غزل شماره ۱۰۹ از غزلیات صائب تبریزی | جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را…
غزل شماره ۱۰۹ از غزلیات صائب تبریزی، با مطلعِ باریکبینانهٔ «جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را…»، یکی از نمونههای برجستهٔ سبک هندی است که در آن، شاعر با تصاویری پارادوکسال و مضمونآفرینیهای بدیع، به قدرتِ عشق و جنون در دگرگون کردنِ طبیعتِ سخت و بیجان میپردازد. «تمکینِ سنگ» کنایه از سکون و سنگینیِ جماد است و «جذبهٔ مجنون» (کششِ عشق) چنان نیرویی دارد که این سکون را به حرکت و سبکی بدل میکند و سنگ را در کفِ طفلان، چون شاهینی به پرواز درمیآورد . صائب در ادامه، با تصاویری از «فلاخن» که سنگی را آواره میکند، «آسمانِ مهربان بر گرانخوابانِ غفلت» که شمعِ بالینِ سنگ میشود، و «نقشِ شیرین» که سنگ را شیرین میسازد، به نفوذِ عشق در سختترین دلها و شگفتیهای جنون اشاره میکند . در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این غزل و تفسیر روان و ساده از تکبیتهای آن، به بررسی درونمایهٔ جنونِ عاشقانه، تأثیرِ آتشِ عشق بر جماد، و نگاهِ صائب به مقامِ «فنا در عشق» خواهیم پرداخت.

غزل شماره ۱۰۹
جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را
در کف طفلان دهد پرواز شاهین سنگ را
می توان دل را به آهی کرد از غم ها سبک
یک فلاخن می کند آواره چندین سنگ را
بر گرانخوابان غفلت مهربان است آسمان
کز فروغ لعل باشد شمع بالین سنگ را
از خیال یار، دل شد کعبه حاجت مرا
نقش شیرین در نظرها ساخت شیرین سنگ را
کم نشد از گریه مستانه خواب غفلتم
سیل نتوانست کند از جای خود این سنگ را
از کمان نرم بر من زور چندین می رود
شیشه جانی های من دارد شلایین سنگ را
غوطه در خون می دهد دل را فروغ داغ عشق
می کند خورشید عالمتاب رنگین سنگ را
یک دل افسرده بی داغ از دم گرمم نماند
در بهار از لاله گردد چهره رنگین سنگ را
چون نباشد عید طفلان صحبت رنگین من؟
می کند مجنون من دست نگارین سنگ را
بر خمار سنگ طفلان صبر کردن مشکل است
می کنم بالین خود شب بهر تسکین سنگ را
از بدآموزان بود مستغنی آن پیمان شکن
نیست در سنگین دلی حاجت به تلقین سنگ را
بر دل بی رحم جانان بوی گل باشد گران
شیشه در بارست از نازکدلی این سنگ را
سختی ایام باشد بر سبک عقلان گران
کی کند دیوانه سرشار، تمکین سنگ را
بود اگر زین پیش صائب در گرانخوابی مثل
شد سبک از غفلت من خواب سنگین سنگ را
شعرهای بیشتر از صائب تبریزی: غزل شماره ۱۰۸ از غزلیات صائب تبریزی | غزل شماره ۱۰۷ از غزلیات صائب تبریزی
تفسیر این شعر

این غزل از صائب تبریزی، یکی از تصویرسازترین، عرفانیترین و پرمضمونترین سرودههای اوست. صائب در این شعر با زبانی شورمند و سرشار از تصاویر بدیع، از جذبه مجنون، از سنگ و شاهین، از آه و فلاخن، از لعل و شمع، از خیال یار، و از غفلت و صبر سخن میگوید. او میگوید که جذبهی مجنون، سنگ را سبک و مطیع میکند و در دست کودکان، سنگ را چون شاهین به پرواز درمیآورد. در پایان، به صائب اشاره میکند که خواب سنگین سنگ، از غفلت او سبک شد.
فضای کلی غزل
صائب در این غزل با لحنی عاشقانه و عارفانه، به چند نکته اشاره میکند:
– جذبه مجنون – جذبهی مجنون، سنگ را سبک و مطیع میکند.
– سنگ و شاهین – سنگ در دست کودکان، چون شاهین به پرواز درمیآید.
– آه و فلاخن – یک آه، دل را از غمها سبک میکند و یک فلاخن، چندین سنگ را آواره میسازد.
