غزل شماره ۲۳ از غزلیات سعدی؛ رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما

غزل شماره ۲۳ از غزلیات سعدی را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. غزلیات سعدی به نوعی فلسفه زندگی را نیز در خود دارند. او با بیان نکات اخلاقی و اجتماعی، به خوانندگان یادآوری می‌کند که چگونه باید در زندگی عمل کنند و به چه ارزش‌هایی پایبند باشند. پیشنهاد می کنیم که غزل شماره ۲۴ از غزلیات سعدی را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۲۳ از غزلیات سعدی؛ رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما

غزل شماره ۲۳

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما

فرمای خدمتی که برآید ز دست ما

برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک

هر جا که هست بی‌تو نباشد نشست ما

با چون خودی درافکن اگر پنجه می‌کنی

ما خود شکسته‌ایم چه باشد شکست ما؟

جرمی نکرده‌ام که عقوبت کند ولیک

مردم به شرع می‌نکشد ترک مست ما

شکر خدای بود که آن بت وفا نکرد

باشد که توبه‌ای بکند بت‌پرست ما

سعدی نگفتمت که به سرو بلند او

مشکل توان رسید به بالای پست ما

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۲ از غزلیات سعدی (من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را)

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۱ از غزلیات سعدی؛ تفاوتی نکند قدر پادشایی را

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از سعدی، یکی از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌زبان، حاوی احساسات عمیق و موضوعاتی چون عشق، تنهایی و ناامیدی است. حالا به زبان ساده‌تر و با توضیحات مناسب به هر بیت می‌پردازیم:

1. “رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما”: اگر ما برویم و تو از این که در کنار ما نیستی ناراحت شوی، این نشان‌دهنده‌ی اهمیت ما برای توست.

2. “فرمای خدمتی که برآید ز دست ما”: اگر ما رفتیم و تو ناراحت شدی، بگو چه کمکی از دست ما برمی‌آید تا برایت انجام دهیم.

3. “برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک”: وقتی ما برخاستیم، یاد تو در وجود ما به قدری قوی است که هر جا برویم، بدون تو احساس غم می‌کنیم.

4. “هر جا که هست بی‌تو نباشد نشست ما”: هر جایی که برویم، بدون تو نمی‌توانیم آرامش داشته باشیم.

5. “با چون خودی درافکن اگر پنجه می‌کنی”: اگر تو به ما آسیب می‌زنی یا به ما حمله می‌کنی، خودت را با چه کسی مقایسه می‌کنی؟

6. “ما خود شکسته‌ایم چه باشد شکست ما؟”: ما خودمان هم در درون شکسته‌ایم؛ بنابراین شکست ما چه اهمیتی دارد؟

7. “جرمی نکرده‌ام که عقوبت کند ولیک”: من هیچ کار خطایی نکرده‌ام که سزاوار مجازات باشم، اما…

8. “مردم به شرع می‌نکشد ترک مست ما”: مردم به قوانین دینی پایبند هستند و نمی‌توانند به خاطر مستی ما را سرزنش کنند.

9. “شکر خدای بود که آن بت وفا نکرد”: خدا را شکر می‌کنم که آن معشوق وفادار نبود و به من خیانت کرد.

10. “باشد که توبه‌ای بکند بت‌پرست ما”: شاید او (معشوق) روزی توبه کند و از کارهایش پشیمان شود.

11. “سعدی نگفتمت که به سرو بلند او”: سعدی (شاعر) به تو گفته بود که رسیدن به آن معشوق زیبا و بلندمرتبه کار آسانی نیست.

12. “مشکل توان رسید به بالای پست ما”: رسیدن به جایگاه او (معشوق) برای کسی که در پایین است، بسیار دشوار است.

این شعر به زیبایی احساسات عاشقانه، تنهایی و ناامیدی را بیان می‌کند و نشان می‌دهد که عشق می‌تواند هم باعث شادی و هم دردسر باشد. شاعر در این شعر از عشق خود می‌گوید و اینکه چگونه یاد معشوق همیشه در ذهن او باقی مانده است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۰ از غزلیات سعدی؛ لاابالی چه کند دفتر دانایی را

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۹ از غزلیات سعدی؛ کمان سخت که داد آن لطیف بازو را؟

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.