غزل شماره ۵۷ از دیوان شمس مولانا؛ مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را …
غزل شماره ۵۷ از دیوان شمس مولانا را در روزانه آماده کرده ایم. غزلیات مولانا نه تنها از نظر ادبی ارزشمند هستند، بلکه به عنوان یک منبع غنی از اندیشههای عرفانی و انسانی نیز شناخته میشوند. این اشعار همچنان الهامبخش نسلهای مختلف بوده و تأثیر عمیقی بر فرهنگ و ادبیات ایران و جهان دارند. همچنین غزل شماره ۵۸ از دیوان شمس مولانا؛ رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۷
مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
که صد فردوس میسازد جمالش نیم خاری را
مکانها بیمکان گردد زمینها جمله کان گردد
چو عشق او دهد تشریف یک لحظه دیاری را
خداوندا زهی نوری لطافتبخش هر حوری
که آب زندگی سازد ز روی لطف ناری را
چو لطفش را بیفشارد هزاران نوبهار آرد
چه نقصان گر ز غیرت او زند برهم بهاری را
جمالش آفتاب آمد جهان او را نقاب آمد
ولیکن نقش کی بیند به جز نقش و نگاری را
جمال گل گواه آمد که بخششها ز شاه آمد
اگر چه گل بِنَشناسد هوای سازواری را
اگر گل را خبر بودی همیشه سرخ و تر بودی
اَزیرا آفتی نایَد حیات هوشیاری را
به دست آور نگاری تو کز این دستست کار تو
چرا باید سپردن جان نگاری جانسپاری را
ز شمس الدین تبریزی منم قاصد به خون ریزی
که عشقی هست در دستم که ماند ذوالفقاری را
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۶ از دیوان شمس مولانا؛ عطارد مشتری باید، متاع آسمانی را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۵ از دیوان شمس مولانا؛ شب قدر است جسم تو کز او یابند دولتها …
تفسیر این شعر

این شعر از مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) است و به موضوع عشق الهی و زیباییهای معنوی میپردازد. در ادامه، این شعر را به زبان سادهتر توضیح میدهم:
بیت اول:
ای مسلمانان، چه باید گفت درباره یاری که زیبایی او از هر چیز دیگری بیشتر است و بهشت را میسازد.
بیت دوم:
هر مکانی بیمعنا میشود و زمینها بیارزش میگردند، وقتی عشق او به انسانها ارزش و مقام میدهد.
بیت سوم:
خداوندا، تو نور لطیفی هستی که به هر حوری (زن زیبا) زندگی میبخشی و از لطف خود آب حیات را به ما میدهی.
بیت چهارم:
اگر لطف او بر ما نازل شود، هزاران بهار تازه خواهد آمد. چه ضرری دارد اگر غیرت او، بهار را بر هم بزند؟
بیت پنجم:
زیبایی او مانند آفتاب است و جهان به خاطر او روشن شده است، اما تنها نقش و نگارهای ظاهری را میبینیم و نمیتوانیم حقیقت او را درک کنیم.
بیت ششم:
زیبایی گل نشانهای است از بخششهای خداوند. اگرچه گل نمیتواند هوای خاصی را بشناسد، ولی زیبایی او نشاندهندهی لطف شاه است.
بیت هفتم:
اگر گل میدانست که چقدر زیباست، همیشه سرخ و شاداب بود، زیرا هیچ آفتی نمیتواند به حیات هوشیار آسیب برساند.
بیت هشتم:
به دست آور نگاری که کار توست و به خاطر آن جان خود را فدای او کن. چرا باید جان را به کسی بسپاریم که جانش را فدای ما کرده است؟
بیت نهم:
من از شمس الدین تبریزی پیامآور عشق هستم و عشقی در دلم دارم که مانند ذوالفقار (شمشیر علی) همواره پایدار است.
این شعر به زیبایی عشق الهی و تأثیر آن بر زندگی انسانها را توصیف میکند و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند همه چیز را معنا ببخشد. مولوی با استفاده از تصاویر زیبا و نمادها، احساسات عمیق خود را بیان کرده است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۴ از دیوان شمس مولانا؛ از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۳ از دیوان شمس مولانا؛ عشق تو آورد قدح پر ز بلاها گفتم می مینخورم پیش تو شاها …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










