غزل شماره ۲۲ از غزلیات سعدی (من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را)
غزل شماره ۲۲ از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. سعدی در غزلیات خود به بررسی عواطف و احساسات انسانی میپردازد. عشق، دوستی، غم، شادی و دیگر احساسات انسانی در اشعار او به خوبی نمایان است و این باعث ارتباط عمیقتری با خوانندگان میشود. پیشنهاد می کنیم که غزل شماره ۲۳ از غزلیات سعدی را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۲۲
من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را
وین دلآویزی و دلبندی نباشد موی را
روی اگر پنهان کند سنگیندلِ سیمینبدن
مشک غمازست نتواند نهفتن بوی را
ای موافقصورتومعنی که تا چشم من است
از تو زیباتر ندیدم روی و خوشتر خوی را
گر به سر میگردم از بیچارگی عیبم مکن
چون تو چوگان میزنی جرمی نباشد گوی را
هر که را وقتی دمی بودست و دردی سوختهست
دوست دارد نالهٔ مستان و هایاهوی را
ما ملامت را به جان جوییم در بازار عشق
کنج خلوت پارسایان سلامتجوی را
بوستان را هیچ دیگر در نمیباید به حسن
بلکه سروی چون تو میباید کنار جوی را
ای گل خوشبوی اگر صد قرن باز آید بهار
مثل من دیگر نبینی بلبل خوشگوی را
سعدیا گر بوسه بر دستش نمییاری نهاد
چاره آن دانم که در پایش بمالی روی را
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۱ از غزلیات سعدی؛ تفاوتی نکند قدر پادشایی را
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۰ از غزلیات سعدی؛ لاابالی چه کند دفتر دانایی را
تفسیر این شعر

این شعر از حافظ شیرازی است و به زیبایی عشق و جذابیت معشوق پرداخته است. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را
*تعبیر ساده*: من هیچ وقت چهرهای به این زیبایی ندیدهام.
*توضیح*: شاعر از زیبایی معشوقش شگفتزده است و آن را بینظیر میداند.
2. وین دلآویزی و دلبندی نباشد موی را
*تعبیر ساده*: این جذابیت و دلبستگی که در موهای توست، قابل مقایسه نیست.
*توضیح*: شاعر به زیبایی موهای معشوق اشاره میکند که دلانگیز است.
3. روی اگر پنهان کند سنگیندلِ سیمینبدن
*تعبیر ساده*: اگر معشوق با دل سنگینش چهرهاش را پنهان کند،
*توضیح*: شاعر اشاره دارد که حتی اگر معشوق خود را پنهان کند، زیبایی او قابل انکار نیست.
4. مشک غمازست نتواند نهفتن بوی را
*تعبیر ساده*: بوی خوش او مانند مشک است و نمیتواند پنهان بماند.
*توضیح*: شاعر میگوید که حتی اگر معشوق خود را پنهان کند، بوی خوش او قابل تشخیص است.
5. ای موافقصورتومعنی که تا چشم من است
*تعبیر ساده*: ای کسی که زیبایی ظاهری و باطنیات با هم هماهنگ است،
*توضیح*: شاعر به هماهنگی زیبایی ظاهری و باطنی معشوق اشاره میکند.
6. از تو زیباتر ندیدم روی و خوشتر خوی را
*تعبیر ساده*: من هیچ کس را زیباتر از تو و با شخصیتتر از تو ندیدهام.
*توضیح*: شاعر تأکید میکند که معشوقش در زیبایی و شخصیت بینظیر است.
7. گر به سر میگردم از بیچارگی عیبم مکن
*تعبیر ساده*: اگر من در حال دیوانگی هستم، به خاطر بیچارگی من است، پس مرا سرزنش نکن.
*توضیح*: شاعر از احساس ناامیدی و دیوانگی خود در عشق سخن میگوید.
8. چون تو چوگان میزنی جرمی نباشد گوی را
*تعبیر ساده*: وقتی تو مانند چوگان بازی میکنی، گوی (من) گناهی ندارد.
*توضیح*: شاعر میگوید که عشق معشوق او را به دیوانگی کشانده و این طبیعی است.
9. هر که را وقتی دمی بودست و دردی سوختهست
*تعبیر ساده*: هر کسی که یک لحظه درد کشیده باشد،
*توضیح*: شاعر به دردهای عاشقانه اشاره میکند.
10. دوست دارد نالهٔ مستان و هایاهوی را
*تعبیر ساده*: دوست دارد صدای ناله و شادی مستها را بشنود.
*توضیح*: عاشقان معمولاً از صدای عشق و شادی لذت میبرند.
11. ما ملامت را به جان جوییم در بازار عشق
*تعبیر ساده*: ما در بازار عشق، ملامت و سرزنش را به جان میخریم.
*توضیح*: شاعر بیان میکند که در عشق، حتی سرزنشها را نیز قبول میکند.
12. کنج خلوت پارسایان سلامتجوی را
*تعبیر ساده*: در گوشهای از دنیا، پارسایان در جستجوی سلامت هستند.
*توضیح*: اشاره به افرادی که در جستجوی آرامش و سلامت روحی هستند.
13. بوستان را هیچ دیگر در نمیباید به حسن
*تعبیر ساده*: هیچ چیز دیگری در باغ نمیتواند با زیبایی تو مقایسه شود.
*توضیح*: شاعر تأکید میکند که زیبایی معشوق بینظیر است.
14. بلکه سروی چون تو میباید کنار جوی را
*تعبیر ساده*: بلکه باید در کنار جوی، سروی مانند تو وجود داشته باشد.
*توضیح*: شاعر معشوق را به یک سرو بلند تشبیه کرده که باید در باغ باشد.
15. ای گل خوشبوی اگر صد قرن باز آید بهار
*تعبیر ساده*: ای گل خوشبو، حتی اگر صد سال دیگر بهار بیاید،
*توضیح*: شاعر به زیبایی معشوق اشاره دارد که همیشه تازه و زیبا خواهد بود.
16. مثل من دیگر نبینی بلبل خوشگوی را
*تعبیر ساده*: مانند من هیچ بلبل خوشگویی را نخواهی دید.
*توضیح*: شاعر خود را به بلبل تشبیه میکند که فقط برای معشوق آواز میخواند.
17. سعدیا گر بوسه بر دستش نمییاری نهاد
*تعبیر ساده*: سعدی، اگر نمیتوانی دست او را ببوسی،
*توضیح*: شاعر به نام سعدی اشاره کرده و میگوید اگر نمیتوانی ابراز عشق کنی،
18. چاره آن دانم که در پایش بمالی روی را
*تعبیر ساده*: چاره این است که صورت خود را بر پای او بمالی.
*توضیح*: اینجا شاعر پیشنهاد میدهد که اگر نمیتوانی عشق خود را به صورت مستقیم نشان دهی، باید با احترام و خضوع ابراز کنی.
در کل، این شعر بیانگر عشق عمیق و زیبایی معشوق است و احساسات عاشقانه شاعر را به تصویر میکشد.
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۹ از غزلیات سعدی؛ کمان سخت که داد آن لطیف بازو را؟
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۸ از غزلیات سعدی؛ ساقی بده آن کوزهٔ یاقوتِ روان را
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










