غزل شماره ۱۶ از غزلیات شهریار؛ ای جگر گوشه کیست دمسازت
غزل شماره ۱۶ از غزلیات شهریار را قرار دادهایم. اشعار شهریار از تنوع بالایی در موضوعات و سبکها برخوردار است. از غزلهای عاشقانه تا قصاید دینی و اجتماعی، تمامی اینها نشاندهنده توانایی شهریار در به کارگیری انواع قالبهای شعری است.

غزل شماره ۱۶
ای جگر گوشه کیست دمسازت
با جگر حرف میزند سازت
تار و پودم در اهتزاز آرد
سیم ساز ترانهپردازت
حیف نای فرشتگانم نیست
تا کنم ساز دل همآوازت
وای ازین مرغ عاشق زخمی
که بنالد به زخمهٔ سازت
چون من ای مرغ عالم ملکوت
کی شکسته است بال پروازت
شور فرهاد و عشوهٔ شیرین
زنده کردی به شور و شهنازت
نازنینا نیازمند توام
عمر اگر بود میکشم نازت
سوز و سازت به اشک من ماند
که کشد پرده از رخ رازت
چون ننالی که درگرفته چو نی
شور شیرینلبان طنازت
چشم من در پی تو خواهد بود
در کجا بینم ای پسر بازت
گاهی از لطف سرفرازم کن
شکر سرو قد سرافرازت
شهریار این نه شعر حافظ بود
که به سر زد هوای شیرازت
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۵ از غزلیات شهریار؛ ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۴ از غزلیات شهریار؛ صدای سوز دل شهریار و ساز حبیب
تفسیر این شعر

این شعر از شهریار، شاعر بزرگ و معروف ایرانی، به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگی میپردازد. در ادامه، متن شعر را به زبان سادهتر توضیح میدهیم:
1. جگر گوشه: شاعر از کسی که به او نزدیک است و برایش عزیز است، صحبت میکند. او به این شخص با محبت و عشق اشاره میکند.
2. حرف زدن با جگر: این عبارت نشاندهندهی احساس عمیق و درد درونی شاعر است. او میگوید که حرفهایش از دلش میآید و با تمام وجودش احساساتش را بیان میکند.
3. تار و پودم در اهتزاز: شاعر به حالت درونی خود اشاره میکند که مانند ساز در حال نواختن است و احساساتش در حال تغییر و تحول است.
4. حیف نای فرشتگان: شاعر میگوید که اگر فرشتگان هم بخواهند، نمیتوانند احساسات او را به خوبی بیان کنند. این نشاندهندهی عمق و شدت احساسات اوست.
5. مرغ عاشق زخمی: او خود را به یک پرنده عاشق تشبیه میکند که زخمی شده و در حال ناله کردن است. این تصویر نشاندهندهی درد و رنج عاشقانه اوست.
6. شور فرهاد و عشوهٔ شیرین: شاعر به داستانهای عاشقانهای مانند فرهاد و شیرین اشاره میکند و میگوید که عشق او زنده شده است.
7. نازنینا نیازمند توام: شاعر از عشق خود میگوید و ابراز نیاز به معشوقش میکند. او میخواهد که عمرش را در کنار او بگذراند.
8. سوز و سازت به اشک من ماند: احساسات عمیق شاعر مانند موسیقی است که با اشکهایش ترکیب شده است. او میخواهد راز معشوقش را کشف کند.
9. چشم من در پی تو خواهد بود: شاعر همیشه در جستجوی معشوقش است و میخواهد او را ببیند.
10. گاهی از لطف سرفرازم کن: او از معشوقش درخواست میکند که گاهی به او توجه کند و محبتش را نثار او کند.
11. شهریار این نه شعر حافظ بود: در پایان، شاعر به خود اشاره میکند و میگوید که این شعر به خاطر عشق به شیراز و زیباییهای آن سروده شده است.
نتیجهگیری
این شعر به زیبایی عشق، دلتنگی و احساسات عمیق انسانی را بیان میکند. شهریار با استفاده از تصاویر زیبا و نمادین، خواننده را به دنیای عاشقانهای دعوت میکند که پر از شور و شوق است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۳ از غزلیات شهریار؛ باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۲ از غزلیات شهریار؛ زین همرهان همراز من تنها تویی تنها بیا










