غزل شماره ۳۵ از دیوان شمس مولانا؛ ای یار ما، دلدار ما، ای عالم اسرار ما …
غزل شماره ۳۵ از دیوان شمس مولانا را در روزانه بخوانید. غزلیات مولانا تأثیر بسیاری بر شاعران بعدی داشتهاند. بسیاری از شاعران بزرگ فارسیزبان تحت تأثیر اندیشهها و سبک شعری او قرار گرفتهاند و از مضامین او الهام گرفتهاند. همچنین غزل شماره ۳۶ از دیوان شمس مولانا؛ خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیا … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۳۵
ای یار ما، دلدار ما، ای عالم اسرار ما
ای یوسف دیدار ما، ای رونق بازار ما
نک بر دمِ امسال ما، خوش عاشق آمد پار ما
ما مفلسانیم و تویی، صد گنج و صد دینار ما
ما کاهلانیم و تویی، صد حج و صد پیکار ما
ما خفتگانیم و تویی، صد دولت بیدار ما
ما خستگانیم و تویی، صد مرهم بیمار ما
ما بس خرابیم و تویی، هم از کرم معمار ما
من دوش گفتم عشق را ای خسرو عیار ما
سر درمکش، منکر مشو، تو بُردهای دستار ما
واپس جوابم داد او، نی از توست این کار ما
چون هرچ گویی وا دهد، همچون صدا کُهسار ما
من گفتمش خود ما کهیم و این صدا گفتار ما
زیرا که که را اختیاری نبود ای مختار ما
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۴ از دیوان شمس مولانا؛ ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۳ از دیوان شمس مولانا؛ مِی دِه گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجا …
تفسیر این شعر

این شعر به زیبایی احساسات عشق و وابستگی به محبوب را بیان میکند. در ادامه، هر بخش را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. ای یار ما، دلدار ما، ای عالم اسرار ما:
• شاعر به محبوب خود خطاب میکند و او را یار و دلدار خود مینامد. او را به عنوان کسی میبیند که اسرار عشق را میداند.
2. ای یوسف دیدار ما، ای رونق بازار ما:
• محبوب را به یوسف تشبیه میکند، یعنی کسی که دیدارش باعث خوشحالی و رونق زندگی است.
3. نک بر دمِ امسال ما، خوش عاشق آمد پار ما:
• شاعر اشاره میکند که امسال زمان خوبی برای عشق است و در سال گذشته عاشق خوشحال بوده است.
4. ما مفلسانیم و تویی، صد گنج و صد دینار ما:
• شاعر و دوستانش را فقیر میداند، اما محبوب را به عنوان منبع ثروت و داراییهای خود معرفی میکند.
5. ما کاهلانیم و تویی، صد حج و صد پیکار ما:
• آنها را تنبل میبیند، اما محبوب را به عنوان کسی که ارزشهای بزرگ (مثل حج و جنگ) را به آنها میدهد.
6. ما خفتگانیم و تویی، صد دولت بیدار ما:
• آنها را خوابآلود میداند، ولی محبوب را به عنوان بیدارکننده و منبع قدرت معرفی میکند.
7. ما خستگانیم و تویی، صد مرهم بیمار ما:
• شاعر از خستگی خود سخن میگوید و محبوب را به عنوان درمانگر دردها و مشکلاتش معرفی میکند.
8. ما بس خرابیم و تویی، هم از کرم معمار ما:
• شاعر و دوستانش را خراب و بیساخت میداند، اما محبوب را معمار زندگیشان میبیند که با کرمش آنها را میسازد.
9. من دوش گفتم عشق را ای خسرو عیار ما:
• شاعر در شب گذشته با عشق صحبت کرده است و محبوب را به عنوان شاهزادهای با ارزش خطاب میکند.
10. سر درمکش، منکر مشو، تو بُردهای دستار ما:
• از محبوب میخواهد که سر خود را پنهان نکند و انکار نکند که او باعث افتخار و عزت آنهاست.
11. واپس جوابم داد او، نی از توست این کار ما:
• محبوب پاسخ میدهد که این کارها (عشق و وابستگی) از خود شماست و نه از من.
12. چون هرچ گویی وا دهد، همچون صدا کُهسار ما:
• هر چیزی که بگوید، به نظر میرسد که مانند صدای کوهها بازتاب پیدا میکند.
13. من گفتمش خود ما کهیم و این صدا گفتار ما:
• شاعر به محبوب میگوید که خود ما هستیم که این احساسات را داریم و این صدا (عشق) گفتار ماست.
14. زیرا که که را اختیاری نبود ای مختار ما:
• در نهایت، شاعر بیان میکند که هیچ کس در این احساسات اختیاری ندارد و این عشق طبیعی است.
به طور کلی، این شعر بیانگر عشق عمیق و وابستگی شاعر به محبوبش است و نشاندهندهی این است که چگونه محبوب به زندگی او معنا و ارزش میبخشد.
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۲ از دیوان شمس مولانا؛ دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی …
مطلب مشابه: غزل شماره ۳۱ از دیوان شمس مولانا؛ بادا مبارک در جهان سور و عروسیهای ما










