شعر شماره ۱۶ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ در کنار رودخانه می پلکد سنگ پشت پیر …

شعر شماره ۱۶ از مجموعه اشعار نیما یوشیج را در روزانه بخوانید. اشعار نیما نه تنها بر شاعران معاصر او تأثیر گذاشت، بلکه نسل‌های بعدی را نیز تحت تأثیر قرار داد و الهام‌بخش شاعران جوان‌تر شد. همچنین شعر شعر شماره ۱۷ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ ول کنید اسب مرا راه توشه ی سفرم را و نمد زینم را … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۶ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ در کنار رودخانه می پلکد سنگ پشت پیر ...

شعر شماره ۱۶

در کنار رودخانه می پلکد

سنگ پشت پیر.

روز، روز آفتابی است.

صحنه ی آییش گرم است.

سنگ پشت پیر در دامان گرم آفتابش می لمد، آسوده می خوابد

در کنار

رودخانه.

در کنار رودخانه من فقط هستم

خسته ی درد تمنا،

چشم در راه آفتابم را.

چشم من اما

لحظه ای او را نمی یابد.

آفتاب من

روی پوشیده است از من در میان آبهای دور.

آفتابی گشته بر من هر چه از هر جا

از درنگ من،

یا شتاب من،

آفتابی نیست تنها آفتاب من

در کنار رودخانه.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۵ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ در پیش کومه ام در صحنه ی تمشک بیخود ببسته است

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۴ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ خشک آمد کشتگاه من درجوار کشت همسایه

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به نوعی درباره احساس تنهایی و انتظار است. در ادامه، به زبان ساده‌تر هر بخش شعر را توضیح می‌دهم:

1. در کنار رودخانه می پلکد سنگ پشت پیر: شاعر تصویری از یک سنگ‌پشت پیر را در کنار رودخانه ترسیم می‌کند که به آرامی در حال حرکت است.

2. روز، روز آفتابی است: روز روشن و آفتابی است و این حس شادی و زندگی را منتقل می‌کند.

3. صحنه ی آییش گرم است: محیط اطراف گرم و دلپذیر به نظر می‌رسد.

4. سنگ پشت پیر در دامان گرم آفتابش می لمد، آسوده می خوابد: سنگ‌پشت در زیر نور آفتاب احساس راحتی و آرامش دارد و به خواب می‌رود.

5. در کنار رودخانه: این جمله تأکید بر مکان دارد، جایی که همه چیز در حال اتفاق است.

6. در کنار رودخانه من فقط هستم خسته ی درد تمنا: شاعر خودش را تنها و خسته توصیف می‌کند، کسی که در انتظار چیزی (احتمالاً عشق یا امید) است.

7. چشم در راه آفتابم را: شاعر به دنبال نور و روشنی است، نمادی از امید یا عشق.

8. چشم من اما لحظه ای او را نمی یابد: با وجود اینکه شاعر در جستجوی آفتاب (امید) است، اما نمی‌تواند آن را پیدا کند.

9. آفتاب من روی پوشیده است از من در میان آبهای دور: آفتاب (امید) برای شاعر دور و غیرقابل دسترس به نظر می‌رسد.

10. آفتابی گشته بر من هر چه از هر جا: شاعر احساس می‌کند که دیگران هم ممکن است خوشبختی داشته باشند، اما این خوشبختی برای او نیست.

11. از درنگ من، یا شتاب من: شاعر به این فکر می‌کند که آیا تأخیر یا شتابش در زندگی باعث این احساس تنهایی شده است.

12. آفتابی نیست تنها آفتاب من در کنار رودخانه: در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که آفتاب (امید) او تنها نیست و در کنار رودخانه احساس تنهایی و ناکامی می‌کند.

به طور کلی، این شعر احساس تنهایی و انتظار را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه فردی ممکن است در جستجوی امید و شادی باشد، اما نتواند آن را پیدا کند. شاعر با توصیف زیبای طبیعت و احساسات خود، عمق این تنهایی را به خوبی منتقل می‌کند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۳ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ پا گرفته است زمانی است مدید …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ بز ملا حسن مسئله گو چو به ده از …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.