شعر شب یلدا؛ شعر کوتاه بلند و عاشقانه شب یلدا و دو بیتی شب یلدا

در این قسمت روزانه شعر شب یلدا، شعر کوتاه شب یلدا، شعر کودکانه شب یلدا، دو بیتی شب یلدا، و شعر عاشقانه شب یلدا را از شاعران مختلف برای شما آماده کرده ایم.

شعر شب یلدا

به صد یلدا الهی زنده باشی / انار وسیب وانگورخورده باشی
اگریلدای دیگرمن نباشم، تو باشی وتو باشی وتو باشی
پیشاپیش یلدات مبارک

* * * *

شب بود

شبی جدا از شب های سپری شده

شبی پر از خاطره

پر از هیاهو

پر از احساس پرواز

شبی آکنده از نیاز

شبی بود از شب های اول زمستان

شبی در ظاهر سرد

اما در وجود ما بود گرم

گرم در باطن انسان ها

شبی گرم به خاطر احساس شادی

به خاطر احساس علاقه عاشقان

شبی بود از شب های دی ماه

شبی که همه مردم شاد بودند

همه می خواستند باشند میهمان مهربانی

می خواستند باشند در خاطره این شب جاودانی

آنها پر بودند از عشق

پر بودند از بوی بهار

پر بودند از بوی خاک تازه باران دیده

این شب:

شب یلدا بود

شب خاطره ها

شب با هم بودن و در کنار هم

شب احساس آزادی و رهایی

شب پرواز و جدایی

جدایی از غم و اندوه

شب دوباره زیستن

دوباره نگریستن

نگریست به دنیای پر از زیبایی

با تمام سختی و نگرانی ها

شب زیستن با تمام ای کاش ها و امیدها

بلی

بود شب یلدا

بهترین شب سال های عمر ما

* * * *

مهم نیست هندونه ی شب یلدات شیرین نباشه
یا انارات ترش از آب دراد
یا کدو تنبلی که بار میذاری بیمزه بشه

یا چند تا از گردوهایی که می شکونی پوک باشه

مهم اینه که کسی داری که یلدا رو بهت تبریک بگه

* * * *

لبی سرد و دلی افسرده داریم / به سر افکار تیپا خورده داریم

رسد پایان پاییز و از آغاز / هزاران جوجه ی نشمرده داریم !

* * * *

درنای خشک مرثیه خوان نمانده است / طفلی برای زینت کبری نمانده است

باید به جای حافظ و سعدی لهوف خواند / دیگر برای ما شب یلدا نمانده است . . .

یا حسین

* * * *

شب را با سیاهی

تاریکی دل

غصه

اشک ناامیدی

بی وفایی شناختند

حال در همین شب

ستاره ها درخشیدند

ماه عشوه گرانه تابید

عاشق به عشقش رسید

شب شروعی شد

روشنایی برای فردای گم شده

دامنش را گسترد

یگانه دختر مهتاب بیاید

زاده شد

زیبایی در مرداب

گلی در ظلمت

در یگانه شب گیتی

عالم تک ستاره ای دید

دل باخت

عاشقانه جشن گرفت

یلدا آمد

با تمام نبایدهایش

با حکم مرگش

* * * *

پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه

تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد.

عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت بهاری

یلدای خوشی را برایتان آرزو می کنم . .

شعر شب یلدا

اشعار زیبای شب یلدا

تنها چند دقیقه ناقابل مى تواند از یک شب عادى، شب یلدا بسازد؛

ولى با هم بودن است که آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است

* * * *

شب یلدا عزیزه هندوانه

اگرچه ترش و لیزه هندوانه !

بهایش را چو پرسیدم ز یارو

بگفتا هیس ! جیزّه هندوانه !

* * * *

ازین شربت یکی پیمونه بردار / اناری آتشین دردونه بردار

درین یلدا تو شیرین کن لبانت / بیا قاچی ازین هندونه بردار

یلدای همتون مبارک

* * * *

فریاد کشیده هر دو جیبم جانسوز / با دیدن نرخ هندوانه دیروز

یلدا تو کمی دیر تر امسال بیا / یارانه برای تو ندادند هنوز !

