غزل شماره ۵ از دیوان شمس مولانا (با معنی و تفسیر این شعر زیبا)
مولانا یکی از بزرگترین عارفان تاریخ اسلام است و غزلیات او به عنوان یک منبع مهم در عرفان اسلامی شناخته میشوند. این اشعار به بررسی روابط میان انسان و خداوند و جستجوی حقیقت میپردازند. ما نیز در این بخش از سایت ادبی روزانه غزل شماره ۵ از دیوان شمس مولانا به همراه تفسیر را برای شما دوستان قرار دادهایم.

غزل شماره ۵
آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
آن رنگ بین وان هنگ بین وان ماه بدر اندر قبا
از سرو گویم یا چمن از لاله گویم یا سمن
از شمع گویم یا لگن یا رقص گل پیش صبا
ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده
بر کاروان دل زده، یک دم امان ده یا فتی
در آتش و در سوز من، شب میبرم تا روز من
ای فرخ پیروز من از روی آن شمسالضحی
بر گرد ماهش میتنم، بیلب سلامش میکنم
خود را زمین برمیزنم زان پیش کو گوید صلا
گلزار و باغ عالمی چشم و چراغ عالمی
هم درد و داغ عالمی، چون پا نهی اندر جفا؟
آیم کنم جان را گرو، گویی مده زحمت، برو
خدمت کنم تا واروم گویی که ای ابله بیا
گشته خیال همنشین با عاشقان آتشین
غایب مبادا صورتت یک دم ز پیش چشم ما
ای دل قرار تو چه شد وان کار و بار تو چه شد
خوابت که میبندد چنین اندر صباح و در مسا
دل گفت حسن روی او وان نرگس جادوی او
وان سنبل ابروی او وان لعلِ شیرینماجرا
ای عشق پیش هر کسی نام و لقب داری بسی
من دوش نام دیگرت کردم که درد بیدوا
ای رونق جانم ز تو، چون چرخْ گردانم ز تو
گندم فرست ای جان که تا خیره نگردد آسیا
دیگر نخواهم زد نفس این بیت را میگوی و بس
بگداخت جانم زین هوس ارفق بنا یا ربنا
مطلب مشابه: غزل شماره ۴ از دیوان شمس مولانا؛ اِی یوسفِ خوشنام ما، خوش میروی بر بامِ ما
مطلب مشابه: غزل شماره ۳ از دیوان شمس مولانا با معنی ساده و تفسیر
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معروف ایرانی، مولانا است و در آن به مضامین عشق، زیبایی و احساسات عمیق انسانی پرداخته شده است. در ادامه، توضیحات سادهتری از محتوای شعر ارائه میدهم:
توصیف زیبایی:
شاعر در ابتدا به توصیف زیباییهای معشوق میپردازد. او از شکل و شمایل، رنگ، و ویژگیهای ظاهری معشوق صحبت میکند و آن را با چیزهای زیبا مانند ماه و گلها مقایسه میکند.
عشق و آتش:
عشق را به آتشکدهای تشبیه میکند که در آن احساسات و شور و شوق وجود دارد. او از عشق میخواهد که به دل او کمی آرامش دهد و در این آتش سوزان، شبها را تا صبح بگذراند.
زیبایی معشوق:
شاعر به توصیف زیباییهای معشوق ادامه میدهد و از چهرهاش، ابرویش و دیگر ویژگیهایش صحبت میکند. او با احساساتی عمیق از عشق خود یاد میکند.
درد و رنج:
شاعر به دردها و رنجهایی که عشق برای او به همراه دارد اشاره میکند و از آن میخواهد که در این دردها همراهم باشد.
اشتیاق و فراق:
او از غیبت معشوق نگران است و از دلش میپرسد که چرا آرامش ندارد و خوابش نمیبرد.
درخواست از معشوق:
در پایان، شاعر از معشوق میخواهد که او را فراموش نکند و در کنار او باشد، زیرا زندگی بدون عشق برای او سخت است.
این شعر به طور کلی بیانگر احساسات عمیق انسانی نسبت به عشق و زیبایی است و نشاندهندهی شور و شوق شاعر نسبت به معشوق خود میباشد.
مطلب مشابه: غزل شماره ۲ از غزلیات دیوان شمس مولانا (با شرح و تفسیر)










