غزل شماره ۶ از دیوان شمس مولانا؛ بگریز ای میر اجل از ننگ ما …

غزل شماره ۶ از دیوان شمس مولانا را در این بخش از سایت ادبی روزانه به همراه تفسیر برای شما دوستان قرار داده‌ایم. این شعر زیبا و عمیق از مولوی بزرگ به قدری عمیق و درعین حال زیباست که قطعا نیازمند تفسیر است. در ادامه با ما باشید.

غزل شماره ۶ از دیوان شمس مولانا؛ بگریز ای میر اجل از ننگ ما ...

غزل شماره ۶

بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما

زیرا نمی‌دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما

از حمله‌های جند او وز زخم‌های تند او

سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما

اول شرابی درکشی سرمست گردی از خوشی

بیخود شوی آنگه کنی آهنگ ما آهنگ ما

زین باده می‌خواهی برو اول تنک چون شیشه شو

چون شیشه گشتی برشکن بر سنگ ما بر سنگ ما

هر کان می احمر خورد بابرگ گردد برخورد

از دل فراخی‌ها برد دلتنگ ما دلتنگ ما

بس جره‌ها در جو زند بس بربط شش تو زند

بس با شهان پهلو زند سرهنگ ما سرهنگ ما

ماده است مریخ زمن این جا در این خنجر زدن

با مقنعه کی تان شدن در جنگ ما در جنگ ما

گر تیغ خواهی تو ز خور از بدر برسازی سپر

گر قیصری اندرگذر از زنگ ما از زنگ ما

اسحاق شو در نحر ما خاموش شو در بحر ما

تا نشکند کشتی تو در گنگ ما در گنگ ما

مطلب مشابه: غزل شماره ۵ از دیوان شمس مولانا (با معنی و تفسیر این شعر زیبا)

مطلب مشابه: غزل شماره ۴ از دیوان شمس مولانا؛ اِی یوسفِ خوش‌نام ما، خوش می‌روی بر بامِ ما

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، مولانا، است و به زبان ساده‌تر می‌توان آن را به این شکل توضیح داد:

بخش اول:

شاعر از “میر اجل” (فرشته مرگ) می‌خواهد که از ننگ و عیب‌هایی که بر او و دیگران وجود دارد، فرار کند. او اشاره می‌کند که فرشته مرگ نمی‌داند که اگر بخواهد به جمع ما بپیوندد، چه عواقبی خواهد داشت.

بخش دوم:

شاعر به حملات و زخم‌های سختی که بر او وارد می‌شود اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ رگی سالم نمی‌ماند. این نشان‌دهنده‌ی درد و رنجی است که او در زندگی تجربه کرده است.

بخش سوم:

شاعر پیشنهاد می‌کند که اول شرابی بنوشد تا سرمست و خوشحال شود. او می‌خواهد که در این حالت، خود را فراموش کند و به آهنگ و لحن زندگی بپردازد.

بخش چهارم:

او به باده‌ای اشاره می‌کند که اگر کسی بخواهد از آن بنوشد، باید مانند شیشه شکننده باشد. یعنی باید آماده باشد که در برابر مشکلات و چالش‌ها شکسته شود.

بخش پنجم:

شاعر به دل‌تنگی‌ها و احساسات منفی اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کسی از دل شادکامی‌ها برود، دلتنگ خواهد شد.

بخش ششم:

در این بخش، شاعر به زندگی اجتماعی و تعاملات اشاره می‌کند و می‌گوید که باید در کنار دیگران زندگی کرد و با آنها همدلی کرد.

بخش هفتم:

شاعر به جنگ و نبرد اشاره دارد و می‌گوید که اگر کسی بخواهد در جنگ پیروز شود، باید از سلاح‌های مناسب استفاده کند.

بخش هشتم:

در پایان، شاعر از اسحاق (شخصیتی در داستان‌های مذهبی) یاد می‌کند و به او توصیه می‌کند که در برابر مشکلات خاموش باشد تا دچار آسیب نشود.

به طور کلی، این شعر درباره‌ی زندگی، مرگ، دردها، شادی‌ها و تعاملات انسانی است و نشان‌دهنده‌ی نگرش عمیق شاعر به زندگی و چالش‌های آن است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۳ از دیوان شمس مولانا با معنی ساده و تفسیر

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.