شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است …

شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری در روزانه آماده شده است. یکی از بارزترین ویژگی‌های اشعار سپهری، توجه عمیق او به طبیعت و عناصر آن است. او به زیبایی‌های طبیعی مانند درختان، آب، آسمان و گل‌ها اشاره می‌کند و این عناصر را با احساسات انسانی پیوند می‌زند. همچنین شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است ...

شعر شماره ۳۷

آه در ایثار سطح ها چه شکوهی است

ای سرطان شریف عزلت

سطح من ارزانی تو باد

یک نفر آمد

تا عضلات بهشت

دست مرا امتداد داد

یک نفر آمد که نور صبح

مذاهب

دروسط دگمه های پیرهنش بود

از علف خشک ایههای قدیمی

پنجره می بافت

مثل پریروزهای فکر جوان بود

حنجره اش از صفات آبی شط ها

پر شده بود

یک نفر آمد کتابهای مرا برد

روی سرم سقفی از تناسب گلها کشید

عصر مرا با دریچه های مکرر وسیع کرد

میز مرا

زیر معنویت باران نهاد

بعد نشستیم

حرف زدیم از دقیقه های مشجر

از کلماتی که زندگانی شان در وسط آب می گذشت

فرصت ما زیر ابرهای مناسب

مثل تن گیج یک کبوتر ناگاه

حجم خوشی داشت

نصفه شب بود از تلاطم میوه

طرح درختان عجیب شد

رشته مرطوب خواب ما به هدر رفت

بعد

دست در آغاز جسم آب تنی کرئ

بعد در احشای خیس نارون باغ

صبح شد

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ شب سرشاری بود رود از پای صنوبرها تا فراتر می رفت …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ تهی بود و نسیمی. سیاهی بود و ستاره ای …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر زیبا از سهراب سپهری به توصیف تجربه‌های عمیق و لحظات خاص زندگی می‌پردازد. بیایید آن را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. آغاز با احساس ایثار:

   – شاعر از زیبایی و شکوه ایثار صحبت می‌کند. او به نوعی به خلوت و تنهایی اشاره دارد که در آن احساس خاصی وجود دارد.

2. شخصی خاص:

   – یک نفر به زندگی شاعر وارد می‌شود. این شخص به او کمک می‌کند و دستش را به سوی بهشت دراز می‌کند، که نشان‌دهنده‌ی امید و روشنی است.

3. نور صبح و مذاهب:

   – این فرد، نور صبح را با خود دارد و در دلش افکار عمیق و مذهبی وجود دارد. او به نوعی نماینده‌ی روشنفکری و آگاهی است.

4. خلاقیت و زیبایی:

   – او از چیزهای ساده مانند علف خشک، تصاویری زیبا می‌سازد. این نشان‌دهنده‌ی قدرت تخیل و خلاقیت اوست.

5. گفتگو و ارتباط:

   – آن‌ها نشسته و درباره‌ی لحظات زندگی، کلمات و معنی آن‌ها صحبت می‌کنند. این گفتگو نشان‌دهنده‌ی عمق ارتباط انسانی و معنوی است.

6. حس خوشی:

   – شاعر حس خوشی و آرامش را در این گفتگوها احساس می‌کند، حتی وقتی که شب است و طبیعت در حال تغییر است.

7. تجربه‌های حسی:

   – او از خواب و طبیعت صحبت می‌کند و به نوعی تجلی زندگی در لحظات خاص را توصیف می‌کند.

8. پایان با صبح جدید:

   – شعر به پایان می‌رسد با بیدار شدن از خواب و شروع یک روز جدید، که نشان‌دهنده‌ی امید و نوید زندگی تازه است.

نتیجه‌گیری:

این شعر به زیبایی لحظات عمیق زندگی، ارتباطات انسانی، و تجربه‌های حسی را توصیف می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و عاطفی، حس عشق، امید و زیبایی‌های زندگی را به تصویر می‌کشد. این احساسات باعث می‌شود که خواننده نیز به عمق این تجربیات پی ببرد و با آن‌ها هم‌ذات‌پنداری کند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ می تراوید آفتاب از بوته ها دیدمش در …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ به روی شط وحشت برگی لرزانم ریشه ات را بیاویز …

مطلب مشابه: عکس نوشته اشعار سهراب سپهری به همراه شعرهای کوتاه و عاشقانه

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.