شعر شماره ۱ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد (کاش چون پائیز بودم)

شعر شماره ۱ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه می‌ خوانید. لازم به ذکر است که این شماره‌ گذاری توسط سایت ادبی روزانه انجام شده و به صورت منسجم اشعار بانو فرخزاد شماره گذاری نشده‌ اند. فروغ فرخزاد با زبان و سبک جدیدی به شعر فارسی وارد شد. او از قالب‌ های کلاسیک فاصله گرفت و به سمت شعر نیمایی و سپید رفت. این تغییر سبک به تحول شعر فارسی در قرن بیستم کمک کرد.

شعر شماره ۱ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد (کاش چون پائیز بودم)

شعر شماره ۱

کاش چون پائیز بودم

کاش چون پائیز بودم

کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم

برگ‌های آرزوهایم یکایک زرد می‌شد

آفتاب دیدگانم سرد می‌شد

آسمان سینه‌ام پر درد می‌شد

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می‌زد

اشک‌هایم همچو باران

دامنم را رنگ می‌زد

وه چه زیبا بود اگر پائیز بودم

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم

شاعری در چشم من می‌خواند شعری آسمانی

در کنارم قلب عاشق شعله می‌زد

در شرار آتش دردی نهانی

نغمه من …

همچو آوای نسیم پر شکسته

عطر غم می‌ریخت بر دل‌های خسته

پیش رویم:

چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر:

آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه‌ام:

منزلگه اندوه و درد و بدگمانی

کاش چون پائیز بودم …

کاش چون پائیز بودم

مطلب مشابه: اشعار عاشقانه فروغ فرخزاد؛ گلچینی از بهترین اشعار عاشقانه و زیبای فروغ فرخزاد

مطلب مشابه: گلچین شعر فروغ فرخزاد (زیباترین اشعار عاشقانه شاعر معروف فروغ)

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از فروغ فرخزاد، با احساساتی عمیق و تصویرسازی‌های زیبا، به بیان آرزوها و احساسات شاعر می‌پردازد. بیایید این شعر را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

بند اول: آرزوی بودن در پاییز

شاعر آرزو می‌کند که ای کاش مانند پاییز باشد. پاییز به خاطر رنگ‌های زرد و خنکای هوایش معمولاً حس خاموشی و غم را به همراه دارد. او می‌خواهد در این حالت خاموش و ملال‌انگیز باشد.

بند دوم: احساسات و درد

شاعر ادامه می‌دهد که اگر پاییز بود، آرزوهایش یکی یکی زرد می‌شدند و این نشان‌دهنده از دست دادن امیدها و آرزوهاست. او همچنین اشاره می‌کند که دیدگانش سرد می‌شود و دلش پر از درد است.

بند سوم: توفان اندوه

شاعر احساس می‌کند که ناگهان اندوهی بزرگ به جانش چنگ می‌زند. اشک‌هایش مانند باران بر دامنش می‌ریزد و این اشک‌ها رنگ غم را به او می‌دهند.

بند چهارم: زیبایی پاییز

با وجود همه این دردها، شاعر می‌گوید که اگر واقعاً پاییز بود، زیبا بود. او به شور و شوق و رنگ‌های پاییز اشاره می‌کند که زندگی را زیباتر می‌کند.

بند پنجم: عشق و هنر

شاعر در ادامه به شعری آسمانی اشاره می‌کند که در چشمانش خوانده می‌شود. او همچنین قلب عاشق را در کنار خود حس می‌کند که در آتش عشق شعله‌ور است. این نشان‌دهنده احساسات عمیق عاشقانه اوست.

بند ششم: نغمه غم

شاعر نغمه‌اش را با آوای نسیم مقایسه می‌کند که عطر غم را بر دل‌های خسته می‌ریزد. این نشان‌دهنده تأثیر غم بر دیگران نیز هست.

بند هفتم: یادآوری فصول مختلف

او به چهره تلخ زمستان جوانی و آشوب تابستان عشق ناگهانی اشاره می‌کند. این دو فصل نماد گذر زمان و تغییرات زندگی هستند.

بند هشتم: منزلگه اندوه

شاعر بیان می‌کند که سینه‌اش محل اندوه، درد و بدگمانی است. او همچنان بر آرزوی خود تأکید می‌کند که ای کاش مانند پاییز بود.

نتیجه‌گیری

در کل، این شعر بیانگر احساسات عمیق و غم‌انگیز شاعر است. او با استفاده از تصاویر طبیعی پاییز، به احساسات درونی خود، آرزوها، عشق و اندوه اشاره می‌کند. شعر نشان‌دهنده تضاد میان زیبایی‌های پاییز و دردهای درونی اوست.

مطلب مشابه: اشعار ممنوعه فروغ فرخزاد و مجموعه شعری که چاپ نشده

مطلب مشابه: اشعار فروغ فرخزاد + شعر غمگین، بلند، کوتاه و عاشقانه از شاعر نامدار معاصر فروغ فرخزاد

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.