شعر شماره ۹ از اشعار ترکی شهریار؛ ایذن وئر توی گئجه‌سی من ده سنه دایه‌گلیم

شعر شماره ۹ از اشعار ترکی شهریار را در روزانه بخوانید. غزلیات شهریار تنها به عشق نمی‌پردازد بلکه مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را نیز در بر می‌گیرد. شعر “علی ای همای رحمت” از معروف‌ترین غزل‌های اوست که نشان‌دهنده عمق احساسات مذهبی و عرفانی اوست. همچنین شعر شماره ۱۰ از اشعار ترکی شهریار؛ چوخلار انجیکدی کی سن اونلارا ناز ایله میس را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۹ از اشعار ترکی شهریار؛ ایذن وئر توی گئجه‌سی من ده سنه دایه‌گلیم

شعر شماره ۹

ایذن وئر توی گئجه‌سی من ده سنه دایه‌گلیم

ال قاتاندا سنه مشاطّه تماشایا گلیم.

سن بو آیلی گئجه‌ده سئیره چیخان بیر سرو اول.

ایذن وئر من‌ده دالینجا سورونوب سایه گلیم.

منه ده باخدین او شهلا گؤزوله ، من قارا گون،

جورئتیم اولمادی بیر کلمه تمنّایه‌ گلیم.

من جهنم‌ده ده باش یاسدیقا قویسام سنیله ،

هئچ آییلمام کی دوروب جنّت مأوایا گلیم.

ننه قارنیندا سنله ائگیز اولسایدیم اگر.

ایسته‌‌مزدیم دوغولوب بیرده بو دونیایا گلیم.

سن یاتیب جنتّی رؤیادا گؤرنده گئجه‌لر،

من ده جنتّده قوش اوللام ، کی او رؤیایا گلیم.

قیتیلیغ‌ ایللر یاغیشی تک قورویوب گؤز یاشیمیز،

کوی عشقینده گرک بیرده مصّلایه گلیم.

سنده صحرایه ماراللار کیمی بیر چیخ نولوکی

منده بیر صئیده چیخانلار کیمی صحرایه گلیم.

آللاهیندان سن اگر قورخماییب اولسان ترسا،

قورخورام منده دؤنوب دین مسیحایه گلیم.

شیخ صنعان کیمی دونقوز اوتاریب ایللرجه،

سنی بیر گؤرمک اوچون معبد ترسایه گلیم.

یوخ صنم ! آنلامادیم ، آنلامادیم ، حاشا من ،

بوراخیب مسجدیمی ، سنله کلیسایه گلیم!

گل چیخاق طور تجلاّیه ، سن اول جلوه‌ای طور،

من‌ ده موسا کیمی اول طوره تجلاّیه گلیم.

شیردیر شهریارین شعری الینده شمشیر،

کیم ، دئیر من بئله‌ بیر شیریله دعوایه‌ گلیم ؟

مطلب مشابه: شعر شماره ۸ از اشعار ترکی شهریار؛ صبح اولدی هر طرفدن اوجالدی اذان سسی!

مطلب مشابه: شعر شماره ۷ از اشعار ترکی شهریار؛ شاطر اوغلان گوروم آللاه سنه وئرسین برکت

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

اجازه بده شب عروسی من نیز با تو بیایم و زمانی که آرایشگر تو را آرایش می‌کند به تماشایت بنشینم.

تو در این شب مهتابی یک سرو باش که به گشت آمده است. اجازه بده من هم پشت سرت مانند سایه بیایم.

به من نیز با آن چشم شهلا نگریستی. منِ سیه‌روز جرئت نکردم یک کلمه به تمنا بیایم.

من اگر در جهنم هم با تو سر به بالین بگذارم هیچ برنمی‌خیزم که به بهشت بروم.

اگر در شکم مادر با تو دوقلو بودم نمی‌خواستم زاده شده و به این دنیا بیایم.

هنگامی که شب‌ها تو در خواب بهشت را می‌بینی من هم در بهشت پرنده می‌شوم که به آن رویا بیایم.

مانند باران سال‌های قحطی اشک چشممان خشک شده است. در کوی عشق تو باز باید به مصلا بیایم.

چه می‌شود تو هم مثل آهوهایی که به صحرا می‌روند به صحرا بروی و من هم مثل کسانی که به شکار می‌روند به صحرا بیایم؟

اگر تو از خدایت نترسی و ترسا(مسیحی) باشی، ترسم آن است که من نیز به مسیحیت بگرایم

همچون شیخ صنعان که سال‌ها خوک چراند، برای دیدن تو به نیایشگاه مسیحیان بیایم.

نه ای زیبا! نفهمیدم، نفهمیدم! اصلاً من مسجدم را رها کرده با تو به کلیسا بیایم.

بیا به طور تجلی برویم. تو جلوهٔ طور شو. من هم مانند موسی به آن طور تجلی بیایم.

شعر شهریار شیری‌ست شمشیر به دست. که می‌گوید من به جنگ چنین شیری بروم؟

مطلب مشابه: شعر شماره ۶ از اشعار ترکی شهریار؛ بو گئجه من کی یاتا بیلمه ییرم …

مطلب مشابه: شعر شماره ۵ از اشعار ترکی شهریار؛ آمان اللاه یِئنه شیطان گلیب ایمان آپارا

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.