شعر شماره ۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ شب را نوشیده ام و بر این شاخه های شکسته می گریم

شعر شماره ۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه قرار داده‌ایم. سپهری با استفاده از تصاویر زیبا و خیال‌انگیز، احساسات و اندیشه‌های خود را به تصویر می‌کشد. او از تشبیهات و استعاره‌ها به طور مؤثر استفاده می‌کند تا عمق احساساتش را منتقل کند. همچنین شعر شماره ۹ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ روزی خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۸ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ شب را نوشیده ام و بر این شاخه های شکسته می گریم

شعر شماره ۸

شب را نوشیده ام

و بر این شاخه های شکسته می گریم

مرا تنها گذار

ای چشم تبدار سرگردان

مرا با رنج بودن تنها گذار

مگذار خواب وجودم را پر پر کنم

مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم

و به دامن بی تار و پود رویاها بیاویزم

سپیدی های فریب

روی ستون های بی سایه رجز می خوانند

طلسم شکسته خوابم را بنگر

بیهوده به زنجیر مروارید چشم آویخته

او را بگو

تپش جهنمی مست

او را بگو : نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ام

نوشیده ام که پیوسته بی آرامم

جهنم سرگردان

مرا تنها گذار

مطلب مشابه: شعر شماره ۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ رنگی کنار شب بی حرف مرده است

مطلب مشابه: شعر شماره ۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ کوهساران مرا پر کن ای طنین فراموشی

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به احساسات عمیق و تنهایی شاعر اشاره دارد. بیایید هر بخش را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. شب و گریه: شاعر از شب صحبت می‌کند که آن را “نوشیده” است، یعنی شب را با تمام احساساتش تجربه کرده و در حال گریه بر روی “شاخه‌های شکسته” است. این تصویر نشان‌دهنده احساس درد و ناراحتی اوست.

2. تنهایی و رنج: شاعر از کسی می‌خواهد که او را تنها بگذارد. او به “چشم تبدار سرگردان” اشاره می‌کند، که ممکن است نمادی از نگرانی یا جستجوی چیزی باشد. شاعر نمی‌خواهد که رنجش را با کسی تقسیم کند.

3. خواب و تنهایی: او از خواب وجودش می‌گوید و نمی‌خواهد که این خواب را از دست بدهد. او به نوعی در تلاش است تا از تنهایی و تاریکی فرار کند.

4. فریب و رویاها: شاعر به “سپیدی‌های فریب” اشاره می‌کند که بر روی “ستون‌های بی سایه” هستند. این ممکن است به امیدها یا آرزوهایی اشاره داشته باشد که در واقعیت به حقیقت نمی‌پیوندند.

5. طلسم و زنجیر: او از “طلسم شکسته خوابش” صحبت می‌کند، یعنی شاید امیدها یا رویاهایش دیگر برایش کار نمی‌کنند. او به زنجیر مروارید چشم اشاره می‌کند که نشان‌دهنده زیبایی یا آرزوهای گرانبهاست، اما در عین حال او را به بند کشیده است.

6. تپش جهنمی: شاعر احساس می‌کند که در جهنم سرگردان است، و از کسی می‌خواهد که او را تنها بگذارد. او به نوعی در حال بیان این است که عشق یا رابطه‌ای که داشته، او را به این حالت رسانده است.

در کل، این شعر به احساسات عمیق تنهایی، ناامیدی و تلاش برای فرار از درد و رنج اشاره دارد. شاعر در تلاش است تا با بیان این احساسات، وضعیت روحی خود را منتقل کند و نشان دهد که چگونه عشق یا رابطه‌های پیچیده می‌توانند انسان را به جهنم ببرند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ای درخور اوج ! آواز تو در کوه سحر …

مطلب مشابه: شعر شماره ۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ شب سردی است، و من افسرده …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.