شعر کوتاه در مورد شیراز (۲۰ اشعار دلنشین درباره شیراز زیبا)
شعر کوتاه در مورد شیراز را در سایت ادبی روزانه آماده کردهایم. اردیبهشتماه که به دلیل سرسبزی طبیعت، عطر بهار نارنج و آبوهوای دلپذیر، زیباترین زمان شیراز محسوب میشود، بهعنوان زمان این رویداد انتخاب شده است. این انتخاب هوشمندانه با جشن باستانی “بهاربُد” (میانه بهار) همخوانی دارد که در فرهنگ زرتشتی و ایران باستان اهمیت داشته و به اعتقاد برخی، روز مبعوث شدن زرتشت به پیامبری است.

اشعار کوتاه درباره شیراز
شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم
ای جـان فـدایت کـه بـهین جای عالمی
در خاک شیراز، گل و سرو و لاله روید
وز باد مشکین نفسی چون تو میرسد
شیراز، ای بهشت زمینی من
باغ و گلستان تو، دل را ربود
آب رکنابادت، چو شربت حیات
سرو و کاجت، به جانم افزود
شیراز، شهر شعر و شراب و گل
جایی که دل به عشق میرسد به مل
در کوچههایت عطر بهارنارنج
هر رهگذر را میکند غرق وصل
ای شیراز، ای دیار عاشقان
در تو حافظ و سعدی، جاودان
باغ ارم، چون بهشتی بیغروب
قلب عالم را ربودی با فسون
شیراز، ای شهر عشق و نور
در تو دلم گشته پر ز شور
از نارنجستان تا نقش رستم
هر گوشهات داستانی از حور
ای شیراز، ای دیار عاشقان و شاعران
شهر شعر، شهر سرو، شهر گلهای بهاران
در کوچههای تنگ و باریکت، عطر نسترن
میپیچد با نسیم، چون نوایی از نیانبان
باغ ارم، بهشت کوچک تو، با سروهای سربلند
در سایهبانش، عاشقی خواند غزلهای بلند
حافظیه، آرامگاه عشق، که هر شب در آن
فال حافظ میگشایند دلهای مستمند
آب رکناباد، چو شربتی زلال و بیغش
جاریست در رگهای شهر، حیاتی جاودان و تازهوش
شیراز، ای شهر نارنج و بهار، ای مامن هنر
در تو هر رهگذر، شاعر شود با یک نظر
از نقش رستم تا تخت جمشید، تاریخ تو بلند
هر سنگ تو، قصهگوی عزت و نام ارجمند
شیراز، ای شهر عشق، ای مهد شعر و شور و حال
در تو هر گوشه، داستانیست از عطر و گل و خیال
باغ دلگشا، با سروهایش که رقصان در نسیم
میخوانند قصههای عاشقان را زیر پرتو سیم
بازار وکیل، پر از رنگ و صدا، پر از هیاهو
در آن، دستبافت پارچهها، چون شعری از سحر و جادو
بهارنارنج، عطرش در کوچهها پیچیده شب و روز
گویی که شیراز، معبد عشق است و عطرش دلفروز
سعدی، در گلستانش، تو را سروده با هزاران رنگ
و حافظ، با غزلهایش، تو را کردهست آهنگ
ای شیراز، ای کهن دیار، ای گنجینهی هنر و دین
در تو هر نفس، شعریست که میماند تا ابد چنین
مطلب مشابه: متن و اشعار در مورد شهر شیراز به همراه عکس نوشته های شیراز

شیراز، ای شهر پارسی، ای گهوارهی تمدن و نور
در تو تاریخ، چون خورشید، میدرخشد پر ز شور
تخت جمشید، در نزدیکیات، حکایت از شکوه قدیم
سنگنبشتههایش، قصهگوی عزت و عظیم
در باغ عفیفآباد، سایهبان سرو و کاج بلند
میخواند از گذشتهای که بود پر ز نام ارجمند
مسجد نصیرالملک، با شیشههای رنگینش، چو بهشت
هر صبح، رقص نور و رنگ، دل را میکند سرمست
