غزل شماره ۳۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ در طلب سستی چو اربابِ هوس کردن چرا؟
غزل شماره ۳۹ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. صائب در غزلیات خود به کارگیری تصاویر شاعرانه و تشبیهات زیبا را به خوبی انجام داده است. این ویژگیها باعث میشود که شعر او برای خواننده جذاب و تاثیرگذار باشد. همچنین غزل شماره ۴۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ آهِ عالمسوز را در سینه دزدیدن چرا؟ … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۳۹
در طلب سستی چو اربابِ هوس کردن چرا؟
راهِ دوری پیشداری، رو به پس کردن چرا
شُکرِ دولت سایه بر بیسایگان افکندن است
این همایِ خوشنشین را در قفس کردن چرا
در خرابآبادِ دنیای دَنی چون عنکبوت
تار و پودِ زندگی دامِ مگس کردن چرا
در ره دوری که میباید نفس دریوزه کرد
عمر صرفِ پوچگویی چون جَرَس کردن چرا
جستجوی گوهری کز دست بیرون میرود
همچو غواصان به جانِ بینفس کردن چرا
پاسِ شأنِ خویش بر اهلِ بصیرت لازم است
چشمهسارِ شهد را دامِ مگس کردن چرا
میشود فریادرس فریاد چون گردد تمام
بُخل در فریاد با فریادرس کردن چرا
میتوان تا مد آهی از پشیمانی کشید
لوحِ دل را تختهٔ مشقِ هوس کردن چرا
جوشِ گل هر غنچه را منقارِِ بلبل میکند
در بهار زندگی از ناله بس کردن چرا
همچو طفلِ خام در بُستانسرای روزگار
کامِ تلخ از میوههای نیمرس کردن چرا
وحشتآبادِ جهان را منزلی در کار نیست
آشیان آماده در کنجِ قفس کردن چرا
هر که پاک است از گناه، آسوده است از گیر و دار
گر نهای خائن، مدارا با عسس کردن چرا
زندگانی با خسیسان میکند دل را سیاه
آبِ حیوان را سبیلِ خار و خس کردن چرا
ترکشِ پُر تیر از رنگینلباسی شد هدف
همچو طفلان جامهٔ رنگین هوس کردن چرا
در ره دوری که برق و باد را سوزد نفس
خوابِ آسایش به امیدِ جرس کردن چرا
در تجلیزارِ چون آیینهٔ کوتاهبین
اقتباسِ روشنایی از قَبَس کردن چرا
نفسِ بدکردار صائب قابلِ تعلیم نیست
این سگِ دیوانه را چندین مَرَس کردن چرا؟
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ در هوای کامِ دنیا میفشانی جان چرا؟
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ غیر حق را میدهی ره در حریمِ دل چرا؟
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، به موضوعات مختلفی از جمله عشق، زندگی، هوس و معنای واقعی خوشبختی پرداخته است. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. بیت اول: چرا به دنبال لذتهای زودگذر هستی؟ وقتی که راهی که در پیش داری خیلی طولانی است، چرا به عقب برمیگردی؟
2. بیت دوم: شکرگزاری برای نعمتهایی که داریم، مثل سایهای بر سر بیسایگان است. چرا باید این پرنده خوشبخت را در قفس نگه داریم؟
3. بیت سوم: در دنیای خراب و فانی، زندگی مثل تار عنکبوت است. چرا باید این تار و پود را دام مگسها کنیم و بگذاریم در تله بیفتند؟
4. بیت چهارم: در راهی که باید برای زندگی تلاش کرد، چرا عمر را صرف حرفهای بیفایده میکنی؟
5. بیت پنجم: چرا به دنبال گوهری هستی که از دستت رفته است؟ مثل غواصانی که برای پیدا کردن جواهر جانشان را به خطر میاندازند.
6. بیت ششم: پاسداری از شأن خود در برابر افراد با بصیرت ضروری است. چرا باید چشمهسار شیرین را به دام مگسها بسپاریم؟
7. بیت هفتم: وقتی فریاد تمام میشود، چه کسی میتواند فریادرس باشد؟ چرا باید بخیل باشیم و فریاد را با فریادرس اشتباه کنیم؟
8. بیت هشتم: میتوان تا زمانی که پشیمان هستیم آه کشید. چرا باید دل خود را تختهمشق هوسها کنیم؟
9. بیت نهم: جوش گل هر غنچهای را به بلبل میدهد. چرا باید در بهار زندگی از ناله و شکایت دست برداریم؟
10. بیت دهم: مثل کودکی خام در باغ روزگار، چرا باید از میوههای نارس و تلخ بخوریم؟
11. بیت یازدهم: این جهان وحشتزا هیچ منزلگاهی ندارد. چرا باید آشیانهامان را در کنج قفس بسازیم؟
12. بیت دوازدهم: کسی که از گناه پاک است، از مشکلات آسوده است. اگر خائن نیستی، چرا باید با مأموران مدارا کنی؟
13. بیت سیزدهم: زندگی با افراد خسیس دل انسان را سیاه میکند. چرا باید آب حیوانات را با خار و خس آلوده کنیم؟
14. بیت چهاردهم: تیرکهای پر از تیر هدف لباس رنگین شدهاند. چرا باید مانند بچهها به لباسهای رنگین هوس کنیم؟
15. بیت پانزدهم: در راهی که برق و باد نفس را میسوزاند، چرا باید خواب آسایش را به امید جرس بگذاریم؟
16. بیت شانزدهم: در دنیای روشنایی که مانند آینه است، چرا باید از نور الهام بگیریم؟
17. بیت هفدهم: نفس بدکردار آموزشپذیر نیست. چرا باید این سگ دیوانه را بارها و بارها تربیت کنیم؟
به طور کلی، این شعر به نقد رفتارهای انسانی و هوسهای زودگذر پرداخته و بر اهمیت تفکر عمیق و زندگی معنادار تأکید دارد. صائب تبریزی با استفاده از تصاویری زیبا و مفاهیم عمیق، خواننده را به تأمل درباره زندگی و انتخابهایش دعوت میکند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ چشم میپوشی ازان رخسارِ جانپرور چرا؟
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ جانِ عرشی، فرشِ در زندانِ تن باشد چرا؟
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










