غزل شماره ۵۵ از دیوان شمس مولانا؛ شب قدر است جسم تو کز او یابند دولتها …
غزل شماره ۵۵ از دیوان شمس مولانا را در روزانه خوانده و لذت ببرید. مولانا نه تنها از نظر ادبی ارزشمند هستند، بلکه به عنوان یک منبع غنی از اندیشههای عرفانی و انسانی نیز شناخته میشوند. این اشعار همچنان الهامبخش نسلهای مختلف بوده و تأثیر عمیقی بر فرهنگ و ادبیات ایران و جهان دارند. همچنین غزل شماره ۵۶ از دیوان شمس مولانا؛ عطارد مشتری باید، متاع آسمانی را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۵
شب قدر است جسم تو کز او یابند دولتها
مه بدرست روح تو کز او بشکافت ظلمتها
مگر تقویم یزدانی که طالعها در او باشد
مگر دریای غفرانی کز او شویند زلتها
مگر تو لوح محفوظی که درس غیب از او گیرند
و یا گنجینه رحمت کز او پوشند خلعتها
عجب تو بیت معموری که طوافانش املاکند
عجب تو رق منشوری کز او نوشند شربتها
و یا آن روح بیچونی کز اینها جمله بیرونی
که در وی سرنگون آمد تأملها و فکرتها
ولی برتافت بر چونها مشارقهای بیچونی
بر آثار لطیف تو غلط گشتند الفتها
عجایب یوسفی چون مه که عکس اوست در صد چه
از او افتاده یعقوبان به دام و جاه ملتها
چو زلف خود رسن سازد ز چههاشان براندازد
کشدشان در بر رحمت رهاندشان ز حیرتها
چو از حیرت گذر یابد صفات آن را که دریابد
خمش که بس شکسته شد عبارتها و عبرتها
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۴ از دیوان شمس مولانا؛ از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۳ از دیوان شمس مولانا؛ عشق تو آورد قدح پر ز بلاها گفتم می مینخورم پیش تو شاها …
تفسیر این شعر

این شعر زیبا از مولانا جلالالدین رومی به توصیف مقام و جایگاه معنوی انسان و ویژگیهای روحانی او میپردازد. بیایید این شعر را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. شب قدر است جسم تو کز او یابند دولتها: بدن تو مانند شب قدر است که در آن، برکتها و نعمتها به دست میآید.
2. مه بدرست روح تو کز او بشکافت ظلمتها: روح تو مانند ماهی درخشان است که تاریکیها را میشکافد و نور میآورد.
3. مگر تقویم یزدانی که طالعها در او باشد: آیا تو مانند تقویم الهی نیستی که سرنوشتها در آن نوشته شده است؟
4. مگر دریای غفرانی کز او شویند زلتها: یا مانند دریای بخشش هستی که گناهان را در خود شستشو میدهد؟
5. مگر تو لوح محفوظی که درس غیب از او گیرند: آیا تو لوح محفوظ نیستی که علم غیب از آن گرفته میشود؟
6. و یا گنجینه رحمت کز او پوشند خلعتها: یا مانند گنجینهای از رحمت هستی که نعمتها و بخششها از آن بیرون میآید؟
7. عجب تو بیت معموری که طوافانش املاکند: شگفتانگیز است که تو مانند خانهای آباد هستی که دور آن طواف میکنند.
8. عجب تو رق منشوری کز او نوشند شربتها: شگفتانگیز است که تو مانند نوشتهای هستی که از آن، شربتهای شیرین مینوشند.
9. و یا آن روح بیچونی کز اینها جمله بیرونی: یا شاید تو روحی هستی که هیچچیز ندارد و همه چیز از بیرون به تو تعلق دارد.
10. که در وی سرنگون آمد تأملها و فکرتها: در این روح، همه تفکرات و تأملات به زمین افتادهاند.
11. ولی برتافت بر چونها مشارقهای بیچونی: اما تو بر این چیزها غلبه کردی و بر تمام شرقهای بیچونی قرار گرفتی.
12. بر آثار لطیف تو غلط گشتند الفتها: بر آثار ظریف و لطیف تو، محبتها و الفتها شکل گرفتند.
13. عجایب یوسفی چون مه که عکس اوست در صد چه: عجایب تو مانند زیبایی یوسف است که در هر صدایی منعکس میشود.
14. از او افتاده یعقوبان به دام و جاه ملتها: یعقوبهایی از عشق تو به دام افتاده و در جاه و مقام ملتها گرفتار شدند.
15. چو زلف خود رسن سازد ز چههاشان براندازد: وقتی زلفهای خود را به عنوان ریسمان میسازد، آنها را از چهها (مشکلات) رها میکند.
16. کشدشان در بر رحمت رهاندشان ز حیرتها: آنها را در آغوش رحمت خود میکشد و از حیرت نجات میدهد.
17. چو از حیرت گذر یابد صفات آن را که دریابد: وقتی کسی از حیرت عبور کند، صفات آن را درک میکند.
18. خمش که بس شکسته شد عبارتها و عبرتها: پس سکوت کن، زیرا بسیاری از عبارات و عبرتها شکسته شدهاند و نمیتوانند حقایق عمیق را بیان کنند.
▎توضیحات کلی:
این شعر به زیبایی به توصیف مقام معنوی انسان و روح او میپردازد. مولانا با استفاده از تشبیهات زیبا، نشان میدهد که انسان میتواند منبع رحمت، علم و زیبایی باشد. او همچنین به ما یادآوری میکند که درک عمیق از حقیقت نیاز به سکوت و تأمل دارد، زیرا بسیاری از مفاهیم عمیقتر از آن هستند که با کلمات بیان شوند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۲ از دیوان شمس مولانا؛ چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۱ از دیوان شمس مولانا؛ گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