شیراز، ای که در تو، هر رهگذر شاعر میشود
در کوچههای باریکت، دل عاشقتر میشود
از نارنجستان قوام تا آرامگاه خواجوی کرمانی
هر گوشهات، شعریست از عشق و از فرهنگ پارسی
ای شهر جاودانه، تو در قلب عالم جای داری
شیراز، تو گنجینهای که هرگز نگردد کهنه باری
ای شیراز، شهر گلهای بهار و عطر نسترن
در تو هر فصل، چون بهار است و پر از رنگ و سخن
کوچههای خاکیات، با دیوارهای کاهگلی
قصهگوی عاشقانیست که شدند در تو منجلی
باغ جنت، با حوض آبی و گلهای سرخ و زرد
آرامشیست که دل را میبرد تا اوج ناز و درد
در حافظیه، هر شب، فال میگیرند عاشقان
با غزلهای حافظ، میشوند غرق در جهان
ارگ کریمخانی، یادگار روزگار زندیان
حکایت از بزرگیات دارد، ای شهر شاعران
ای شیراز، تو نه شهری، که جهانی پر ز نور
در تو هر نفس، شعریست، هر نگاه، یک سینه شور
از پلهای ساسانی تا دروازه قرآن بلند
شیراز، تو بهشتی، که در قلب عالم پایبند
شیراز، ای شهر عطر نارنج و باغهای بیغروب
در تو هر لحظه، زندگی رقصان است و پر ز تاب و توب
از دروازه قرآن، که چون نگهبان شهر ایستاده است
تا آرامگاه سعدی، که شعرش دل را فتح کرده است
در بازار سرای مشیر، صدای چکش مسگران
میسراید آهنگ عشق، برای قلب شاعران
آب رکناباد، چو رگهای زمین، جاریست در تو
حیات میبخشد به شهر، ای شیراز، ای گهر نو
در شبهای بهاریات، عطر گلها پر شده در هوا
گویی که شیراز، بهشت گمشدهی عاشقان ما
ای شهر شعر، ای که در تو، حافظ و سعدی زیستند
با غزلهایشان، نام تو را در عالم آویختند
شیراز، ای رویای جاودان، ای شهر نور و عاشقی
تو در دل هر ایرانی، چون گوهری همیشهای
مطلب مشابه: مجموعه شعر در مورد شیراز + چند شعر کوتاه و بلند در مورد شهر شیراز
عکس نوشته اشعار شیراز
شیراز پرغوغا شدست از فتنهٔ چشم خوشت
ترسم که آشوب خوشت بر هم زند شیراز را
سعدی
آنکه نشنیدهست هرگز بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک ما ببوی
سعدی
به امید آنکه جایی قدمی نهاده باشی
همه خاکهای شیراز به دیدگان برفتم
سعدی
کاروانی شکر از مصر به شیراز آید
اگر آن یار سفرکرده ما بازآید
گو تو بازآی که گر خون منت درخوردست
پیشت آیم چو کبوتر که به پرواز آید
سعدی
خاک شیراز همیشه گل خوشبوی دهد
لاجرم بلبل خوشگوی دگر بازآمد
پای دیوانگیش برد و سر شوق آورد
منزلت بین که به پا رفت و به سر بازآمد
میلش از شام به شیراز به خسرو مانست
که به اندیشهی شیرین ز شکر بازآمد
سعدی
در اقصای عالم بگشتم بسی
به سر بردم ایام با هرکسی
چو پاکان شیراز خاکی نهاد
ندیدم، که رحمت براین خاک باد
سعدی
ای باد چو میروی به شیراز
گو من به فلان زمین اسیرم
سعدی
آخر ای باد صبا بویی اگر میآری
سوی شیراز گذر کن که مرا یار آنجاست
سعدی
مطلب مشابه: متن تبریک روز شیراز + عکس نوشته و عکس پروفایل شیراز

هوای عاشقی دارم
چه شبها عاشقی یادش
من و آن یار دیوانه
تو را؛ من عاشقی خواهد
دلم دیوانگی خواهد
به زیر چتر این طاووس