* * * *

لبی سرد و دلی افسرده داریم

به سر افکار تیپا خورده داریم

رسد پایان پاییز و از آغاز

هزاران جوجه ی نشمرده داریم

* * * *

رفتم شب یلدا به سراغ حافظ / تا حال مرا کند برایم محرز

گفتم که شود بهتر از این احوالم ؟ / دیوان به زبان آمد و گفتا هرگز !

* * * *

از غم به جان آمد دلم درمان ندارد

شام غریبان را سحر امکان ندارد

امشب شب مهتاب و یلدا با هم آمد

تکرار تلخ ماجرا پایان ندارد

* * * *

رویت به سرخی انار شبت به شیرینی هندوونه

خنده ات مثه پسته و عمرت به بلندی یلدا . .

* * * *

آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!

بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی

بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی

بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی

فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟

جوجه ها را بعدا با هم میشماریم . .

شعرهای زیبای شب یلدا

با سلام، اگر در صحت و سلامت به سر می برید،

لطفا به این شماره پیامک خالی بفرستید

طرح سر شماری جوجه های آخر پاییز!

* * * *

روی گلتون به سرخی انار

شبتون به شیرینی هندوانه

خنده هاتون مثل پسته

و عمرتون به بلندی یلدا

شب یلدا مبارک

* * * *

سلام ای دیر آشنای لوند دوران

ای دخترک باز مانده قرون و اعصار

ای بهانه بیداری ادب رنجور ایران

امشب ایران محفل اش هست باتو بیدار . .

* * * *

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

پرده خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد

خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد

آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ما به چه کارش می خورد

که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

رفت و از گریه توفانی ام اندیشه نکرد

چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

بود آیا که ز دیوانه خود یاد کند

آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش

عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت

* * * *

تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی

اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه!

* * * *

یلدا شب پیوند دل و خاطره است

دیدار من و برف لب پنجره است

یلدا شب هندوانه و فال و غزل

کار دل من بی تو ولی یکسره است . .

* * * *

شب یلدا کنار یار بودم

به او دلبسته و بیمار بودم

شپش هایش گرفتم از سر شب !

منِ نادان مگر بیکار بودم!

* * * *

فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی چشم همه به توه

خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی جوجه !

* * * *

شبای چله، کرسی و پتوی چل تیکه، انار سرخ و چل گیس عاشق

شبای یلدا، آدمای تنها، بخاریای آهنی و غصه ی فردا، قصه های کوتاه و سوز و سرما

* * * *

شما را گر شب یلدا بلنده / مرا لیست طلبکارا بلنده

از اول شانس و اقبالم کج افتاد / زمانه ناقلا با من لج افتاد

اگرچه بخت من چون شام تاره / در اون بالا ندارم یک ستاره

ولی هندونه ام در شام یلدا / سفیدیش بود چون شیر گاوا

انارم ترش و گردوهام پوچه / و چشمان زنم افسوس لوچه

بود آجیل تلخ و سیب ها کال / و قطعا می شود وارونه ام فال

خلاصه در شب یلدای بنده / بود اوضاع و حالم باب خنده

شعر شب یلدا

شعر کوتاه زیبای شب یلدا

چه پاییزی، چه احساسی، چجوری میتپه قلبم
زمستون میرسه از راه و من عاشق تر از قبلم

✦✦✦✦

انار و سیب و احساسم نماز و آیه الکرسی
چه بی اندازه خوشحالم که تو حالم رو میپرسی

✦✦✦✦

هوای گرم این خونه هوای سرد دستام و
نگاه تو، خیال من همون حسی که میخوام و

✦✦✦✦

الا یا ایها الساقی بیا همپای من با من
کتاب حافظ و قرآن  بیا دیوونه شو تا من

✦✦✦✦

یه موسیقی پر از بوسه  من و قلبی که میخونه
من و امواج موی تو  کنار بغض این خونه

✦✦✦✦

هنوزم دست من سرده هنوز آغوش من تنهاست
همه شب هام بدون تو  برای من شب یلداست
شعر شب یلدا

