شعر شماره ۱۲ از اشعار ترکی شهریار؛ قیشین قره قئییدی آلیب منیم جانیمی …

شعر شماره ۱۲ از اشعار ترکی شهریار را در روزانه قرار داده‌ایم. غزلیات شهریار به دلیل زیبایی و عمق معنایی‌شان، محبوبیت زیادی در بین مردم دارند و تأثیر زیادی بر شاعران و نویسندگان بعد از خود گذاشته‌اند. همچنین شعر شماره ۱۳ از اشعار ترکی شهریار؛ برق اولمادی قیزیم گئجه یاندیردی لاله نی … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۲ از اشعار ترکی شهریار؛ قیشین قره قئییدی آلیب منیم جانیمی ...

شعر شماره ۱۲

قیشین قره قئییدی آلیب منیم جانیمی

خورتدان دئییب قوجالیق ، کسیب منیم یانیمی

بو سیگاردا زه لی تک ، دوشوب منیم جانیما

دوداق – دوداقه قویوب ، سورور منیم قانیمی

سازاق سازین قوراراق ، قولاقدی سانکی بورور

چکیبدی ایپلیگیمی ، قیریبدی قئیطانیمی

یئنه قیشین قوشونی ، پائیز مارشین چالاراق

کردیمده وارسا بیچیر ، لاله می ریحانیمی

اوشودوم ها اوشودوم، دئییر منیم دردیمی

کورسو تووین ایتیریب ، آختاریر درمانیمی

پاییزلامیش زمی یم، وریان منه نه گرک

دؤنرگه دؤندره جک ، دؤندیکجه وریانیمی

قوی چالخاسین بیزی بو ، زمانه ئهره کیمی

منیم سودوم چورویوب ، تورشاتسین آیرانیمی

هنر دیلین قلمین ایشدن سالان منی ده

ایشدن سالیب ایتیریب پاک ادیمی سانیمی

حیدربابا یولی تک ، یول باغلانیب اوزومه

آوچی فلک آولاییب سررویله جئیرانیمی

نازلی یاریم گئده لی ، سؤنوب منیم چیراغیم

خان وارسادا نه کاری ، ائوین کی یوخ خانیمی

مریم کؤچوب گئدیبن شهرزادینم دا گئدیر

فلک الیمدن آلیر ، درریمی مرجانیمی

یئتیم تک اوز – گؤزومی نیبت باسیب باساجاق

یامان قاریشدیریاجاق ، سلقه می ، سهمانیمی

نه دیز وار کی سورونوم، نه اوز وارکی قاییدیم

نه یوک قالیب نه یابی ، سویوبلا کروانیمی

ائلدن منی قئوجالیق ، آزقین سالیب ، سالاجاق

ایتیردی تبریزیم ، اودوزدو تهرانیمی

بیزیم ده چایخانامیز ، چای تؤکررک قوناغا

دولدوردی زردآب ایله ، منیم ده فنجانیمی

قلیانلا شهریاریم غمی قالدیر باقالیم

من ده خورولدادیرام ، غم باسدی قلیانیمی

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۱ از اشعار ترکی شهریار؛ هر چند قوتولماق هله یوخ دارلیغمیزدان …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۰ از اشعار ترکی شهریار؛ چوخلار انجیکدی کی سن اونلارا ناز ایله میس

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

# قیشین قره قئییدی آلیب منیم جانیمی

خورتدان دئییب قوجالیق ، کسیب منیم یانیمی

گفتند که قیشین (باران) سیاه آمده و جانم را از من می‌گیرد، و در این حال به من می‌گوید که در کنارم بمان.

# بو سیگاردا زه لی تک ، دوشوب منیم جانیما

دوداق – دوداقه قویوب ، سورور منیم قانیمی

این سیگار نیز به تنهایی به جان من افتاده است. لب به لب نهاده خون مرا می‌مکد.

# سازاق سازین قوراراق ، قولاقدی سانکی بورور

چکیبدی ایپلیگیمی ، قیریبدی قئیطانیمی

ساز را با نغمه‌ای خوش و زیبا بنوازید، گویی که سخنانی عمیق و تأثیرگذار در دل می‌جوشد. انگار که در حال افشای رازهایی هستید که دلتان را پر کرده و به صدای دلنواز طبلی تبدیل شده است.

# یئنه قیشین قوشونی ، پائیز مارشین چالاراق

کردیمده وارسا بیچیر ، لاله می ریحانیمی

 با عشق و شوق فراوان، با درختان و گل‌ها هم‌نوا می‌شویم و از زیبایی‌های طبیعت لذت می‌بریم.

