سطحی فراتر نمی‌رن. خوشحالم که تونستم به مردم توی زندگی‌شون کمک کنم، خیلی خوشحالم. اما بخشی از وجودم هنوز هم احساس می‌کنه که همون پسر خجالتی از یه خانوادهٔ فقیرم که دربارهٔ محل زندگی‌ش دروغ می‌گه.

مریلین کسی بود که برای ما به‌عنوان یه زوج، و درنهایت برای خانواده‌مون دوست پیدا می‌کرد. یادت باشه که من همون بچهٔ دست‌وپاچلفتی بودم که مجبور شد از پنجره وارد بشه. هنوز هم همون حس رو دارم؛ مثل یه مهمون ناخونده که توی محافل اجتماعی سطح‌بالاتر احساس غریبگی می‌کنه. مریلین آرامش خاصی داشت و دوست داشت بیرون باشه و با مردم ارتباط بگیره، درحالی‌که من معمولاً یه‌کم مضطرب بودم و دلم می‌خواست توی خونه کتاب بخونم.

«تمام وقتم به دو تا کار می‌گذره: دلسوزی برای خودم و نفرین کردن بی‌معناییِ وجود.»

بهترین مرهم برای این احساس انزوا و اضطراب‌های ناشی از آن، برقراری ارتباط عمیق با دیگران است.

توی بازی زندگی، کارت‌های فاجعه‌ای دستت افتاده بوده، ولی تو فوق‌العاده بودی.

اما درمانگران همیشه اشتباه می‌کنند. اگر کسی بخواهد و بتواند این اشتباهات را با شفافیت و تواضع برطرف کند، آن‌گاه فرصتی برای رشد و تحول به وجود می‌آید؛ خواه تازه‌کار باشید و خواه در پایان فعالیت حرفه‌ای‌تان.

بسیاری از ما ـ بیشترمان ـ تجربه‌هایی داشته‌ایم که در آن‌ها آسیب‌پذیری هیجانی، تجربه‌ای ناخوشایند به همراه داشته است. این تجربه‌ها دردناک بوده‌اند و باعث شده‌اند برای محافظت از خود به‌سرعت سپرهایی دفاعی ایجاد کنیم که مهم‌ترینشان این بوده که یاد گرفتیم دیگر به خودمان اجازهٔ روراست بودن ندهیم. اما متأسفانه، اگر هرگز روراست نباشیم، هرگز هم نمی‌توانیم به ارتباطی که مشتاق آنیم، برسیم.

در درمان بین‌فردی، فرض من این است که مشکلات بیماران نشئت‌گرفته از ناتوانی آن‌ها در ایجاد، گسترش و حفظ روابط نزدیک با دیگران است.

روان‌درمانی اگزیستانسیال به کشمکش‌های درونی انسان می‌پردازد که از مواجهه با واقعیت‌های وجود انسانی ـ مرگ، تنهایی، معنای زندگی و آزادی ـ حاصل می‌شوند.

بلایی که بر سر کیک گیلاسی‌اش آمده بود، خارج از حد تحملش بود. آخرین قطره‌ای بود که کاسهٔ صبرش را لبریز کرد.

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب من چگونه اروین یالوم شدم (خلاصه جملات روانشناسی این کتاب)

مطلب مشابه: بریده‌هایی از کتاب مسئله مرگ و زندگی (جملات خلاصه این کتاب از اروین یالوم)

جملاتی از این کتاب روانشناختی

(ما فقط زمانی می‌توانیم تماماً زندگی کنیم که آگاه باشیم سرانجام ناگزیر خواهیم مرد

ما آزادی‌های عظیمی داریم و درنهایت مسئول انتخاب‌های زندگی خودمان هستیم

هر فرد تجربیاتی به‌شدت ذهنی از زندگی و به تبع آن، از مطالعه دارد. این تجربیات رنگ خود را به نحوهٔ نگرش ما می‌زنند و باعث می‌شوند که روی برخی موضوعات بیش از برخی دیگر تمرکز کنیم و از نظر هیجانی به روش‌هایی متمایز به موضوعات مختلف واکنش نشان دهیم.

وقتی ایده‌های بزرگی توی ذهنت داری، باید از کلمات بزرگی استفاده کنی

دربارهٔ فرایند صحبت کنیم: یعنی مناسبات بینمان، الگوهای ارتباط، و هیجاناتی که بروز کرده‌اند یا نادیده گرفته شده‌اند. در زندگی عادی، چنین گفت‌وگوی مستقیمی دربارهٔ فرایند، اغلب ناخوشایند یا حتی بی‌احترامی تلقی می‌شود؛ شاید به این دلیل که ظریف‌ترین رفتارهای ما با جزئیات دقیق بررسی می‌شوند و ما مورد بازخواست قرار می‌گیریم. اما در اینجا، در حوزهٔ درمان، این نوع بررسی دقیق فوق‌العاده مفید است.

درطول سال هیچ همکاری‌ای وجود نداشت. حتی یک عضو از هیئت علمی بهم نزدیک نشد، با من غذا نخورد یا حتی گفت‌وگوی درستی نداشت. تجربهٔ لذت‌بخشی نبود، اما برای کار کردن روی ایده‌هام و نوشتن عالی بود.

کاش زودتر می‌دونستم چقدر مهمه، چقدر برای بیمارهام مفیده که من این‌قدر روراست باشم. اگه زودتر می‌دونستم، بیشتر تلاش می‌کردم که وقتی جوون بودم این ظرفیت رو توی خودم بالا ببرم. ولی توی دورهٔ آموزشی‌م هیچ‌کس روی این تأکید نمی‌کرد که یاد گرفتن چنین مهارتی برای درمانگرها ضروریه.

بارها و بارها نفس کشیدم. با هر دم در دل گفتم: «آرام باش» و با هر بازدم زمزمه کردم: «آسوده باش»؛ مراقبه‌ای که سال‌ها پیش آموخته بودم. اما بی‌فایده بود. آرامشِ اندکی که ناشی از گفتن «آسوده باش» بود، به‌سرعت تبدیل به دیگر دشمن دیرآشنایم، اضطراب می‌شد. سعی کردم ذهنم را روی شمارش نفس‌هایم متمرکز کنم. چند دقیقه بعد متوجه شدم که شمارش را رها کرده‌ام و ذهن بی‌قرارم باز به جاهای دیگری سرک کشیده است.

«سوگ همیشه کمتر می‌شه، اما به زمان نیاز داره. معمولاً سوگ از دست دادن یه نفر، یه چرخهٔ قابل پیش‌بینی داره. توی سال اول این سوگ شدیدتره، چون اولین تولد، اولین کریسمس، یا اولین شب سال نو رو بدون همسرت تجربه می‌کنی. اما با گذشت زمان، این درد کمتر می‌شه. و بعدها، وقتی این مناسبت‌های خاص رو برای بار دوم تجربه می‌کنی، درد به‌شکل قابل‌توجهی کم می‌شه. اما این اتفاق برای تو نمی‌افته. یه چیزی جلوی این روند رو گرفته، و من حدس می‌زنم که این موضوع به عصبانیتت مربوط میشه.»

مطلب مشابه: بریده هایی از کتاب مامان و معنی زندگی اروین یالوم؛ خلاصه کتاب و جملات زیبای آن

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.