شعر شماره ۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ کوهساران مرا پر کن ای طنین فراموشی

شعر شماره ۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه بخوانید. سهراب سپهری، شاعر و نقاش معاصر ایرانی، به خاطر ویژگی‌های خاص اشعارش شناخته شده است. این ویژگی‌ها نه تنها او را از دیگر شاعران متمایز می‌کند، بلکه تأثیر عمیقی بر ادبیات معاصر ایران گذاشته است. همچنین شعر شماره ۷ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ رنگی کنار شب بی حرف مرده است را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۶ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ کوهساران مرا پر کن ای طنین فراموشی

شعر شماره ۶

کوهساران مرا پر کن ای طنین فراموشی

نفرین به زیبایی آب تاریک خروشان که هست مرا

فرو پیچد و برد

تو ناگهان زیبا هستی اندامت گردابی است

موج تو اقلیم مرا گرفت

ترا یافتم آسمان ها را پی بردم

ترا یافتم درها را گشودم شاخه ها را خواندم

افتاده باد آن برگ که به آهنگ وزش‌هایت نلرزد

مژگان تو لرزید رویا درهم شد

تپیدی : شیره گل بگردش آمد

بیدار شدی : جهان سر بر داشت جوی از جا جهید

براه افتادی : سیم

جاده غرق نوا شد

در کف تست رشته دگرگونی

از بیم زیبایی می گریزم و چه بیهوده : فضا را گرفتهای

یادت جهان را پر غم می کند و فراموشی کیمیاست

در غم گداختم ای بزرگ ای تابان

سر بر زن شب زیست را در هم ریز ستاره دیگر خاک

جلوه ای ای برون از دید

از بیکران تو می ترسم ای

دوست موج نوازشی

مطلب مشابه: شعر شماره ۵ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ ای درخور اوج ! آواز تو در کوه سحر …

مطلب مشابه: شعر شماره ۴ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ شب سردی است، و من افسرده …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به زیبایی و پیچیدگی احساسات انسانی می‌پردازد و در عین حال به موضوعاتی چون عشق، زیبایی و فراموشی اشاره دارد. در ادامه، متن شعر را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

توضیحات:

1. کوهساران مرا پر کن ای طنین فراموشی:

   شاعر از “کوهساران” می‌خواهد که او را با صدای فراموشی پر کند. این به معنای دور شدن از خاطرات تلخ یا دردناک است.

2. نفرین به زیبایی آب تاریک خروشان که هست مرا:

   شاعر به زیبایی‌های خطرناک و گمراه‌کننده اشاره می‌کند. آب تاریک می‌تواند نماد زیبایی‌هایی باشد که ممکن است انسان را به دردسر بیندازند.

3. تو ناگهان زیبا هستی اندامت گردابی است:

   شاعر به شخصی (شاید معشوقش) اشاره می‌کند که ناگهان زیبایی‌اش او را مجذوب کرده و این زیبایی مانند گردابی او را در خود غرق می‌کند.

4. موج تو اقلیم مرا گرفت:

   موج زیبایی آن شخص، زندگی و دنیای شاعر را تحت تأثیر قرار داده است.

5. ترا یافتم آسمان ها را پی بردم:

   شاعر با پیدا کردن آن شخص، به عمق و وسعت احساسات و تجربیات جدید پی می‌برد.

6. افتاده باد آن برگ که به آهنگ وزش‌هایت نلرزد:

   شاعر آرزو دارد که هیچ چیز نتواند زیبایی و تأثیر آن شخص را تحت تأثیر قرار دهد.

7. در کف تست رشته دگرگونی:

   شاعر احساس می‌کند که در دست آن شخص، قدرت تغییر و تحول وجود دارد.

8. از بیم زیبایی می‌گریزم و چه بیهوده:

   شاعر از زیبایی‌های آن شخص می‌ترسد، اما می‌داند که این ترس بی‌فایده است.

9. یادت جهان را پر غم می‌کند و فراموشی کیمیاست:

   یاد آن شخص برای شاعر غم‌انگیز است و فراموشی به عنوان یک دارو برای دردها شناخته می‌شود.

10. در غم گداختم ای بزرگ ای تابان:

    شاعر در غم خود ذوب شده است و به آن شخص به عنوان یک نور بزرگ اشاره می‌کند.

11. سر بر زن شب زیست را در هم ریز ستاره دیگر خاک:

    شاعر از آن شخص می‌خواهد که زندگی را تحت تأثیر قرار دهد و ستاره‌ها را در هم بریزد.

12. جلوه ای ای برون از دید:

    شاعر به زیبایی‌های پنهان و غیرقابل مشاهده اشاره دارد.

13. از بیکران تو می‌ترسم ای دوست موج نوازشی:

    شاعر از عمق و وسعت احساساتش نسبت به آن شخص می‌ترسد، اما او را به عنوان یک دوست و منبع آرامش می‌شناسد.

در کل، شعر به زیبایی عشق، ترس از گم شدن در آن عشق و همچنین حسرت بر فراموشی و غم می‌پردازد.

مطلب مشابه: شعر شماره ۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ صدا کن مرا صدای تو خوب است

مطلب مشابه: شعر شماره ۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ گوش کن دورترین مرغ جهان می‌خواند

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.