– لعل و شمع – لعل یار، شمع بالین سنگ میشود.
– خیال یار – خیال یار، دل را کعبه حاجت میکند و نقش شیرین، سنگ را شیرین میسازد.
– گریه مستانه – گریه مستانه، خواب غفلت را از بین نمیبرد و سیل، سنگ را از جای خود تکان نمیدهد.
– کمان نرم – کمان نرم، بر شیشهجانان زور میکند و سنگ را شلایین (نرم) میسازد.
– داغ عشق – داغ عشق، دل را در خون غوطه میدهد و خورشید، سنگ را رنگین میکند.
– دل افسرده – دل افسرده بیداغ، از دم گرم صائب نمیماند و در بهار، لاله، چهره سنگ را رنگین میکند.
– عید طفلان – عید طفلان، صحبت رنگین صائب است و مجنون او، دست نگارین سنگ را میکند.
– صبر بر خمار – صبر بر خمار سنگ طفلان مشکل است و صائب بالین خود را برای تسکین سنگ میکند.
– بدآموزان – پیمانشکن از بدآموزان مستغنی است و سنگیندلی، نیازی به تلقین سنگ ندارد.
– بوی گل – بوی گل بر دل بیرحم جانان گران است و شیشه در بار، از نازکدلی سنگ است.
– سختی ایام – سختی ایام بر سبکعقلان گران است و دیوانه سرشار، تمکین سنگ را میکند.
– غفلت – خواب سنگین سنگ، از غفلت صائب سبک شد.
تفسیر بیتبهبیت
بیت اول:
«جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را / در کف طفلان دهد پرواز شاهین سنگ را»
– جذبهی مجنون، سنگ را از تمکین (سنگینی و وقار) سبک میسازد،
– و در دست کودکان، سنگ را چون شاهین به پرواز درمیآورد.
نکته: جذبهی عشق مجنون، سنگ را سبک و مطیع میکند و در دست کودکان، سنگ چون شاهین پرواز میکند.
بیت دوم:
«میتوان دل را به آهی کرد از غمها سبک / یک فلاخن میکند آواره چندین سنگ را»
– میتوان دل را با یک آه، از غمها سبک کرد،
– یک فلاخن، چندین سنگ را آواره میکند.
نکته: یک آه، دل را از غمها سبک میکند و یک فلاخن، چندین سنگ را به پرواز درمیآورد.
بیت سوم:
«بر گرانخوابان غفلت مهربان است آسمان / کز فروغ لعل باشد شمع بالین سنگ را»
– آسمان بر گرانخوابان غفلت، مهربان است،
– زیرا فروغ لعل (لب یار)، شمع بالین سنگ میشود.
نکته: آسمان بر غافلان مهربان است و لعل یار، شمع بالین سنگ میشود.
شعرهای بیشتر از صائب تبریزی: غزل شماره ۱۰۶ از غزلیات صائب تبریزی | غزل شماره ۱۰۵ از غزلیات صائب تبریزی
بیت چهارم:
«از خیال یار، دل شد کعبه حاجت مرا / نقش شیرین در نظرها ساخت شیرین سنگ را»
– از خیال یار، دل من کعبهی حاجت شد،
– نقش شیرین، در نظرها، سنگ را شیرین ساخت.
نکته: خیال یار، دل صائب را کعبهی حاجت کرد و نقش شیرین، سنگ را شیرین ساخت.
بیت پنجم:
«کم نشد از گریه مستانه خواب غفلتم / سیل نتوانست کند از جای خود این سنگ را»
– خواب غفلت من از گریه مستانه کم نشد،
– سیل نتوانست این سنگ را از جای خود تکان دهد.
نکته: گریه مستانه، خواب غفلت صائب را از بین نبرد و سیل، سنگ را از جای خود تکان نداد.
بیت ششم:
«از کمان نرم بر من زور چندین میرود / شیشهجانیهای من دارد شلایین سنگ را»
– از کمان نرم (ابروی یار)، بر من زور بسیاری میرود،
– شیشهجانیهای من، سنگ را شلایین (نرم) میکند.
نکته: کمان نرم ابروی یار، بر صائب زور میکند و شیشهجانی او، سنگ را نرم میسازد.
