شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ شب همه شب شکسته خواب به چشمم …

شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار نیما یوشیج را در روزانه برای شما اهالی شعر قرار داده‌ایم. اشعار نیما سرشار از تصویرسازی‌های زیبا و توصیف‌های دقیق از طبیعت و احساسات انسانی هستند. او با استفاده از زبان ساده و در عین حال عمیق، توانسته است احساسات پیچیده را به تصویر بکشد. همچنین شعر شماره ۲۲ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ چوک و چوک!… گم کرده راهش در شب تاریک … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ شب همه شب شکسته خواب به چشمم ...

شعر شماره ۲۱

شب همه شب شکسته خواب به چشمم

گوش بر زنگ کاروانستم

با صداهای نیم زنده ز دور

هم عنان گشته هم زبان هستم.

جاده اما ز همه کس خالی است

ریخته بر سر آوار آوار

این منم مانده به زندان شب تیره که باز

شب همه شب

گوش بر زنگ کاروانستم.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۰ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ شب است، شبی بس تیرگی دمساز با آن …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۹ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ تی تیک در این کران ساحل و به نیمه شب …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به تجربه‌های درونی و احساسی شاعر در شب و تنهایی اشاره دارد. بیایید آن را به زبان ساده‌تری توضیح دهیم:

1. شب و خواب شکسته: شاعر در ابتدای شعر می‌گوید که شب‌ها به سختی می‌تواند بخوابد. این نشان‌دهنده‌ی بی‌خوابی یا نگرانی‌های اوست.

2. گوش دادن به صداها: او به صداهای دور دست، مانند صدای کاروان‌ها گوش می‌دهد. این صداها ممکن است یادآور حرکت و زندگی باشند، در حالی که او خود در تنهایی و سکوت شب قرار دارد.

3. نیم زنده: عبارت “نیم زنده” به این معناست که او احساس زنده بودن نمی‌کند و شاید در وضعیت بین خواب و بیداری است. این نشان‌دهنده‌ی احساس عدم آرامش و ناآرامی اوست.

4. جاده خالی: شاعر اشاره می‌کند که جاده‌ای که او در آن است، خالی از دیگران است. این احساس تنهایی و انزوا را بیشتر می‌کند.

5. آوار آوار: این عبارت به نوعی به وضعیت خراب و نامناسب زندگی اشاره دارد، گویی همه چیز در هم ریخته و بی‌نظم است.

6. زندانی در شب تیره: شاعر خود را به عنوان کسی که در زندان شب تیره مانده توصیف می‌کند. این نشان‌دهنده‌ی احساس محبوس بودن و نبود امید است.

7. تکرار گوش دادن به زنگ کاروان: در انتها، دوباره تأکید می‌کند که همچنان به صداهای دور گوش می‌دهد. این نشان‌دهنده‌ی امیدواری او به حرکت و تغییر، حتی در میان تاریکی و تنهایی است.

به طور کلی، شعر بیانگر احساس تنهایی، بی‌خوابی و ناآرامی شاعر در شب‌های تاریک است. او در جستجوی امید و زندگی است، اما در عین حال با چالش‌های درونی خود دست و پنجه نرم می‌کند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۸ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ آسمان یکریز می بارد روی بندرگاه …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۷ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ ول کنید اسب مرا راه توشه ی سفرم را و نمد زینم را …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.