غزل شماره ۱۷ از غزلیات صائب تبریزی (بوی پیراهن دلیلِ راه شد یعقوب را)
غزل شماره ۱۷ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. غزلیات صائب تبریزی یکی از مهمترین و برجستهترین آثار شعر فارسی به شمار میرود. صائب تبریزی، شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری، با نبوغ و خلاقیت خود توانست غزلیاتی عمیق و زیبا خلق کند که به لحاظ ادبی و هنری دارای اهمیت ویژهای هستند.

غزل شماره ۱۷
بوی پیراهن دلیلِ راه شد یعقوب را
هست از طالب فزون دردِ طلب مطلوب را
کاه را بال و پرِ پرواز گردد کهربا
نیست در دست اختیاری سالکِ مجذوب را
حسن را از دیدههای پاک نبود سرکشی
میکشد آیینه بی مانع به بر محبوب را
بوته خاری است جنت محو دیدار ترا
سیرچشمی میکند مکروه هر مرغوب را
بیقراری میشود بال و پرِ موجِ خطر
نیست جز تسلیم لنگر، بحرِ پر آشوب را
دید تا دردِ گرانسنگِ منِ بی صبر را
شد زبانِ شکر امواجِ بلا ایوب را
از شکستن میشود پوشیده در دل رازِ عشق
پاره کردن میکند سربسته این مکتوب را
پیشِ روشنگوهران یک جلوه دارد خار و گل
کی کند صائب تمیز آیینه زشت و خوب را؟
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۶ از غزلیات صائب تبریزی (غوطه در دریا دهد آتشعنانی آب را)
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ نم به دل نگذاشت خونم خنجرِ قصاب را
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ فارسی، صائب تبریزی است و به موضوعات عشق، طلب و جستجوی حقیقت میپردازد. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. بوی پیراهن دلیلِ راه شد یعقوب را
• بوی پیراهن یوسف (پسر یعقوب) نشانهای از او بود و باعث شد یعقوب به یاد او بیفتد و راهش را پیدا کند.
2. هست از طالب فزون دردِ طلب مطلوب را
• کسی که در جستجوی چیزی است، بیشتر از آنچه که میطلبد، درد و رنج احساس میکند.
3. کاه را بال و پرِ پرواز گردد کهربا
• کاه (چیزی بیارزش) میتواند به مانند کهربا (چیزی باارزش) بال و پر پیدا کند، یعنی چیزهای کوچک هم میتوانند در شرایط خاص ارزشمند شوند.
4. نیست در دست اختیاری سالکِ مجذوب را
• سالکی که به عشق و مجذوبیت رسیده، دیگر اختیاری در دست خود ندارد و به دنبال معشوق میرود.
5. حسن را از دیدههای پاک نبود سرکشی
• زیبایی (حسن) از چشمان پاک دیده نمیشود و کسی که دل پاک دارد، به راحتی میتواند زیبایی را ببیند.
6. میکشد آیینه بیمانع به بر محبوب را
• آیینهای که هیچ مانعی ندارد، میتواند به راحتی محبوب را نشان دهد.
7. بوته خاری است جنت محو دیدار ترا
• دیدن تو برای من مثل بوته خاری است که بهشت را محو کرده و نمیگذارد لذت ببرد.
8. سیرچشمی میکند مکروه هر مرغوب را
• نگاه سیر و سیری بر هر چیزی که مطلوب است، میتواند باعث شود که آن چیز هم زشت و مکروه به نظر برسد.
9. بیقراری میشود بال و پرِ موجِ خطر
• بیقراری و عدم آرامش، مانند بال و پر موجی است که خطرناک است و ممکن است غرق شود.
10. نیست جز تسلیم لنگر، بحرِ پر آشوب را
• در دریای پرآشوب، تنها راه نجات تسلیم شدن به لنگر (ثبات) است.
11. دید تا دردِ گرانسنگِ منِ بی صبر را
• وقتی درد سنگین من (عاشق بیصبر) را دید، متوجه شد که باید صبر کند.
12. شد زبانِ شکر امواجِ بلا ایوب را
• بلاها و مشکلاتی که بر ایوب نازل شد، تبدیل به زبان شکر و سپاسگزاری برای او شد.
13. از شکستن میشود پوشیده در دل رازِ عشق
• راز عشق در دل انسان زمانی پنهان میشود که او دچار شکست عاطفی شود.
14. پاره کردن میکند سربسته این مکتوب را
• پاره کردن (شکستن) راز عشق باعث میشود که این نوشته (احساسات) سربسته بماند.
15. پیشِ روشنگوهران یک جلوه دارد خار و گل
• در برابر گوهرهای روشن (افراد با دانش و بینش)، خار و گل هر دو جلوهای دارند و قابل تمایز هستند.
16. کی کند صائب تمیز آیینه زشت و خوب را؟
• صائب (شاعر) چگونه میتواند بین زیبایی و زشتی تفاوت قائل شود؟
این شعر به زیبایی احساسات عاشقانه، جستجوی حقیقت و چالشهای انسانی را بیان میکند و نشاندهندهٔ عمق تفکر شاعر است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۴ از غزلیات صائب تبریزی (میتوان در زلفِ او دیدن دلِ بیتاب را)
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ چشمِ روشن میدهد از کف دلِ بیتاب را
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










