غزل شماره ۶۲ از دیوان شمس مولانا؛ بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را …

غزل شماره ۶۲ از دیوان شمس مولانا را در روزانه بخوانید. مولانا یکی از بزرگ‌ترین عارفان تاریخ اسلام است و غزلیات او به عنوان یک منبع مهم در عرفان اسلامی شناخته می‌شوند. این اشعار به بررسی روابط میان انسان و خداوند و جستجوی حقیقت می‌پردازند. همچنین غزل شماره ۶۳ از دیوان شمس مولانا؛ چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۶۲ از دیوان شمس مولانا؛ بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را ...

غزل شماره ۶۲

بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را

از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را

زبان سوسن از ساقی کرامت‌های مستان گفت

شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را

ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل

چو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان را

ز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانی

چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را

سقاهم ربهم خوردند و نام و ننگ گم کردند

چو آمد نامه ساقی چه نام آورد مستان را

درون مجمر دل‌ها سپند و عود می‌سوزد

که سرمای فراق او زکام آورد مستان را

درآ در گلشن باقی برآ بر بام کان ساقی

ز پنهان خانه غیبی پیام آورد مستان را

چو خوبان حله پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر

که ساقی هر چه درباید تمام آورد مستان را

که جان‌ها را بهار آورد و ما را روی یار آورد

ببین کز جمله دولت‌ها کدام آورد مستان را

ز شمس الدین تبریزی به ناگه ساقی دولت

به جام خاص سلطانی مدام آورد مستان را

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۱ از دیوان شمس مولانا؛ هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۰ از دیوان شمس مولانا؛ ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از مولانا، شاعر بزرگ ایرانی، به زیبایی به استقبال بهار و شادی‌های آن می‌پردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را / از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را

   – بهار آمده و با خود سلام و شادی برای عاشقان (مستان) آورده است. این بهار مانند پیامبری است که خبر خوشی برای خوبان دارد.

2. زبان سوسن از ساقی کرامت‌های مستان گفت / شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را

   – گل سوسن از ساقی (کسی که شراب می‌دهد) درباره‌ی محبت و بزرگی مستان صحبت می‌کند و سرو (نماد زیبایی) از این سخنان متوجه می‌شود و به حرکت درمی‌آید.

3. ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل / چو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان را

   – از آغاز باغ، در مجلس جشن، نذری (نثار) آورده شده و وقتی لاله‌ها (گل‌های زیبا) را دیدند که جام شراب آورده‌اند، خوشحال شدند.

4. ز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانی / چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را

   – ابرهای بارانی در فصل بهار، سردی زمستان را فراموش کرده و با حیله‌ای، مستان را به دام عشق می‌کشند.

5. سقاهم ربهم خوردند و نام و ننگ گم کردند / چو آمد نامه ساقی چه نام آورد مستان را

   – ساقیان (شراب‌فروشان) نام و آبرو را فراموش کردند و وقتی نامه ساقی آمد، فقط خبر عشق و محبت را برای مستان آوردند.

6. درون مجمر دل‌ها سپند و عود می‌سوزد / که سرمای فراق او زکام آورد مستان را

   – در دل‌های عاشقان عطر خوش و بخور (عود) می‌سوزد، زیرا سرمای دوری محبوب باعث بیماری روحی آن‌ها شده است.

7. درآ در گلشن باقی برآ بر بام کان ساقی / ز پنهان خانه غیبی پیام آورد مستان را

   – به گلشن (باغ) بیایید و بر بام (سقف) بروید، زیرا ساقی از دنیای غیبی پیامی برای مستان آورده است.

8. چو خوبان حله پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر / که ساقی هر چه درباید تمام آورد مستان را

   – وقتی خوبان لباس‌های زیبا پوشیدند، به باغ بیایید و ببینید که ساقی همه چیزهایی که باید، برای مستان آورده است.

9. که جان‌ها را بهار آورد و ما را روی یار آورد / ببین کز جمله دولت‌ها کدام آورد مستان را

   – بهار جان‌ها را شاداب کرده و ما را به دیدار محبوب رسانده است؛ ببینید از میان تمام نعمت‌ها، کدام یک برای مستان آورده شده است.

10. ز شمس الدین تبریزی به ناگه ساقی دولت / به جام خاص سلطانی مدام آورد مستان را

    ▪ از شمس الدین تبریزی (دوست نزدیک مولانا)، ناگهان ساقی نعمت‌ها و خوشی‌ها را در جام خاص سلطانی برای مستان می‌آورد.

در کل، این شعر جشن بهار و شادی‌های آن را توصیف می‌کند و نشان‌دهنده‌ی زیبایی‌های عشق و دوستی است. مولانا با استفاده از تصاویر زیبا و نمادهای طبیعی، احساسات عاشقانه و شوق زندگی را بیان می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۹ از دیوان شمس مولانا؛ تو از خواری همی نالی نمی‌بینی عنایت‌ها …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۸ از دیوان شمس مولانا؛ رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.