بیت هفتم:
«غوطه در خون میدهد دل را فروغ داغ عشق / میکند خورشید عالمتاب رنگین سنگ را»
– فروغ داغ عشق، دل را در خون غوطه میدهد،
– خورشید عالمتاب، سنگ را رنگین میکند.
نکته: داغ عشق، دل را در خون غوطه میدهد و خورشید، سنگ را رنگین میسازد.
بیت هشتم:
«یک دل افسرده بیداغ از دم گرمم نماند / در بهار از لاله گردد چهره رنگین سنگ را»
– یک دل افسرده بیداغ، از دم گرم من نماند،
– در بهار، لاله، چهرهی سنگ را رنگین میکند.
نکته: دم گرم صائب، دل افسرده را زنده میکند و در بهار، لاله، سنگ را رنگین میسازد.
بیت نهم:
«چون نباشد عید طفلان صحبت رنگین من؟ / میکند مجنون من دست نگارین سنگ را»
– چگونه عید کودکان، صحبت رنگین من نباشد؟
– مجنون من، دست سنگ را نگارین میکند.
نکته: صحبت رنگین صائب، عید کودکان است و مجنون او، دست سنگ را نگارین میکند.
بیت دهم:
«بر خمار سنگ طفلان صبر کردن مشکل است / میکنم بالین خود شب بهر تسکین سنگ را»
– صبر بر خمار سنگ کودکان مشکل است،
– شب، بالین خود را برای تسکین سنگ میکنم.
نکته: صبر بر خمار سنگ کودکان مشکل است و صائب بالین خود را برای تسکین سنگ میکند.
بیت یازدهم:
«از بدآموزان بود مستغنی آن پیمانشکن / نیست در سنگیندلی حاجت به تلقین سنگ را»
– آن پیمانشکن، از بدآموزان مستغنی است،
– در سنگیندلی، نیازی به تلقین سنگ نیست.
نکته: پیمانشکن از بدآموزان بینیاز است و سنگیندلی، نیازی به تلقین سنگ ندارد.
بیت دوازدهم:
«بر دل بیرحم جانان بوی گل باشد گران / شیشهدر بارست از نازکدلی این سنگ را»
– بوی گل بر دل بیرحم جانان گران است،
– این سنگ از نازکدلی، شیشهدر بار است.
نکته: بوی گل بر دل بیرحم جانان گران است و سنگ از نازکدلی، شیشهدر بار است.
بیت سیزدهم:
«سختی ایام باشد بر سبکعقلان گران / کی کند دیوانه سرشار، تمکین سنگ را»
– سختی ایام بر سبکعقلان گران است،
– دیوانه سرشار، تمکین سنگ را چگونه میکند؟
نکته: سختی ایام بر سبکعقلان گران است و دیوانه سرشار، تمکین سنگ را نمیپذیرد.
بیت چهاردهم (مقطع):
«بود اگر زین پیش صائب در گرانخوابی مثل / شد سبک از غفلت من خواب سنگین سنگ را»
– ای صائب، اگر پیش از این در گرانخوابی (غفلت) مثل بودی،
– خواب سنگین سنگ، از غفلت من سبک شد.
نکته: غفلت صائب، خواب سنگین سنگ را سبک کرد.
تحلیل عمیقتر
۱. جذبه مجنون
جذبهی عشق مجنون، سنگ را سبک و مطیع میکند. این نشان از قدرت عشق در نرم کردن سختترین چیزها دارد.
۲. سنگ و شاهین
سنگ در دست کودکان، چون شاهین پرواز میکند. این نشان از تبدیل سختی به پرواز دارد.
۳. آه و فلاخن
یک آه، دل را از غمها سبک میکند و یک فلاخن، چندین سنگ را آواره میسازد. این نشان از قدرت آه و فلاخن دارد.
۴. لعل و شمع
لعل یار، شمع بالین سنگ میشود. این نشان از نورانیشدن سنگ با لعل یار دارد.
۵. خیال یار
خیال یار، دل صائب را کعبهی حاجت کرد و نقش شیرین، سنگ را شیرین ساخت. این نشان از تأثیر خیال معشوق دارد.
۶. گریه مستانه
گریه مستانه، خواب غفلت صائب را از بین نبرد و سیل، سنگ را از جای خود تکان نداد. این نشان از عمق غفلت او دارد.
۷. کمان نرم
کمان نرم ابروی یار، بر صائب زور میکند و شیشهجانی او، سنگ را نرم میسازد. این نشان از تأثیر نگاه معشوق دارد.
