شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ هست شب یک شبِ دم کرده و خاک …

شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار نیما یوشیج را در روزانه قرار داده ایم. نیما به زبان فارسی شکل نوینی بخشید و با استفاده از واژگان جدید و ترکیب‌های بدیع، شعری خلاقانه و تازه خلق کرد که هنوز هم تأثیرگذار است. همچنین شعر شماره ۲۹ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ همه شب زن هرجایی به سراغم می آمد … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۸ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ هست شب یک شبِ دم کرده و خاک ...

شعر شماره ۲۸

هست شب یک شبِ دم کرده و خاک

رنگِ رخ باخته است.

باد، نو باوه ی ابر، از بر کوه

سوی من تاخته است.

هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا،

هم ازین روست نمی بیند اگر گمشده ای راهش را.

با تنش گرم، بیابان دراز

مرده را ماند در گورش تنگ

به دل سوخته ی من ماند

به تنم خسته که می سوزد از هیبت تب!

هست شب. آری، شب.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۷ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ زدن یا مژه بر مویی گره ها به ناخن آهن تفته بریدن …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۶ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ صبح چو انوار سرافکنده زد گل به دم باد …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به تصویر کشیدن احساسات عمیق و تنهایی در دل شب می‌پردازد. بیایید هر بخش از شعر را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. هست شب یک شبِ دم کرده و خاک: شب به گونه‌ای است که گرم و سنگین به نظر می‌رسد. این توصیف نشان‌دهنده حالتی خفه و بی‌تحرک است.

2. رنگِ رخ باخته است: رنگ و زیبایی شب کم‌رنگ شده و حالتی غمگین دارد.

3. باد، نو باوه ی ابر، از بر کوه سوی من تاخته است: باد به سمت شاعر می‌آید و ابرها را جابه‌جا می‌کند، این تصویر نشان‌دهنده حرکت و تغییر در شب است.

4. هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا: شب شبیه به یک بدن گرم و ورم کرده است که در هوای سنگین ایستاده. این توصیف احساس سنگینی و گرما را منتقل می‌کند.

5. هم ازین روست نمی بیند اگر گمشده ای راهش را: به خاطر این حالت، شب نمی‌تواند راهی را پیدا کند، مانند کسی که در تاریکی گم شده است.

6. با تنش گرم، بیابان دراز مرده را ماند در گورش تنگ: شب با گرمای خود شبیه به بیابانی است که مرده‌ای در گور تنگش مانده و حس تنهایی و خفقان را القا می‌کند.

7. به دل سوخته ی من ماند به تنم خسته که می سوزد از هیبت تب!: شب شبیه به دل سوخته شاعر است و او احساس خستگی و تب دارد، نشان‌دهنده درد و رنج درونی اوست.

8. هست شب. آری، شب.: شاعر تأکید می‌کند که این شب واقعی و ملموس است و تمام احساساتش را در بر می‌گیرد.

در کل، این شعر به بیان احساسات تنهایی، درد و گرما در دل شب می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری قوی، حالتی از خفقان و سردرگمی را در فضای شب به تصویر می‌کشد.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۵ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ مرغ آمین درد آلودی است کاواره …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ بودم به کارگاه جوانی دوران روزهای جوانی مرا گذشت

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.