غزل شماره ۶۱ از دیوان شمس مولانا؛ هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را …

غزل شماره ۶۱ از دیوان شمس مولانا را در روزانه بخوانید. مولانا یکی از بزرگ‌ترین عارفان تاریخ اسلام است و غزلیات او به عنوان یک منبع مهم در عرفان اسلامی شناخته می‌شوند. این اشعار به بررسی روابط میان انسان و خداوند و جستجوی حقیقت می‌پردازند. همچنین غزل شماره ۶۲ از دیوان شمس مولانا؛ بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۶۱ از دیوان شمس مولانا؛ هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را ...

غزل شماره ۶۱

هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را

تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را

منم ناکام کام تو برای صید و دام تو

گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را

چه داند دام بیچاره فریب مرغ آواره

چه داند یوسف مصری نتیجه شور و غوغا را

گریبان گیر و این جا کش کسی را که تو خواهی خوش

که من دامم تو صیادی چه پنهان صنعتی یارا

چو شهر لوط ویرانم چو چشم لوط حیرانم

سبب خواهم که واپرسم ندارم زهره و یارا

اگر عطار عاشق بد سنایی شاه و فایق بد

نه اینم من نه آنم من که گم کردم سر و پا را

یکی آهم کز این آهم بسوزد دشت و خرگاهم

یکی گوشم که من وقفم شهنشاه شکرخا را

خمش کن در خموشی جان کشد چون کهربا آن را

که جانش مستعد باشد کشاکش‌های بالا را

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۰ از دیوان شمس مولانا؛ ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۹ از دیوان شمس مولانا؛ تو از خواری همی نالی نمی‌بینی عنایت‌ها …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، مولانا، است و در آن به موضوعات عشق، فراق و احساسات عمیق انسانی پرداخته شده است. بیایید این شعر را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. درخواست از محبوب: شاعر در ابتدای شعر به محبوب خود (که او را زهره می‌نامد) می‌گوید که گوش او را بگیرد و دل او را تحت تأثیر قرار دهد. این نشان‌دهنده‌ی محبت عمیق و آرزوی شاعر برای جلب توجه محبوبش است.

2. ناامیدی در عشق: شاعر خود را ناکام می‌داند و می‌گوید که برای شکار عشق محبوبش تلاش می‌کند، اما در این راه با موانع زیادی روبروست. او گاهی بر بام محبوبش و گاهی در دشت‌ها سرگردان است.

3. فریب عشق: شاعر به این نکته اشاره می‌کند که نمی‌داند چگونه دام عشق او (محبوب) می‌تواند یک مرغ آواره (عاشق) را فریب دهد. او همچنین به داستان یوسف و زلیخا اشاره می‌کند و می‌گوید که نتیجه‌ی این شور و غوغا چیست.

4. احساسات عاشقانه: شاعر از محبوبش می‌خواهد که کسی را بگیرد که او را دوست دارد. او خود را به عنوان دام و محبوب را به عنوان صیاد توصیف می‌کند و از او می‌خواهد که هنر عشق را به نمایش بگذارد.

5. وضعیت ناگوار: شاعر احساس می‌کند که مانند شهر لوط ویران است و چشمانش حیران مانده‌اند. او می‌خواهد بداند چه چیزی باعث این وضعیت شده است، اما جرأت پرسیدن ندارد.

6. مقایسه با دیگر شاعران: شاعر به عطار و سنایی اشاره می‌کند و می‌گوید که نه مانند آنهاست و نه توانسته است خود را پیدا کند. او گم شده است و نمی‌داند کجا برود.

7. آه عاشقانه: شاعر بیان می‌کند که آتش آه او می‌تواند دشت‌ها و خرگاه‌ها را بسوزاند. او خود را وقف محبوبش کرده است.

8. خموشی و سکوت: در پایان، شاعر به خموشی اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کسی در سکوت بماند، جانش مانند کهربا (ماده‌ای با خاصیت جذب) کشیده خواهد شد و باید با چالش‌های زندگی مواجه شود.

در کل، این شعر به زیبایی احساسات عمیق عاشقانه، ناامیدی، و تلاش برای جلب توجه محبوب را بیان می‌کند. شاعر در تلاش است تا عشق خود را ابراز کند و در عین حال از درد فراق و جدایی رنج می‌برد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۸ از دیوان شمس مولانا؛ رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۷ از دیوان شمس مولانا؛ مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.