غزل شماره ۲۵ از غزلیات حافظ؛ شکفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست
غزل شماره ۲۵ از غزلیات حافظ را برای شما دوستان قرار دادهایم. غزلیات حافظ به موضوعاتی چون عشق الهی و عشق زمینی پرداخته و این دو را به شکلی هنرمندانه در هم آمیخته است. این موضوعات برای بسیاری از خوانندگان جذاب و قابل تأمل هستند. همچنین غزل شماره ۲۶ از غزلیات حافظ را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۲۵
شکفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست
صَلایِ سرخوشی، ای صوفیانِ باده پرست
اساسِ توبه که در محکمی چو سنگ نُمود
ببین که جامِ زُجاجی چه طُرفهاش بشکست
بیار باده که در بارگاهِ استغنا
چه پاسبان و چه سلطان، چه هوشیار و چه مست
از این رِباط دو در، چون ضرورت است رَحیل
رِواق و طاقِ معیشت، چه سربلند و چه پست
مقام عیش میسر نمیشود بیرنج
بلی به حکمِ بلا بستهاند عهدِ الست
به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش میباش
که نیستی است سرانجامِ هر کمال که هست
شکوهِ آصِفی و اسبِ باد و منطقِ طیر
به باد رفت و از او خواجه هیچ طَرف نبست
به بال و پَر مرو از ره که تیرِ پرتابی
هوا گرفت زمانی، ولی به خاک نشست
زبانِ کِلکِ تو حافظ چه شُکرِ آن گوید
که گفتهٔ سخنت میبرند دست به دست
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۴ از غزلیات حافظ (مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست)
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۳ از غزلیات حافظ (خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست)
تفسیر این شعر

این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، به زیبایی احساسات و مفاهیم عمیق انسانی را بیان میکند. در ادامه، شعر را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. شکفته شدن گل و بلبل مست: در اینجا گل سرخ (حَمرا) باز شده و بلبل به خاطر زیبایی آن شاد و مست شده است. این تصویر نمادین به شادی و زیبایی زندگی اشاره دارد.
2. صوفیان باده پرست: حافظ به صوفیان اشاره میکند که به نوشیدن شراب (نماد شادی و عشق) علاقهمند هستند.
3. توبه و شکستن جام: او به توبهای اشاره میکند که محکم است، اما در عوض، جام شیشهای (نماد لذت و خوشی) شکسته میشود. این نشاندهنده تضاد بین آرزوها و واقعیتهای زندگی است.
4. بارگاه استغنا: حافظ از جایی صحبت میکند که همه به دنبال خوشی و آزادی هستند، چه قدرتمند و چه ضعیف. در اینجا، او به بیتفاوتی انسانها نسبت به همدیگر اشاره میکند.
5. رَحیل از رِباط دو در: این بخش به زندگی و ضرورتهای آن اشاره دارد. گویی انسانها باید از محدودیتها عبور کنند تا به زندگی بهتر برسند.
6. مقام عیش و رنج: حافظ بیان میکند که برای رسیدن به شادی و لذت، باید رنج کشید. این یک حقیقت زندگی است که هیچ چیز بدون تلاش به دست نمیآید.
7. هست و نیست مرنجان: او به ما توصیه میکند که به وجود و عدم اهمیت ندهیم، زیرا نهایتاً همه چیز به عدم ختم میشود.
8. شکوه آصِفی و اسب باد: این بخش به ناپایداری زندگی اشاره دارد. هر چیزی که در این دنیا وجود دارد، در نهایت از بین میرود.
9. پرواز و تیر پرتابی: حافظ میگوید که مانند پرندهای که پرواز میکند، انسانها نیز ممکن است در زندگی خود دچار مشکلات شوند، اما در نهایت باید بر زمین فرود بیایند.
10. زبانِ کِلک: در پایان، حافظ به قدرت کلام خود اشاره میکند و اینکه سخنانش ارزشمند است و از دست به دست میچرخد.
به طور کلی، شعر حافظ دعوتی است به زندگی با لذت و شادی، حتی در مواجهه با سختیها و ناپایداریهای آن. او ما را تشویق میکند که از لحظات زندگی لذت ببریم و به زیباییها توجه کنیم.
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۲ از غزلیات حافظ؛ چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۱ از غزلیات حافظ (دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست)
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










