غزل شماره ۲۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ از جهان تا رشته‌تابی دسترس باشد ترا

غزل شماره ۲۰ از غزلیات صائب تبریزی را برای شما دوستان قرار داده‌ایم. صائب در غزلیات خود به کارگیری تصاویر شاعرانه و تشبیهات زیبا را به خوبی انجام داده است. این ویژگی‌ها باعث می‌شود که شعر او برای خواننده جذاب و تاثیرگذار باشد. پیشنهاد می کنیم که غزل شماره ۲۱ از غزلیات صائب تبریزی را هم بخوانید.

غزل شماره ۲۰ از غزلیات صائب تبریزی

غزل شماره ۲۰

از جهان تا رشته‌تابی دسترس باشد ترا

هر سر خاری درین وادی عسس باشد ترا

چند از آمیزشِ دریای وحدت چون حباب

پرده‌دارِ چشمِ کوته‌بین، نفَس باشد ترا؟

تا تو می‌لرزی به تار و پودِ هستی همچو موج

قسمت از دریای گوهر خار و خس باشد ترا

چشمِ بی شرمِ تو سیری را نمی داند که چیست

در تلاشِ رزق تا حرصِ مگس باشد ترا

چون شرر در سنگ، بی برگی ترا دارد ضعیف

می‌شوی سرکش اگر یک مشتِ خس باشد ترا

می‌شوی افتاده‌تر، هر چند برخیزی ز جا

تا ز مردم دستگیری ملتمس باشد ترا

شرم‌دار از حق، منال از بی کسی چون ناکسان

کیست آخر عالِمِ ناکس که کس باشد ترا

از گرفتارانِ خود، صیاد می‌گیرد خبر

فکرِ روزی، چند در کُنجِ قفس باشد ترا

آرزو کرده‌ است آبستن ترا همچو زنان

زان ز دنیا هر زمان چیزی هوس باشد ترا

صرف در پردازِ دل کن قوّتِ بازوی خویش

در جهانِ تیره صائب تا نفس باشد ترا

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۹ از غزلیات صائب تبریزی (تا توان کردن ز خونِ ما نگارین دست را)

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۸ از غزلیات صائب تبریزی (من ملایم کردم از آه آسمانِ سخت را)

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی است و به مضامین عمیق فلسفی و عرفانی می‌پردازد. در ادامه، این شعر را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. بخش اول:

   شاعر می‌گوید که اگر بخواهی به کسی (محبوب یا هدفی) دسترسی پیدا کنی، باید به دقت و با حوصله عمل کنی. در این دنیا، هر چیزی که به دنبالش هستی، ممکن است به سادگی به دست نیاید و باید برای آن تلاش کنی.

2. بخش دوم:

   شاعر به مفهوم وحدت اشاره می‌کند و می‌گوید که انسان‌ها مانند حباب‌هایی هستند که از دریای واحد برآمده‌اند. کسانی که دیدگاه محدودی دارند، نمی‌توانند زیبایی‌های این وحدت را ببینند و تنها به جنبه‌های سطحی زندگی توجه می‌کنند.

3. بخش سوم:

   او به لرزش و ناپایداری وجود انسان اشاره دارد و می‌گوید که انسان‌ها مانند موج دریا هستند. اگر نتوانند به عمق وجود خود پی ببرند، ممکن است به چیزهای بی‌ارزش (خار و خس) محدود شوند.

4. بخش چهارم:

   شاعر در مورد حرص و طمع انسان‌ها صحبت می‌کند و می‌گوید که چشم‌های بی‌شرم، هیچ وقت سیر نمی‌شوند و همیشه در تلاش برای به دست آوردن بیشتر هستند، مانند مگس که همیشه به دنبال غذا می‌گردد.

5. بخش پنجم:

   او به ضعف انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که اگرچه انسان‌ها ممکن است در ظاهر قوی باشند، اما در واقعیت ضعیف‌اند و اگر فقط بر روی چیزهای بی‌ارزش تمرکز کنند، شکست خواهند خورد.

6. بخش ششم:

   شاعر بیان می‌کند که حتی اگر انسان‌ها تلاش کنند و از زمین بلند شوند، باز هم ممکن است در برابر مشکلات زندگی احساس ضعف کنند. او تأکید می‌کند که باید از دیگران کمک بگیرند و دستگیری از یکدیگر داشته باشند.

7. بخش هفتم:

   در این بخش، شاعر از ترس از تنهایی صحبت می‌کند و می‌گوید که انسان‌ها باید از حق و حقیقت شرمنده نباشند و نباید از بی‌کسی بترسند. او به جستجوی علم و حقیقت تأکید می‌کند.

8. بخش پایانی:

   شاعر به فکر روزی و تأمین معاش اشاره می‌کند و می‌گوید که انسان‌ها مانند صیادانی هستند که در تلاش برای تأمین نیازهای خود هستند. او همچنین بر اهمیت تلاش و کوشش برای رسیدن به اهداف تأکید می‌کند.

این شعر به بررسی مضامین عمیق انسانی، تلاش برای رسیدن به حقیقت، نیاز به همکاری با یکدیگر، و اهمیت شناخت خود و جهان پیرامون می‌پردازد. شاعر با استفاده از تمثیل‌ها و تصاویر زیبا، خواننده را به تفکر درباره زندگی و اهدافش دعوت می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۷ از غزلیات صائب تبریزی (بوی پیراهن دلیلِ راه شد یعقوب را)

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۶ از غزلیات صائب تبریزی (غوطه در دریا دهد آتش‌عنانی آب را)

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.