مجموعه اشعار شب یلدا

شعر از بهزاد صادقیان
یلداست،باد موی تو را شانه می‌کند مویت نماد حلقه‌ی از دار می‌شود
گیسو به هم زدی و زلیخا ترین شدی یوسف تو را ز چاه خریدار می‌شود

✦✦✦✦

من از تکان پیرهنت حرف می‌زنم جنگل در امتداد سرم راه می رود
باد از تکان پیرهنت حرف می‌زند بی‌آب‌رو به جنگل اشباه می‌رود

✦✦✦✦

از پشت کوه‌های بلند آفتاب و ماه، هی عاشقانه سوی تو ره باز می‌کنند
از سیم های برفی و از شاخه‌ی درخت گنجشک‌ها به سوی تو پرواز می‌کنند

✦✦✦✦

آری تمام پنجره‌ها رقص می‌کنند وفتی که چادرت به دو بازوت می‌رسد
تو دکمه دکمه پیرهن‌ات باز می‌کنی می‌دانی مرگ من چقدر زود می‌رسد

✦✦✦✦

می‌ایستی مقابل آینه لحظه‌ای اسپند را برای خودت دود می‌کنی
روح نهنگ‌ها همه دیوانه می‌شود وقتی که رقص با نفس رود می‌کنی

✦✦✦✦

در لا‌به‌لای این شب یلدائی قشنگ جمع پلنگ در بدنت خیره می‌شود
مهتاب نور خویشتن از یاد می‌برد وفتی به روشنای تنت خیره می‌شود

✦✦✦✦

یلدا،کنار بستر تو خواب می‌رود یلدا،کنار بستر تو رقص می‌کند
یلدا،منم که موی تو را شانه می‌کشد یلدا که در سرسر تو رقص می‌کند
شعر شب یلدا

شعر زیبای عاشقانه شب یلدا

شعر از اهل الدین بحری
شعر زیبای شب یلدا

هدیه دادی دیده ی نویی به من

یک نگاه تازه ای بر قاب من

این دلم وابسته شد به این سخن

دم گرفت آرامشی از این سخن

دختر شبهای سرد ماه دی

خو گرفت با شعر تو در ماه دی

حرف دل را از دلت تو پس زدی

غم به روی غم،غمی را پس زدی

من به دنیای تو مجذوبم هنوز

به دیار قلب تو،حس دارم هنوز

توشدی سهراب شعر این زمان

یک جهانی در جهان در این زمان

در دلم راهی پر از پیچ مسیر عشق بود

شوق دیدار دلی،احساس گون از عشق بود

شامگاهان قلب من غوغا به پا میکرد،وای

خواب من تعبیر بی تاب غمی از عشق بود

شعر سهراب سپهری

✦✦✦✦

یلدا، دوباره در آغاز فصل سرد

شعر و غزل را برای وسعت تنهایی تو عاشقانه کرد

شب را کنار تو

با خماری و مستی توی برف

پس لرزه های اول دیماه را نشانه کرد

ساعت به اول زمستان رسیده است

امشب دل غزل زده ام را درمان چه می شود

دیگر به مغز پریشان من، خون نمی دهد

دیر آمدی

تنهاترین ستاره یلدای سال پیش

دیگر به فکر تو هم آرام نمی شود

آری

پاییز بی بهار به انتها رسیده است

اینجا دوباره خواب از سر کلاغان شهر ما

با فال و غزل و هندوانه

یکجا پریده است

امشب از ترس کابوس منتظر

بر دست نوشته های یخ زده

کبریت می کشم

شاید پناه برم از سرمای سرنوشت

به رویای تو

به امید اضطراریت

این شعر هم به تاراج سرمای امشب بلند شد

شاید دوباره ایمان بیاوریم،

به آغاز فصل سرد

این مطالب را هم ببینید