۸. داغ عشق
داغ عشق، دل را در خون غوطه میدهد و خورشید، سنگ را رنگین میکند. این نشان از سوز عشق دارد.
۹. دل افسرده
دم گرم صائب، دل افسرده را زنده میکند و در بهار، لاله، سنگ را رنگین میسازد. این نشان از تأثیر گرمی عشق دارد.
۱۰. عید طفلان
صحبت رنگین صائب، عید کودکان است و مجنون او، دست سنگ را نگارین میکند. این نشان از شادیبخشی عشق دارد.
۱۱. صبر بر خمار
صبر بر خمار سنگ کودکان مشکل است و صائب بالین خود را برای تسکین سنگ میکند. این نشان از دشواری صبر در عشق دارد.
۱۲. بدآموزان
پیمانشکن از بدآموزان مستغنی است و سنگیندلی، نیازی به تلقین سنگ ندارد. این نشان از استقلال عاشق در سنگیندلی دارد.
۱۳. بوی گل
بوی گل بر دل بیرحم جانان گران است و سنگ از نازکدلی، شیشهدر بار است. این نشان از نازکی دل عاشق دارد.
۱۴. سختی ایام
سختی ایام بر سبکعقلان گران است و دیوانه سرشار، تمکین سنگ را نمیپذیرد. این نشان از تفاوت عاقل و دیوانه در برابر سختی دارد.
۱۵. غفلت
خواب سنگین سنگ، از غفلت صائب سبک شد. این نشان از تأثیر غفلت در سبکشدن سختیها دارد.
خلاصه به زبان ساده
صائب میگوید:
جذبه مجنون، سنگ را سبک میکند و در دست کودکان، سنگ چون شاهین پرواز میکند.
میتوان دل را با یک آه از غمها سبک کرد. یک فلاخن، چندین سنگ را آواره میکند.
آسمان بر گرانخوابان غفلت مهربان است، زیرا فروغ لعل یار، شمع بالین سنگ میشود.
از خیال یار، دل من کعبه حاجت شد و نقش شیرین، سنگ را شیرین ساخت.
خواب غفلت من از گریه مستانه کم نشد و سیل نتوانست سنگ را از جای خود تکان دهد.
از کمان نرم ابروی یار، بر من زور بسیاری میرود و شیشهجانی من، سنگ را نرم میکند.
فروغ داغ عشق، دل را در خون غوطه میدهد و خورشید، سنگ را رنگین میکند.
یک دل افسرده بیداغ از دم گرم من نماند و در بهار، لاله، چهره سنگ را رنگین میکند.
چگونه عید کودکان، صحبت رنگین من نباشد؟ مجنون من، دست سنگ را نگارین میکند.
صبر بر خمار سنگ کودکان مشکل است. شب، بالین خود را برای تسکین سنگ میکنم.
پیمانشکن از بدآموزان مستغنی است و سنگیندلی، نیازی به تلقین سنگ ندارد.
بوی گل بر دل بیرحم جانان گران است و سنگ از نازکدلی، شیشهدر بار است.
سختی ایام بر سبکعقلان گران است. دیوانه سرشار، تمکین سنگ را چگونه میکند؟
ای صائب، اگر پیش از این در گرانخوابی مثل بودی، خواب سنگین سنگ از غفلت من سبک شد.
نکته پایانی
این غزل صائب، سرود عشق، قدرت و غفلت است. صائب در این شعر، با زبانی شورمند و تصاویری بدیع، از جذبه مجنون، از سنگ و شاهین، از آه و فلاخن، از لعل و شمع، از خیال یار، و از غفلت و صبر سخن میگوید. او میگوید که جذبه عشق، سنگ را سبک میکند و در دست کودکان، سنگ چون شاهین پرواز میکند. در پایان، به صائب اشاره میکند که خواب سنگین سنگ، از غفلت او سبک شد. این غزل، یکی از بهترین نمونههای شعر عاشقانه و عارفانهی صائب است که در آن، عشق، قدرت و غفلت به زیبایی به تصویر کشیده شده است.
شعرهای بیشتر از صائب تبریزی: غزل شماره ۱۰۴ از غزلیات صائب تبریزی | غزل شماره ۱۰۳ از غزلیات صائب تبریزی










