غزل شماره ۲۴ از غزلیات حافظ (مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست)

غزل شماره ۲۴ از غزلیات حافظ را در روزانه بخوانید. غزلیات حافظ در مناسبت‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی، مانند نوروز و جشن‌ها، خوانده می‌شوند و بخشی از فرهنگ شفاهی ایرانیان را تشکیل می‌دهند.

غزل شماره ۲۴ از غزلیات حافظ (مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست)

غزل شماره ۲۴

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز الست

من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشق

چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا

که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست

کمر کوه کم است از کمر مور این جا

ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست

به جز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد

زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست

جان فدای دهنش باد که در باغ نظر

چمن آرای جهان، خوشتر از این غنچه نبست

حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد

یعنی از وصل تواش نیست به جز باد به دست

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۳ از غزلیات حافظ (خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست)

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۲ از غزلیات حافظ؛ چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، به موضوعات عشق، عرفان و روحانیت می‌پردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست 

   در اینجا شاعر می‌گوید که او از مسائلی مثل اطاعت و پیمان شکنی و کارهای نیک خسته شده است. او به نوعی از این مسائل دوری می‌کند و به دنبال چیزهای عمیق‌تر و معنوی‌تر است.

2. که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز الست 

   شاعر اشاره می‌کند که او در روز الست (روز پیمان گرفتن روح‌ها) به خاطر عشق و مستی‌اش شناخته شده است. او به نوعی به مقام و مقاماتی که در عشق دارد، اشاره می‌کند.

3. من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشق 

   اینجا شاعر می‌گوید که وقتی در عشق غرق شد، خود را پاک کرده و آماده شده است. وضو گرفتن در اینجا به معنای پاک شدن از گناهان و آماده شدن برای ارتباط با خدا یا عشق است.

4. چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست 

   او با صدای بلند (تکبیر) بر همه چیزهایی که وجود دارند، اعلام می‌کند. این نشان‌دهنده‌ی شور و شوق او در عشق و ارتباطش با حقیقت است.

5. می بده تا دهمت آگهی از سر قضا 

   شاعر از محبوبش می‌خواهد که به او شراب بدهد تا بتواند او را از سرنوشت و قضا آگاه کند. این نشان‌دهنده‌ی جستجوی حقیقت و معنا در زندگی است.

6. که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست 

   او می‌خواهد بداند که به خاطر چه کسی عاشق شده و از چه چیزی مست شده است. این نشان‌دهنده‌ی جستجوی هویت و معنا در عشق است.

7. کمر کوه کم است از کمر مور این جا 

   در اینجا شاعر می‌گوید که حتی کمر کوه هم در برابر کمر یک مور (حشره‌ای کوچک) ناچیز است. این نشان‌دهنده‌ی عظمت عشق و روحانیت است.

8. ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست 

   او به باده‌پرستان (عاشقان) توصیه می‌کند که از رحمت خدا ناامید نشوند. این نشان‌دهنده‌ی امیدواری و ایمان به رحمت الهی است.

9. به جز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد 

   شاعر اشاره می‌کند که فقط آن کسی که چشمانش مانند نرگس (گل زیبا) است، می‌تواند او را ببیند و بفهمد. این نشان‌دهنده‌ی زیبایی و جذابیت محبوب است.

10. زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست 

    او می‌گوید که هیچ‌کس در زیر طاق فیروزه‌ای خوشحال نیست، به جز خود او. این نشان‌دهنده‌ی تنهایی شاعر در جستجوی عشق واقعی است.

11. جان فدای دهنش باد که در باغ نظر 

    شاعر می‌گوید که جانش فدای لب‌های محبوبش است، زیرا او را در باغ زیبایی (باغ نظر) می‌بیند.

12. چمن آرای جهان، خوشتر از این غنچه نبست 

    او بیان می‌کند که هیچ چیزی در جهان زیباتر از این غنچه (محبوب) نیست.

13. حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد 

    در پایان، شاعر می‌گوید که عشق محبوبش او را مانند سلیمان (پادشاه بزرگ) کرده است. این نشان‌دهنده‌ی قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی انسان است.

14. یعنی از وصل تواش نیست به جز باد به دست 

    در آخرین بیت، حافظ می‌گوید که از وصل محبوبش چیزی جز باد (هوا) ندارد، یعنی عشق او ناملموس است و نمی‌تواند آن را به طور کامل درک کند.

به طور کلی، این شعر درباره‌ی جستجوی عشق، زیبایی، روحانیت و امیدواری صحبت می‌کند و بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق الهی و انسانی است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۱ از غزلیات حافظ (دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست)

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۰ از غزلیات حافظ / روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

دسترسی سریع

فال و سرگرمی امروز

فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.

فال امروز ماه تولدت انتخاب فقط در همین مرورگر ذخیره می‌شود.
امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.