شعر شماره ۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ گوش کن دورترین مرغ جهان می‌خواند

شعر شماره ۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری را در روزانه قرار داده‌ایم. یکی از بارزترین ویژگی‌های اشعار سپهری، توجه عمیق او به طبیعت و عناصر آن است. او به زیبایی‌های طبیعی مانند درختان، آب، آسمان و گل‌ها اشاره می‌کند و این عناصر را با احساسات انسانی پیوند می‌زند. همچنین شعر شماره ۳ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ صدا کن مرا صدای تو خوب است را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲ از مجموعه اشعار سهراب سپهری؛ گوش کن دورترین مرغ جهان می‌خواند

شعر شماره ۲

گوش کن

دورترین مرغ جهان می‌خواند

شب سلیس است، و یکدست، و باز

شمعدانی‌ها

و صدادارترین شاخه فصل، ماه را می‌شنوند

پلکان جلو ساختمان

در فانوس به دست

و در اسراف نسیم

گوش کن، جاده صدا می‌زند از دور قدم‌های ترا

چشم تو زینت تاریکی نیست!

پلک‌ها را بتکان

کفش به پا کن

و بیا!

و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد!

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو

و مزامیر شب اندام تو را

مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند

پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت :

“بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق، تَر است”

مطلب مشابه: شعر شماره ۱ از مجموعه اشعار سهراب سپهری (امشب در یک خواب عجیب …)

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به بیان احساسات عمیق و زیبایی‌های زندگی می‌پردازد. در اینجا، شاعر از ما دعوت می‌کند که به دنیای اطراف خود توجه کنیم و زیبایی‌ها را درک کنیم.

1. گوش کن: شاعر از ما می‌خواهد که به صداها و زیبایی‌های اطراف گوش دهیم.

2. دورترین مرغ جهان می‌خواند: اشاره به صدای پرنده‌ای دوردست دارد که آواز می‌خواند، نماد زیبایی و آرامش است.

3. شب سلیس است: شب آرام و بی‌صداست و همه چیز در سکوت است.

4. شمعدانی‌ها و صدادارترین شاخه فصل: اشاره به گل‌ها و طبیعت دارد که در این شب زیبا حضور دارند.

5. پلکان جلو ساختمان: شاید به مکانی اشاره دارد که منتظر کسی است.

6. جاده صدا می‌زند از دور قدم‌های تو: این جمله نشان می‌دهد که یاد کسی در دل شاعر زنده است و او را به یاد می‌آورد.

7. چشم تو زینت تاریکی نیست!: شاید به این معناست که در تاریکی، نگاه تو نمی‌تواند روشنایی بیاورد؛ باید حرکت کنی.

8. کفش به پا کن و بیا!: دعوت به عمل و حرکت به سوی زیبایی‌هاست.

9. پر ماه به انگشت تو هشدار دهد: اشاره به این دارد که زیبایی و نور ماه می‌تواند زندگی ما را روشن کند.

10. زمان روی کلوخی بنشیند با تو: نشان‌دهنده آرامش و سکون است، جایی که می‌توانیم لحظاتی را با هم بگذرانیم.

11. مزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند: شب و زیبایی آن می‌تواند ما را در خود غرق کند.

12. پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت: اشاره به شخصی دارد که در آنجا با شما صحبت خواهد کرد.

13. بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق، تَر است: این جمله بیانگر این است که عشق و ارتباط عمیق با دیگران، بهترین تجربه زندگی است.

نتیجه‌گیری:

شاعر ما را به سفر در دنیای احساسات و زیبایی‌های زندگی دعوت می‌کند و بر اهمیت عشق و ارتباطات انسانی تأکید می‌کند. این شعر حس انتظار، زیبایی طبیعت و اهمیت عشق را به تصویر می‌کشد.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ تو را من چشم در راهم شباهنگام …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.