صدای زندگی خواهد
دلم دور از نماز توست
شب وصلم توان توست
چه زیبا گریهها کردی
ز شوق شور مستانه
صدای خنده ی چشمت…
دل و آن نرگس شیراز
کجایی نرگس شیراز
الهام صوفی
شعر کوتاه شیراز
رسید رایت منصور شاه بنده نواز
به خرمی و سعادت به خطه شیراز
جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق
خدایگان مخالف کش موافق ساز
مرا دلیست گرفتار خطه شیراز
ز من بریده و خو کرده با تنعم و ناز
خوش ایستاده و با لعل دلبران در عشق
طرب گزیده و با جور نیکوان دمساز
به خاکمال حوادث بساز زیر فلک
به آسیا نتوان گفت گرد کمتر کن
ز شعر حافظ شیراز چون بپردازی
به گوشه ای بنشین شعر صائب از بر کن
واصل بحر شود خاک ز همراهی سیل
مرکب تن می چون آب روان مارا بس
صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت
این اشارت ز جهان گذران ما را بس
چه بود عالم ایجاد، که صحرای جنون
از دل تنگ به چشمم قفسی می آید
صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
خنده چون کبک به آواز نمی باید کرد
خویش را طعمه شهباز نمی باید کرد
گل به زانو دهد آیینه شبنم را جای
روی پنهان ز نظرباز نمی باید کرد
گوهر راز به غماز سپردن ستم است
باده در شیشه شیراز نمی باید کرد
عرصه تنگ فلک جای پرافشانی نیست
ظلم بر شهپر پرواز نمی باید کرد
شعرهای زیبا درباره شیراز
چون فلاخن به گرد خویش بگرد
هر چه بردل گران، به دور انداز
صائب از خاک پاک تبریزست
هست سعدی گر از گل شیراز
به خاک پای خم و گردش پیاله قسم
که تازیانه گلگون می، رگ سازست
ز جام حافظ شیراز مست گردیده است
کلام صائب ازان رو شراب شیرازست
آنقدر تنگدل از نقش پر و بال خودم
که مه عید بود چنگل شهباز مرا
می کند مست مرا ناله مرغان چمن
بود از نغمه رنگین می شیراز مرا
افق طالع من طلعت باباکوهی است
کو فروتابد از آن کوه سرافراز به من
بانی کلک فریدون به قطار از شیراز
بار زد قافله شکر اهواز به من
دست از دامنم نمیدارند
خاک شیراز و آب رکنآباد
سعدی
شیراز
برای من دخترکیست
با لباسی از جنس گل نرگس
لبانی از لعل
که تنها حافظ او را را میشناسد
و سعدی در وصفش مانده!
سعید غلامی نیا
اردیبهشت، شیراز، حافظ، غزل سرودن
یا در کنار سعدی شعر تو را ستودن
بیگانه نیست اینجا، هرکس غزل شناس است
خوش باد شعر بودن، خوش باد واژه بودن

من در بهار نارنج، غرقم بهارگونه
شیراز شهر عشق است، بی حرف و آزمودن
یارا بیا و بنگر، حیف است گر نبینی
اردیبهشت شیراز، حافظ، غزل سرودن
شیراز
دخترکی بود
با لباسی از پیروزه و
لبهایی از لعل
که تنها خواجه حافظ میشناخت و
سعدی ای که همیشهی خدا
مسعود تمامی عشقها بود
«به قربون سر هر کازرونی
که شیرازی نداره مهربونی
اگر خواهی ببینی مهربونی
برو یه ول بگیر از کازرونی»
بیا شیرازی وار همدیگرو بخوایم!
نه تو حال رفتن داشته باشی
نه من حال دل کندن!
مطلب مشابه: مکان های دیدنی شیراز + جاهی دیدنی به همراه آدرس و تصاویر این مکان ها










