غزل شماره ۴۸ از دیوان شمس مولانا؛ ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ما …
غزل شماره ۴۸ از دیوان شمس مولانا را در روزانه آماده کردهایم. آثار مولانا فراتر از مرزهای فرهنگی و زبانی رفته و در سطح جهانی شناخته شدهاند. غزلیات او به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند و بر فرهنگها و ادبیات کشورهای مختلف تأثیر گذاشتهاند. همچنین غزل شماره ۴۹ از دیوان شمس مولانا؛ با تو حیات و زندگی بیتو فنا و مردنا … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۴۸
ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ما
تافت ز چرخ هفتمین در وطن خراب ما
خواب ببر ز چشم ما چون ز تو روز گشت شب
آب مده به تشنگان عشق بس است آب ما
جملهی ره چکیده خون از سر تیغ عشق او
جملهی کو گرفته بو از جگر کباب ما
شکر باکرانه را شکر بیکرانه گفت
غره شدی به ذوق خود بشنو این جواب ما
روترشی چرا مگر صاف نبد شراب تو ؟
از پی امتحان بخور یک قدح از شراب ما
تا چه شوند عاشقان روز وصال ای خدا
چونک ز هم بشد جهان از بت بانقاب ما
از تبریز شمس دین روی نمود عاشقان
ای که هزار آفرین بر مه و آفتاب ما
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۷ از دیوان شمس مولانا؛ ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۶ از دیوان شمس مولانا؛ دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را …
تفسیر این شعر

این شعر از مولانا جلالالدین رومی، شاعر و عارف بزرگ ایرانی است. در این شعر، مولانا به موضوعاتی چون عشق، وصال، و زیبایی میپردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. بیت اول: ماه زیبا و درست را ببین که خواب ما را شکسته است. این ماه از آسمان هفتم میتابد و به وطن ما که خراب است، نور میبخشد. (اینجا اشاره به روشنایی و آگاهی دارد که عشق و زیبایی به زندگی میآورد.)
2. بیت دوم: خواب را از چشمان ما ببر، چون روز به شب تبدیل شده است. دیگر آب به تشنگان نده، چون عشق ما کافی است. (اینجا مولانا به شدت عشق و نیاز به آن اشاره میکند.)
3. بیت سوم: تمام راهها از خون عشق او چکیده است و بوی دلفریب کباب از جگر ما برمیخیزد. (عشق درد و رنجی دارد که برای عاشق شیرین است و این دردها را توصیف میکند.)
4. بیت چهارم: شکر باکرانه (شکر خالص) را با شکر بیکرانه (شکر بیپایان) مقایسه میکند و میگوید: تو به ذوق خود مغرور شدهای، حالا این جواب ما را بشنو. (اینجا اشاره به تفاوت بین عشق حقیقی و ظاهری دارد.)
5. بیت پنجم: چرا شراب تو ترش است؟ مگر شراب تو صاف نیست؟ یک بار امتحان کن و یک قدح از شراب ما بنوش. (مولانا به زیبایی و لذت عشق اشاره میکند و میخواهد که دیگران طعم واقعی عشق را بچشند.)
6. بیت ششم: ای خدا، عاشقان در روز وصال چه خواهند شد؟ چون جهان از هم جدا شده است به خاطر بت پنهانی ما. (این بیت به جدایی و آرزوی وصال عاشقان اشاره دارد.)
7. بیت هفتم: شمس دین تبریزی بر عاشقان روی آورده است. ای کسی که هزار بار بر ماه و آفتاب ما آفرین میفرستی. (شمس دین تبریزی، دوست نزدیک مولانا و منبع الهام اوست، و او را ستایش میکند.)
به طور کلی، این شعر تجلی عشق عمیق و روحانی مولاناست که در آن از زیباییها، دردها، و لذتهای عشق سخن میگوید و دعوت به تجربه واقعی عشق میکند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۵ از دیوان شمس مولانا؛ با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۴ از دیوان شمس مولانا؛ در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