# اوشودوم ها اوشودوم، دئییر منیم دردیمی

کورسو تووین ایتیریب ، آختاریر درمانیمی

می‌گوید که اگر درمانگر من درد من را ببیند و به من کمک کند، من بهبود پیدا می‌کنم و به زندگی امیدوار می‌شوم.

# پاییزلامیش زمی یم، وریان منه نه گرک

دؤنرگه دؤندره جک ، دؤندیکجه وریانیمی

من در پاییز به سر می‌برم، و گرچه آسمان حادثه‌ها را به سوی من می‌فرستد، اما من به خودم ادامه می‌دهم و بر فراز آن‌ها ایستاده‌ام.

# قوی چالخاسین بیزی بو ، زمانه ئهره کیمی

منیم سودوم چورویوب ، تورشاتسین آیرانیمی

من در این دنیا همچون یک قوی با بال‌های زیبا هستم، زیرا زمانه هر کسی را به نوعی به خود می‌کشد و من باید از رنج و سختی آن نجات یابم.

# هنر دیلین قلمین ایشدن سالان منی ده

ایشدن سالیب ایتیریب پاک ادیمی سانیمی

در این بیت شاعر به هنر نوشتن اشاره دارد و بیان می‌کند که با تمرین و تلاش، به مهارت دست یافته است. همچنین، او احساس می‌کند که این هنر به نوعی او را متعهد و صادق نگه داشته و می‌توان به آن به چشم یک شکل از پاکی و صداقت نگریست.

# حیدربابا یولی تک ، یول باغلانیب اوزومه

آوچی فلک آولاییب سررویله جئیرانیمی

حیدربابا راهش یکی‌ست. به رویم راه را بست. فلک به سان یک شکارچی سرو و آهویم را شکار کرد.

# نازلی یاریم گئده لی ، سؤنوب منیم چیراغیم

خان وارسادا نه کاری ، ائوین کی یوخ خانیمی

از وقتی یار نازدارم رفته چراغم خاموش شده است. چه سود که مرد خانه هست وقتی خانمش نیست؟

# مریم کؤچوب گئدیبن شهرزادینم دا گئدیر

فلک الیمدن آلیر ، درریمی مرجانیمی

مریم کوچ کرد و رفت. شهرزادم هم می‌رود. فلک از دستم مروارید و مرجانم را می‌ستاند.

# یئتیم تک اوز – گؤزومی نیبت باسیب باساجاق

یامان قاریشدیریاجاق ، سلقه می ، سهمانیمی

من یتیم هستم و در حال حاضر در شرایط بدی قرار دارم؛ آن چشمانم را فراموش نکنید که ممکن است به دردسر بیفتم و سرنوشتم را تحت تأثیر قرار دهد.

# نه دیز وار کی سورونوم، نه اوز وارکی قاییدیم

نه یوک قالیب نه یابی ، سویوبلا کروانیمی

من نه زنده‌ام مثل دیزی که بر روی دیوار است، نه بازگشتی دارم. نه از بین رفته‌ام و نه کسی به دنبالم می‌گردد، در حال حاضر در سوز و گداز زندگی‌ام.

# ائلدن منی قئوجالیق ، آزقین سالیب ، سالاجاق

ایتیردی تبریزیم ، اودوزدو تهرانیمی

در این بیت، شاعر به احساسات و تجربیات خود اشاره می‌کند. او از گذشته و خاطراتی که در تبریز داشته صحبت می‌کند، و در عین حال به آینده و آرزوهای خود هم نگاه می‌کند. احساسات او نشان‌دهنده پیوند عمیقش با سرزمینش و دلتنگی‌اش برای آنجا است. همچنین، اشاره به تهران نشان‌دهنده تضاد میان دو مکان و زندگی‌اش در آن‌هاست. در کل، این شعر احساسات نوستالوژیک و ارتباط شاعر با مناطق مختلف را به تصویر می‌کشد.

# بیزیم ده چایخانامیز ، چای تؤکررک قوناغا

دولدوردی زردآب ایله ، منیم ده فنجانیمی

چایخانه‌مان برای مهمان چای و در فنجان من زردآب ریخت.

# قلیانلا شهریاریم غمی قالدیر باقالیم

من ده خورولدادیرام ، غم باسدی قلیانیمی

شهر من به دلیل دلخوشی‌ها خالی است، غمی در دل دارم و احساساتم را بر سر کشیده‌ام. درواقع، غم باعث شده که احساس تنهایی و افسردگی کنم.

مطلب مشابه: شعر شماره ۹ از اشعار ترکی شهریار؛ ایذن وئر توی گئجه‌سی من ده سنه دایه‌گلیم

مطلب مشابه: شعر شماره ۸ از اشعار ترکی شهریار؛ صبح اولدی هر طرفدن اوجالدی اذان سسی!

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.