شعر شماره ۱۸ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ از هم گریختیم و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغ …

شعر شماره ۱۸ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در بخش شعر روزانه بخوانید. ابتهاج علاوه بر شعر، در ترانه‌سرایی نیز تأثیرگذار بوده است. بسیاری از ترانه‌های معروف ایرانی برگرفته از اشعار او هستند که نشان‌دهنده توانایی او در بهره‌گیری از زبان شعر در موسیقی است. همچنین شعر شماره ۱۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ باز باران است و شب چون جنگلی انبوه … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۸ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ از هم گریختیم و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغ ...

شعر شماره ۱۸

از هم گریختیم

و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغ

بر خاک ریختیم

جان من و تو تشنه پیوند مهر بود

دردا که جان تشنه خود را گداختیم

بس دردناک بود جدایی میان ما

از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم

دیدار ما که آن همه شوق و امید داشت

اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت

و آن عشق نازنین که میان من و تو بود

دردا که چون جوانی ما پایمال گشت

با آن همه نیاز که

من داشتم به تو

پرهیز عاشقانه منناگزیر بود

من بارها به سوی تو بازآمدم ولی

هر بار دیر بود

اینک من و تو ایم دو تنهای بی نصیب

هر یک جدا گرفته ره سرنوشت خویش

سرگذشته در کشاکش طوفان روزگار

گم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویش

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۷ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ گفتمش شیرین ترین آواز چیست؟

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دل چون توان بریدن ازو مشکل است این …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به موضوع جدایی و درد ناشی از آن می‌پردازد. شاعر با زبانی عاطفی و غمگین، احساساتش را درباره‌ی عشق و جدایی بیان می‌کند. در ادامه، شعر را به زبان ساده‌تر توضیح می‌دهیم:

شاعر از جدایی خود و معشوقش صحبت می‌کند و احساساتی مانند درد، تشنگی به عشق و حسرت را بیان می‌کند. او به یاد روزهایی می‌افتد که عشقشان پر از شوق و امید بود، اما حالا به ملال و ناامیدی تبدیل شده است.

1. جدایی:

   • شاعر از این که از هم جدا شده‌اند، ابراز ناراحتی می‌کند و می‌گوید که این جدایی بسیار دردناک بوده است.

2. عشق و پیوند:

   • او به پیوند عاشقانه‌ای که بین آنها وجود داشت اشاره می‌کند و می‌گوید که جانشان تشنه‌ی این پیوند بوده است.

3. حسرت و یادآوری:

   • شاعر حسرت می‌خورد که عشقشان اکنون پایمال شده و دیگر آن شوق و امید را ندارد.

4. تلاش برای بازگشت:

   • او بارها تلاش کرده تا به معشوقش برگردد، اما هر بار دیر شده است.

5. تنهایی:

   • در نهایت، شاعر بیان می‌کند که اکنون هر دو تنهای بی‌نصیب هستند و هر یک در مسیر سرنوشت خود گام برمی‌دارند.

6. از دست دادن بهشت:

   • او به مقایسه خود با آدم و حوا اشاره می‌کند که بهشت خود را گم کرده‌اند. این تصویر نشان‌دهنده‌ی از دست رفتن عشق و خوشبختی است.

این شعر به ما یادآوری می‌کند که جدایی از کسی که دوستش داریم چقدر دردناک است و چگونه عشق می‌تواند به ملال تبدیل شود. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، احساسات عمیق انسانی را بیان کرده و ما را به تفکر درباره عشق و تنهایی دعوت می‌کند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۵ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۴ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.